مطالب پیشنهادی![]()
بیا بیا که توی جان جان جان سماع
هزار شمع منور به خاندان سماع
چو صد هزار ستاره ز تست روشن دل
بیا که ماه تمامی در آسمان سماع
بیا که جان و جهان در رخ تو حیرانست
بیا که بوالعجبی نیک در جهان سماع
بیا که بی تو به بازار عشق نقدی نیست
بیا که چون تو زری را ندید کان سماع
بیا که بر در تو شستهاند مشتاقان
ز بام خویش فروکن تو نردبان سماع
بیا که رونق بازار عشق از لب تست
که شاهدیست نهانی در این دکان سماع
بیار قند معانی ز شمس تبریزی
که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع
این غزل مولانا، دعوتی پرشور و تکراری از معشوق الهی است که او را سرچشمه و حقیقت سماع و هرگونه زیبایی و ارزش میداند. مولانا با تأکید بر حضور بیبدیل معشوق در عالم عشق، او را به تجلی و رخ نمودن فرا میخواند و در نهایت، به نقش شمس تبریزی در افشای این “قند معانی” اشاره میکند.
غزل با دعوتی مکرر و پرحرارت از معشوق آغاز میشود: “بیا بیا که توی جان جان جان سماع / هزار شمع منور به خاندان سماع“. بیا ای معشوق، که تو خود جان و حقیقت (جان جان جان) سماع (شور و وجد معنوی) هستی. (و با آمدن تو) هزاران شمع روشن (منور) در خاندان سماع (در محفل عارفان و در وجود سالکان) افروخته میشود.
“چو صد هزار ستاره ز تست روشن دل / بیا که ماه تمامی در آسمان سماع“. دلها مانند صدها هزار ستاره، به واسطه تو روشن میشوند. بیا که تو خود ماه تمام (ماه کامل، نماد زیبایی و کمال مطلق) در آسمان سماع هستی.
“بیا که جان و جهان در رخ تو حیرانست / بیا که بوالعجبی نیک در جهان سماع“. بیا که جان و جهان (تمام عالم هستی) در برابر چهره (رخ) تو حیران و سرگشته است. بیا که تو عجیبترین و بهترین پدیده (بوالعجبی نیک) در جهان سماع (عالم عشق و وجد) هستی.
مولانا به بیارزشی عالم عشق بدون معشوق اشاره میکند: “بیا که بی تو به بازار عشق نقدی نیست / بیا که چون تو زری را ندید کان سماع“. بیا که بدون حضور تو، در بازار عشق هیچ نقدی (ارزش و بهایی) وجود ندارد. بیا که معدن سماع (منبع و سرچشمه عشق و وجد) هرگز زری (وجود باارزشی) چون تو را ندیده است.
سپس به انتظار مشتاقان و دعوت به وصل اشاره میکند: “بیا که بر در تو شستهاند مشتاقان / ز بام خویش فروکن تو نردبان سماع“. بیا که مشتاقان (عاشقان واقعی) بر درگاه تو (آستان تو) نشستهاند و منتظرند. (پس) تو از بام خویش (مقام بلند خود) نردبان سماع (وسیله رسیدن به وصال) را فرو کن.
مولانا به منشأ رونق عشق اشاره میکند: “بیا که رونق بازار عشق از لب تست / که شاهدیست نهانی در این دکان سماع“. بیا که رونق و شکوفایی بازار عشق از لب (کلام، فیض یا حضور) توست. چرا که تو شاهد (زیباروی، گواه) پنهانی در این دکان سماع (محل تجلی عشق و معرفت) هستی.
غزل با اشاره به شمس تبریزی به پایان میرسد: “بیار قند معانی ز شمس تبریزی / که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع“. قند معانی (شیرینی حقایق و اسرار) را از شمس تبریزی (معشوق و پیر مولانا) بیاور. (زیرا) دهان سماع (هر بیانکنندهای) از شدت عشق به لب (حقیقت یا فیض) او باز مانده و توان سخن گفتن ندارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر