مطالب پیشنهادی![]()
اندرآ با ما نشان ده راستک
ماجرا را در میان نه راستک
چون کمانی با من آخر پیش آ
همچو تیری کید از زه راستک
ای فضولی سو به سو چندین مجه
ور جهی باری برون جه راستک
ده خدایی نیست جز تو هیچ کس
کو بگوید حال این ده راستک
چون تو آدینه نخواهی آمدن
وعده مان ده روز شنبه راستک
در دروغ و مکر ذوقی هست لیک
آن نمیارزد همان به راستک
گر بدیدی شمس تبریزی بگو
یک نشان با کهترین که راستک
این غزل مولانا، درخواستی صمیمانه و بیپرده از معشوق (شمس تبریزی) برای حضور صادقانه و روشن ساختن حقیقت است. مولانا با تأکید بر راستی و شفافیت، معشوق را تنها کسی میداند که میتواند احوال این “ده” (عالم یا دل) را به درستی بیان کند. او از لذت گذرا و بیارزش دروغ میگوید و در نهایت، خواهان نشانهای از شمس است که حقیقت را به روشنترین شکل ممکن آشکار کند.
غزل با دعوتی از معشوق آغاز میشود: “اندرآ با ما نشان ده راستک / ماجرا را در میان نه راستک“. با ما درون بیا و نشانهای از راستی (حقیقت) به ما بنما. و ماجرا (قصه عشق و هستی) را راست و بیپرده در میان بگذار.
“چون کمانی با من آخر پیش آ / همچو تیری کید از زه راستک“. (ای معشوق) مانند کمان (که مستقیم و بیحجاب است) با من پیش بیا. نه اینکه مانند تیر (که با فریب و پنهانکاری) از زه کمان (وتر) بیرون آید (اشاره به پنهانکاری و عدم صداقت).
مولانا به مدعیان و جستجوگران سطحی هشدار میدهد: “ای فضولی سو به سو چندین مجه / ور جهی باری برون جه راستک“. ای فضول (کسی که در کار دیگران دخالت میکند یا جستجوی بیهدف دارد)، اینقدر سو به سو و بیجهت مپر (در عالم نگرد). و اگر هم میپری، حداقل بیرون بپر (از محدودیتها رها شو) و راست و بیپرده بپر.
“ده خدایی نیست جز تو هیچ کس / کو بگوید حال این ده راستک“. هیچ صاحب و خدایی برای این روستا (ده، کنایه از عالم وجود یا دل عاشق) جز تو (ای معشوق) نیست. که بتواند حال و احوال این ده را راست و صحیح بگوید.
مولانا خواستار وعدهای از وصال است: “چون تو آدینه نخواهی آمدن / وعده مان ده روز شنبه راستک“. از آنجا که تو (ای معشوق) روز آدینه (روز جمعه که در آن زمان دیدار میسر نبوده یا کنایه از روز موعود) نمیخواهی بیایی. پس وعده دیدارمان را روز شنبه (پس از آدینه، یا روز دیدار حقیقی) راست و حتمی بده.
“در دروغ و مکر ذوقی هست لیک / آن نمیارزد همان به راستک“. در دروغ و فریب، لذتی (ذوقی) وجود دارد. اما آن (لذت دروغ) نمیارزد (ارزشی ندارد)، همان بهتر که راستی باشد.
غزل با درخواستی مستقیم از شمس به پایان میرسد: “گر بدیدی شمس تبریزی بگو / یک نشان با کهترین که راستک“. اگر شمس تبریزی را دیدی (خطاب به مخاطب یا به خودش)، بگو (که از او) یک نشانه (علامت و دلیل) راست و حقیقی با کهترین (کوچکترین) (یعنی با این بنده حقیر) بده. (مولانا خواهان یک نشانهی بیپرده از حقیقت شمس است).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر