مطالب پیشنهادی![]()
جان و سر تو که بگو بینفاق
در کرم و حسن چرایی تو طاق
روی چو خورشید تو بخشش کند
روز وصالی که ندارد فراق
دل ز همه برکنم از بهر تو
بهر وفای تو ببندم نطاق
گر تو مرا گویی رو صبر کن
باشد تکلیف بما لایطاق
سخت بود هجر و فراق ای حبیب
خاصه فراقی ز پی اعتناق
چون پدر و مادر عقلست و روح
هر دو توی چون شوم ای دوست عاق
روم چو در مهر تو آهی کنند
دود رسد جانب شام و عراق
در تتق سینه عشاق تو
ماه رخان قندلبان سیم ساق
رقص کنان در خضر لطف تو
نوش کنان ساغر صدق و وفاق
دست زنان جمله و گویان بلاغ
طاق و طرنبین و طرنبین و طاق
مژده کسی را که زرش دزد برد
مژده کسی را که دهد زن طلاق
خاصه کسی را که جهان را همه
ترک کند فرد شود بیشقاق
لاجرمش عشق کشد پیشکش
همچو محمد به سحرگه براق
بربردش زود براق دلش
فوق سماوات رفاع طباق
جان و سر تو که بگو باقیش
که دهنم بسته شد از اشتیاق
هر چه بگفتم کژ و مژ راست کن
چونک مهندس توی و من مشاق
این غزل مولانا، بیانگر عشق بیقید و شرط و درخواست وصال از معشوق حقیقی است. مولانا با سوگند به جان و سر معشوق، او را در کرم و زیبایی بیهمتا میداند و به سختی هجران و غیرممکن بودن صبر برای عاشق اشاره میکند. او معشوق را منشأ عقل و روح دانسته و در نهایت به معراج عاشق در راه عشق میپردازد.
غزل با خطاب به معشوق و بیان بیهمتایی او آغاز میشود: “جان و سر تو که بگو بینفاق / در کرم و حسن چرایی تو طاق“. به جان و سر تو سوگند، بیهیچ نفاق و دورویی بگو (که چرا). در کرم و بخشش، و در حسن و زیبایی، تو بیهمتا (طاق) هستی.
“روی چو خورشید تو بخشش کند / روز وصالی که ندارد فراق“. چهره تو که مانند خورشید است، بخشش میکند. آن هم روزی از وصال (وصلت با تو) که هیچ فراقی (جدایی) ندارد. (اشاره به وصال ابدی در عشق).
مولانا به فداکاری عاشق و بیتابی او اشاره میکند: “دل ز همه برکنم از بهر تو / بهر وفای تو ببندم نطاق“. دل از همه چیز و همه کس برمیکنم، تنها به خاطر تو. و برای وفاداری به تو، نطاق (کمر، اشاره به بستن کمر همت و آماده شدن) میبندم.
“گر تو مرا گویی رو صبر کن / باشد تکلیف بما لایطاق“. اگر تو (ای معشوق) به من بگویی که “برو و صبر کن”. این تکلیفی است که من طاقت آن را ندارم (ما لایطاق). (صبر در عشق برای عاشق محال است).
مولانا به رنج هجران و جایگاه معشوق اشاره میکند: “سخت بود هجر و فراق ای حبیب / خاصه فراقی ز پی اعتناق“. هجران و فراق بسیار سخت و دشوار است ای حبیب (معشوق). به خصوص فراقی که پس از آغوش گرفتن (اعتناق، یعنی پس از وصال) باشد.
“چون پدر و مادر عقلست و روح / هر دو توی چون شوم ای دوست عاق“. از آنجا که عقل و روح، پدر و مادرشان تویی (معشوق منشأ عقل و روح است). چگونه میتوانم ای دوست، نافرمان (عاق) تو شوم؟
مولانا به تأثیر عشق بر عالم و عاشقان اشاره میکند: “روم چو در مهر تو آهی کنند / دود رسد جانب شام و عراق“. (آنقدر عاشقانت در راه تو آه میکشند که) اگر مردم روم در مهر و عشق تو آهی بکشند. دود آن (آه) تا جانب شام و عراق (نقاط دوردست) میرسد.
“در تتق سینه عشاق تو / ماه رخان قندلبان سیم ساق“. در پرده و خیمه سینه عاشقان تو (قلبهای عاشقان). ماه رویان (زیبارویان)، قندلبان (با لبهای شیرین) و سیم ساقان (با ساقهای سیمین، اشاره به زیبایی و لطافت).
مولانا به شور و مستی عاشقان اشاره میکند: “رقص کنان در خضر لطف تو / نوش کنان ساغر صدق و وفاق“. (آن ماه رویان و عاشقان) رقصکنان در سبزهزار لطف تو (در فیض و کرم تو). و نوشکنان ساغر صدق و وفاق (جام راستی و موافقت با حق) هستند.
“دست زنان جمله و گویان بلاغ / طاق و طرنبین و طرنبین و طاق“. همگی دستزنان (در حال سماع و شادی) و گویان بلاغ (رساننده پیام عشق) هستند. (و با آهنگ خاصی میگویند) طاق و طرنبین و طرنبین و طاق (کلماتی که وزن و قافیه موسیقایی دارند و نشان دهنده شور و مستی است).
“مژده کسی را که زرش دزد برد / مژده کسی را که دهد زن طلاق“. مژده و بشارت باد بر کسی که زرش را دزد ببرد (از تعلقات دنیوی رها شود). مژده باد بر کسی که زنش را طلاق دهد (از تعلقات نفسانی و دنیوی رها شود).
“خاصه کسی را که جهان را همه / ترک کند فرد شود بیشقاق“. به خصوص مژده بر کسی که تمام جهان را ترک کند (از دنیا دست بکشد). و تنها و یگانه شود بدون هیچ تفرقه و جدایی (بیشقاق).
مولانا به معراج معنوی عاشق اشاره میکند: “لاجرمش عشق کشد پیشکش / همچو محمد به سحرگه براق“. ناگزیر عشق (معشوق) او را به سوی خود پیش میکشد (همچون پیشکشی). مانند حضرت محمد (ص) که در سحرگاه بر براق سوار شد (اشاره به معراج پیامبر).
“بربردش زود براق دلش / فوق سماوات رفاع طباق“. براق دلش (مرکب معراج دل) او را به سرعت بالا برد. بالاتر از آسمانهای بلند و طبقه طبقه (رفاع طباق).
مولانا به نهایت اشتیاق و ناتوانی در بیان اشاره میکند: “جان و سر تو که بگو باقیش / که دهنم بسته شد از اشتیاق“. به جان و سر تو سوگند، بقیه سخن را خودت بگو (ای معشوق). زیرا دهان من از شدت اشتیاق (و عظمت آنچه باید گفت) بسته شده است.
“هر چه بگفتم کژ و مژ راست کن / چونک مهندس توی و من مشاق“. هر آنچه من کج و معوج (ناقص و نادرست) گفتم، راست و درست کن. زیرا مهندس (طراح و عالم حقیقی) تویی، و من تنها مشاق (هنرجو و کسی که از روی الگو کپی میکند) هستم.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر