مطالب پیشنهادی![]()
گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش
ور چرخ سرکش آید بر همدگر زنیمش
گر رخت خویش خواهد ما رخت او دهیمش
ور قلعهها درآید ویرانهها کنیمش
گر این جهان چو جانست ما جان جان جانیم
ور این فلک سر آمد ما چشم روشنیمش
بیخ درخت خاکست وین چرخ شاخ و برگش
عالم درخت زیتون ما همچو روغنیمش
چون عشق شمس تبریز آهن ربای باشد
ما بر طریق خدمت مانند آهنیمش
این غزل مولانا، بیانی قدرتمند از تسلط کامل عاشق بر هستی و فنای همه چیز در برابر عشق معشوق الهی (یا پیر کامل) است. مولانا با لحنی قاطع، بر بیاهمیت بودن دنیا و هر آنچه در آن است در مقایسه با عشق تأکید میکند و در نهایت، خود را مسخر عشق شمس تبریزی معرفی میکند.
غزل با بیانی رادیکال از تسلیم در برابر معشوق آغاز میشود: “گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش / ور چرخ سرکش آید بر همدگر زنیمش“. اگر جان ما (جان عاشق) چیزی جز تو (معشوق) را بخواهد، آن جان را از وجود خودمان برمیکنیم و دور میاندازیم. و اگر چرخ (روزگار یا آسمان) سرکشی کند و با ما ناسازگاری کند، آن را بر همدیگر میزنیم و نابودش میکنیم. این بیت، نهایت اراده عاشق در نفی هرچه غیر معشوق است را نشان میدهد.
سپس به بیاهمیت بودن تعلقات مادی اشاره میکند: “گر رخت خویش خواهد ما رخت او دهیمش / ور قلعهها درآید ویرانهها کنیمش“. اگر (دنیا یا هرچه غیر توست) رخت و اسباب خود را از ما بخواهد، ما رخت و اسباب او را (به راحتی و بیاهمیت) به او میدهیم. و اگر (دشمنی یا مانعی) به شکل قلعههای مستحکم در برابر ما ظاهر شود، آنها را به ویرانهای تبدیل میکنیم. این بیت، بیانگر قدرت عاشق در غلبه بر موانع مادی و بیاعتنایی به دنیاست.
مولانا خود را برتر از جهان و فلک میداند: “گر این جهان چو جانست ما جان جان جانیم / ور این فلک سر آمد ما چشم روشنیمش“. اگر این جهان (هستی مادی) مانند جان است (مایه حیات است)، ما (عاشقان) جانِ جانِ جانها هستیم (یعنی اصل و حقیقت حیات). و اگر این فلک (آسمان و کائنات) به نهایت و سرانجام رسید، ما چشم روشن و بینای او هستیم (یعنی فراتر از هستی ظاهری را میبینیم و درک میکنیم). این بیت، مقام والای عاشق در درک حقیقت هستی و برتری او بر جهان مادی را نشان میدهد.
مولانا به تمثیل درخت زیتون اشاره میکند: “بیخ درخت خاکست وین چرخ شاخ و برگش / عالم درخت زیتون ما همچو روغنیمش“. ریشه درخت (وجود) خاک است و این چرخ (گردش ایام و آسمان) شاخ و برگ آن است. (در این میان) عالم هستی مانند درخت زیتون است و ما (عاشقان) همچون روغن آن هستیم. (روغن زیتون عصاره و جان آن است). این بیت، نشان میدهد که عاشقان، عصاره و حقیقت وجودی عالم هستند و بدون آنها، عالم بیمعناست.
غزل با اشاره به شمس تبریزی و تأثیر عشق او به پایان میرسد: “چون عشق شمس تبریز آهن ربای باشد / ما بر طریق خدمت مانند آهنیمش“. چون عشق شمس تبریزی مانند آهنربا (جاذب) است، ما (عاشقان) در مسیر خدمت به او، مانند آهن هستیم که به آهنربا جذب میشود. این بیت، بیانگر تسلیم و جذب کامل مولانا و دیگر عاشقان به سوی شمس تبریزی و خدمت بیچون و چرای به اوست.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر