مطالب پیشنهادی![]()
گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ
گویند صبح نبود شام تو را دروغ
گویند بهر عشق تو خود را چه میکشی
بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ
گویند اشک چشم تو در عشق بیهدهست
چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ
گویند چون ز دور زمانه برون شدیم
زان سو روان نباشد این جان ما دروغ
گویند آن کسان که نرستند از خیال
جمله خیال بد قصص انبیا دروغ
گویند آن کسان که نرفتند راه راست
ره نیست بنده را به جناب خدا دروغ
گویند رازدان دل اسرار و راز غیب
بیواسطه نگوید مر بنده را دروغ
گویند بنده را نگشایند راز دل
وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ
گویند آن کسی که بود در سرشت خاک
با اهل آسمان نشود آشنا دروغ
گویند جان پاک از این آشیان خاک
با پر عشق برنپرد بر هوا دروغ
گویند ذره ذره بد و نیک خلق را
آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ
خاموش کن ز گفت وگر گویدت کسی
جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ
این غزل مولانا، مناظرهای قدرتمند با منکران و شکاکان راه عشق و حقیقت است. مولانا با تکرار واژه “دروغ” در پایان هر مصرع، تمام باورهای غلط و سطحی را که مانع درک حقایق عرفانی میشوند، رد میکند. او بر وفای عشق، بقای بعد از فنا، دیدار حق، جاودانگی جان، حقیقت انبیا و اولیا، و قدرت مطلق الهی تأکید دارد.
غزل با رد اولین باور غلط آغاز میشود: “گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ / گویند صبح نبود شام تو را دروغ“. کسانی که حقیقت را نمیبینند، میگویند که شاه عشق (معشوق الهی) وفادار نیست. این دروغ است! (زیرا عشق حقیقی نهایت وفاست). همچنین میگویند که بعد از تاریکی شب (شام)، صبحی برای تو وجود ندارد. این نیز دروغ است! (اشاره به امید به وصال و روشن شدن افق).
“گویند بهر عشق تو خود را چه میکشی / بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ“. میگویند که چرا به خاطر عشق خود را نابود میکنی (فنای جسمانی یا فنای خودی). (و اضافه میکنند که) بعد از فنای جسم، بقایی (جاودانگی روحی) وجود ندارد. این نیز دروغ است! (مولانا به بقای بعد از فنا در عشق اشاره دارد).
مولانا به امکان دیدار حق اشاره میکند: “گویند اشک چشم تو در عشق بیهدهست / چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ“. میگویند که اشک ریختن تو در راه عشق بیهوده است (چون فایدهای ندارد). (و میگویند) هنگامی که چشمت بسته شد (مرگ فرا رسید)، دیداری (لقا و ملاقات با حق) وجود ندارد. این نیز دروغ است! (زیرا اشک عاشق بیفایده نیست و لقاءالله ممکن است).
“گویند چون ز دور زمانه برون شدیم / زان سو روان نباشد این جان ما دروغ“. میگویند وقتی از دور زمانه (گردش روزگار و دنیای مادی) خارج شدیم (مردیم). از آن سو (در عالم پس از مرگ)، این جان ما (روح) دیگر روان و زنده نخواهد بود. این نیز دروغ است! (اشاره به جاودانگی روح).
مولانا به حقیقت پیامبران اشاره میکند: “گویند آن کسان که نرستند از خیال / جمله خیال بد قصص انبیا دروغ“. کسانی که از خیال (اوهام و تصورات باطل دنیوی) رهایی نیافتهاند، میگویند که تمام قصههای انبیا (سرگذشت پیامبران) خیال باطل و بیاساس است. این نیز دروغ است! (زیرا داستانهای انبیا سرشار از حقیقت و معرفت است).
“گویند آن کسان که نرفتند راه راست / ره نیست بنده را به جناب خدا دروغ“. کسانی که راه راست (راه حق و سلوک) را نرفتهاند، میگویند که هیچ راهی برای بنده به سوی جناب خدا (پیشگاه الهی) وجود ندارد. این نیز دروغ است! (زیرا راه سلوک و تقرب به خدا همواره باز است).
مولانا به گشوده شدن رازها توسط حق اشاره میکند: “گویند رازدان دل اسرار و راز غیب / بیواسطه نگوید مر بنده را دروغ“. میگویند که رازدان دل (خداوند، که به اسرار دل آگاه است) و رازهای غیب (اسرار پنهان هستی) را بدون واسطه به بنده نمیگوید. این نیز دروغ است! (زیرا خداوند میتواند مستقیم با بندهاش سخن بگوید).
“گویند بنده را نگشایند راز دل / وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ“. میگویند که رازهای دل (اسرار پنهان درون) را برای بنده نمیگشایند. و از لطف و رحمت، بنده را به سماع (عالم سماع، عالم وجد و عروج) نمیبرند. این نیز دروغ است! (زیرا خداوند دل را میگشاید و به سماع میبرد).
“گویند آن کسی که بود در سرشت خاک / با اهل آسمان نشود آشنا دروغ“. میگویند کسی که سرشتش از خاک (مادی و زمینی) است، با اهل آسمان (فرشتگان یا مقربان الهی) آشنا نمیشود و همنشین نمیگردد. این نیز دروغ است! (زیرا انسان قابلیت عروج و ارتباط با عوالم بالا را دارد).
مولانا به پرواز جان با بال عشق اشاره میکند: “گویند جان پاک از این آشیان خاک / با پر عشق برنپرد بر هوا دروغ“. میگویند جان پاک (روح لطیف و رها) از این آشیان خاک (جسم مادی یا دنیای زمینی)، با بال عشق در هوا نمیتواند پرواز کند. این نیز دروغ است! (زیرا عشق بال پرواز روح است).
“گویند ذره ذره بد و نیک خلق را / آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ“. میگویند که آفتاب حق (خداوند)، برای ذره ذره اعمال بد و نیک بندگان، جزایی (پاداش یا کیفر) نمیرساند. این نیز دروغ است! (زیرا خداوند عادل است و هر عملی را پاداش و کیفر میدهد).
غزل با دعوتی به سکوت و اشاره به حقیقت سخن به پایان میرسد: “خاموش کن ز گفت وگر گویدت کسی / جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ“. (ای مولانا) از سخن گفتن خاموش شو. و اگر کسی به تو گفت که ادا و بیان سخن چیزی جز حرف و صوت (ظواهر کلامی) نیست. این نیز دروغ است! (زیرا حقیقت سخن ورای حروف و اصوات است و به دل میرسد).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر