مطالب پیشنهادی![]()
چون بزند گردنم سجده کند گردنش
شیر خورد خون من ذوق من از خوردنش
هین هله شیرِ شکار ! پنجه ز من برمدار
هین که هزاران هزار منّتِ آن بر منش
پخته خورد پختهخوار خام خورد عشقِ یار
خام منم ای نگار که نتوان پختنش
ای تو دهلزن به قل بنده تو را چون دهل
در تو درآویخته همچو دهل میزنش
گوشِ همه سرخوشان عشق کشد کشکشان
عشقِ تو داوودِ توست موم شده آهنش
دل همه مال و عقار خرج کند در قمار
چونک برهنه شود چرخ دهد مخزنش
دل ز سخن مال مال خواست زدن پر و بال
پرتو نور کمال کرد چنین الکنش
این غزل مولانا، بیانی شورانگیز از فنای عاشق در معشوق و لذت بیحد و حصر از این فنا است. مولانا با استفاده از تصاویر قوی و گاه متناقضنما، به تسلیم محض در برابر عشق و قدرت دگرگونکننده آن اشاره میکند که حتی آهن را نیز موم میکند.
غزل با تصویری قوی از تسلیم عاشق آغاز میشود: “چون بزند گردنم سجده کند گردنش / شیر خورد خون من ذوق من از خوردنش”. (معشوق) وقتی گردن مرا بزند (یعنی مرا فانی کند)، گردن خود او (عشق یا قدرت او) نیز در برابر این عمل سجده میکند (به عظمت خود اعتراف میکند). وقتی (معشوق که مانند) شیر، خون مرا میخورد (مرا فانی میکند)، من از این خوردن او (از این فنا) لذت میبرم. این بیت، نهایت تسلیم و لذت از فنا در راه عشق را نشان میدهد.
“هین هله شیرِ شکار ! پنجه ز من برمدار / هین که هزاران هزار منّتِ آن بر منش”. ای شیر شکار (معشوق که شکارچی دلهاست)! پنجه خود را از من برندار (مرا رها نکن و همچنان مرا فانی کن). آگاه باش که هزاران هزار منت و لطف آن (فنا شدن به دست تو) بر من است.
مولانا به خام بودن خود در برابر عشق اشاره میکند: “پخته خورد پختهخوار خام خورد عشقِ یار / خام منم ای نگار که نتوان پختنش”. پختهخوار (کسی که آماده و پخته است) غذای پخته میخورد. اما عشق یار (عشق معشوق) غذای خام میخورد (زیرا خودش پختگی میبخشد). ای نگار (معشوق)، من خام هستم (در عشق تو هنوز نارسیدهام) که نمیتوان مرا پخت (یعنی تنها عشق توست که میتواند مرا بپزاند و به کمال برساند).
سپس خود را به دهلی در دست معشوق تشبیه میکند: “ای تو دهلزن به قل بنده تو را چون دهل / در تو درآویخته همچو دهل میزنش”. ای تو که در قلعه (وجود) دهل میزنی (ای معشوق که در دل من طنینافکنی)، بنده تو مانند دهل است. در تو (در عشق تو) درآویخته و آویزان شده، تو او را مانند دهل میزنی (یعنی عاشق در دست معشوق بیاختیار است و هرگونه که او بخواهد، به صدا درمیآید).
مولانا به قدرت عشق در جذب دلها اشاره میکند: “گوشِ همه سرخوشان عشق کشد کشکشان / عشقِ تو داوودِ توست موم شده آهنش”. عشق، گوش تمام سرخوشان (مستان و عاشقان) را کشکشان به سوی خود میکشد. عشق تو (معشوق)، مانند داوود (حضرت داوود که آهن در دستش نرم میشد) توست؛ آهن (دلهای سخت) در برابر آن موم شده است. این بیت، به قدرت عشق در نرم کردن دلهای سخت و جذب همگان اشاره دارد.
سپس به بیباکی دل در قمار عشق اشاره میکند: “دل همه مال و عقار خرج کند در قمار / چونک برهنه شود چرخ دهد مخزنش”. دل (عاشق) تمام مال و دارایی و عقار (املاک) خود را در قمار عشق خرج میکند (فدا میکند). هنگامی که (از تمام تعلقات) برهنه و تهی شود، چرخ (آسمان یا قضا و قدر الهی) گنجینه خود را به او میدهد (یعنی به مقام بینیازی و غنای الهی میرسد).
غزل با اشاره به ناتوانی دل در بیان عظمت عشق به پایان میرسد: “دل ز سخن مال مال خواست زدن پر و بال / پرتو نور کمال کرد چنین الکنش”. دل (عاشق)، از شدت سخن (اسرار عشق) لبریز بود و میخواست پر و بال بزند (و این اسرار را بیان کند). اما پرتو نور کمال (تجلی نور مطلق معشوق)، آن را چنین الکن و ناتوان از سخن گفتن کرد. این بیت، به عظمت و بینهایت بودن حقیقت عشق اشاره دارد که زبان را از بیان آن عاجز میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر