تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1313

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1313

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1313

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۱۳

جان و سر تو که بگو بی‌نفاق
در کرم و حسن چرایی تو طاق

روی چو خورشید تو بخشش کند
روز وصالی که ندارد فراق

دل ز همه برکنم از بهر تو
بهر وفای تو ببندم نطاق

گر تو مرا گویی رو صبر کن
باشد تکلیف بما لایطاق

سخت بود هجر و فراق ای حبیب
خاصه فراقی ز پی اعتناق

چون پدر و مادر عقلست و روح
هر دو توی چون شوم ای دوست عاق

روم چو در مهر تو آهی کنند
دود رسد جانب شام و عراق

در تتق سینه عشاق تو
ماه رخان قندلبان سیم ساق

رقص کنان در خضر لطف تو
نوش کنان ساغر صدق و وفاق

دست زنان جمله و گویان بلاغ
طاق و طرنبین و طرنبین و طاق

مژده کسی را که زرش دزد برد
مژده کسی را که دهد زن طلاق

خاصه کسی را که جهان را همه
ترک کند فرد شود بی‌شقاق

لاجرمش عشق کشد پیشکش
همچو محمد به سحرگه براق

بربردش زود براق دلش
فوق سماوات رفاع طباق

جان و سر تو که بگو باقیش
که دهنم بسته شد از اشتیاق

هر چه بگفتم کژ و مژ راست کن
چونک مهندس توی و من مشاق

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۱۳ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر عشق بی‌قید و شرط و درخواست وصال از معشوق حقیقی است. مولانا با سوگند به جان و سر معشوق، او را در کرم و زیبایی بی‌همتا می‌داند و به سختی هجران و غیرممکن بودن صبر برای عاشق اشاره می‌کند. او معشوق را منشأ عقل و روح دانسته و در نهایت به معراج عاشق در راه عشق می‌پردازد.

بی‌همتایی در کرم و حسن (بیت ۱ و ۲)

غزل با خطاب به معشوق و بیان بی‌همتایی او آغاز می‌شود: “جان و سر تو که بگو بی‌نفاق / در کرم و حسن چرایی تو طاق“. به جان و سر تو سوگند، بی‌هیچ نفاق و دورویی بگو (که چرا). در کرم و بخشش، و در حسن و زیبایی، تو بی‌همتا (طاق) هستی.

روی چو خورشید تو بخشش کند / روز وصالی که ندارد فراق“. چهره تو که مانند خورشید است، بخشش می‌کند. آن هم روزی از وصال (وصلت با تو) که هیچ فراقی (جدایی) ندارد. (اشاره به وصال ابدی در عشق).

دل کندن از همه و محال بودن صبر (بیت ۳ و ۴)

مولانا به فداکاری عاشق و بی‌تابی او اشاره می‌کند: “دل ز همه برکنم از بهر تو / بهر وفای تو ببندم نطاق“. دل از همه چیز و همه کس برمی‌کنم، تنها به خاطر تو. و برای وفاداری به تو، نطاق (کمر، اشاره به بستن کمر همت و آماده شدن) می‌بندم.

گر تو مرا گویی رو صبر کن / باشد تکلیف بما لایطاق“. اگر تو (ای معشوق) به من بگویی که “برو و صبر کن”. این تکلیفی است که من طاقت آن را ندارم (ما لایطاق). (صبر در عشق برای عاشق محال است).

سختی هجران و معشوقِ عقل و روح (بیت ۵ و ۶)

مولانا به رنج هجران و جایگاه معشوق اشاره می‌کند: “سخت بود هجر و فراق ای حبیب / خاصه فراقی ز پی اعتناق“. هجران و فراق بسیار سخت و دشوار است ای حبیب (معشوق). به خصوص فراقی که پس از آغوش گرفتن (اعتناق، یعنی پس از وصال) باشد.

چون پدر و مادر عقلست و روح / هر دو توی چون شوم ای دوست عاق“. از آنجا که عقل و روح، پدر و مادرشان تویی (معشوق منشأ عقل و روح است). چگونه می‌توانم ای دوست، نافرمان (عاق) تو شوم؟

آه عاشقان و رقص ماه رویان (بیت ۷ و ۸)

مولانا به تأثیر عشق بر عالم و عاشقان اشاره می‌کند: “روم چو در مهر تو آهی کنند / دود رسد جانب شام و عراق“. (آنقدر عاشقانت در راه تو آه می‌کشند که) اگر مردم روم در مهر و عشق تو آهی بکشند. دود آن (آه) تا جانب شام و عراق (نقاط دوردست) می‌رسد.

در تتق سینه عشاق تو / ماه رخان قندلبان سیم ساق“. در پرده و خیمه سینه عاشقان تو (قلب‌های عاشقان). ماه رویان (زیبارویان)، قندلبان (با لب‌های شیرین) و سیم ساقان (با ساق‌های سیمین، اشاره به زیبایی و لطافت).

رقص و غوغا و مژده رهایی (بیت ۹ تا ۱۲)

مولانا به شور و مستی عاشقان اشاره می‌کند: “رقص کنان در خضر لطف تو / نوش کنان ساغر صدق و وفاق“. (آن ماه رویان و عاشقان) رقص‌کنان در سبزه‌زار لطف تو (در فیض و کرم تو). و نوش‌کنان ساغر صدق و وفاق (جام راستی و موافقت با حق) هستند.

دست زنان جمله و گویان بلاغ / طاق و طرنبین و طرنبین و طاق“. همگی دست‌زنان (در حال سماع و شادی) و گویان بلاغ (رساننده پیام عشق) هستند. (و با آهنگ خاصی می‌گویند) طاق و طرنبین و طرنبین و طاق (کلماتی که وزن و قافیه موسیقایی دارند و نشان دهنده شور و مستی است).

مژده کسی را که زرش دزد برد / مژده کسی را که دهد زن طلاق“. مژده و بشارت باد بر کسی که زرش را دزد ببرد (از تعلقات دنیوی رها شود). مژده باد بر کسی که زنش را طلاق دهد (از تعلقات نفسانی و دنیوی رها شود).

خاصه کسی را که جهان را همه / ترک کند فرد شود بی‌شقاق“. به خصوص مژده بر کسی که تمام جهان را ترک کند (از دنیا دست بکشد). و تنها و یگانه شود بدون هیچ تفرقه و جدایی (بی‌شقاق).

براق عشق و معراج دل (بیت ۱۳ و ۱۴)

مولانا به معراج معنوی عاشق اشاره می‌کند: “لاجرمش عشق کشد پیشکش / همچو محمد به سحرگه براق“. ناگزیر عشق (معشوق) او را به سوی خود پیش می‌کشد (همچون پیشکشی). مانند حضرت محمد (ص) که در سحرگاه بر براق سوار شد (اشاره به معراج پیامبر).

بربردش زود براق دلش / فوق سماوات رفاع طباق“. براق دلش (مرکب معراج دل) او را به سرعت بالا برد. بالاتر از آسمان‌های بلند و طبقه طبقه (رفاع طباق).

خاموشی از اشتیاق و درخواست هدایت (بیت ۱۵ و ۱۶)

مولانا به نهایت اشتیاق و ناتوانی در بیان اشاره می‌کند: “جان و سر تو که بگو باقیش / که دهنم بسته شد از اشتیاق“. به جان و سر تو سوگند، بقیه سخن را خودت بگو (ای معشوق). زیرا دهان من از شدت اشتیاق (و عظمت آنچه باید گفت) بسته شده است.

هر چه بگفتم کژ و مژ راست کن / چونک مهندس توی و من مشاق“. هر آنچه من کج و معوج (ناقص و نادرست) گفتم، راست و درست کن. زیرا مهندس (طراح و عالم حقیقی) تویی، و من تنها مشاق (هنرجو و کسی که از روی الگو کپی می‌کند) هستم.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: