تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1254

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1254

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1254

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۵۴

من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش
خویش را غیر مینگار و مران از در خویش

سر و پا گم مکن از فتنهٔ بی‌پایانت
تا چو حیران بزنم پای جفا بر سر خویش

آن که چون سایه ز شخص تو جدا نیست منم
مکش ای دوست تو بر سایهٔ خود خنجر خویش

ای درختی که به هر سوت هزاران سایه‌ست
سایه‌ها را بنواز و مبُر از گوهر خویش

سایه‌ها را همه پنهان کن و فانی در نور
برگشا طلعت خورشید‌رخ انور خویش

ملک دل از دودلی تو مخبط گشته‌ست
بر سر تخت برآ پا مکش از منبر خویش

عقل تاج است چنین گفت به تثمیل علی
تاج را گوهر نو بخش تو از گوهر خویش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۵۴ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی عمیق به وحدت وجود و خودشناسی است. مولانا مخاطب را به رهایی از دوگانگی و درک یگانگی با خویشتن و با معشوق فرا می‌خواند. او تأکید می‌کند که حقیقت در درون هر فرد نهفته است و تنها با کنار گذاشتن توهمات و شک، می‌توان به آن دست یافت.

یگانگی عاشق و معشوق (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان وحدت عاشق و معشوق آغاز می‌شود: “من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش / خویش را غیر مینگار و مران از در خویش“. ای دوست، من همان تو هستم و تو همان من. پس از کنار خویش (یعنی از کنار این حقیقت که تو همان منی) دور نشو. خودت را غریبه و دیگری نپندار و از درگاه خویش (از حقیقت وجودی خودت) نرنجان و دور مکن. این بیت، بر یگانگی ذات عاشق و معشوق تأکید دارد.

سپس به پیامدهای از دست دادن خود اشاره می‌کند: “سر و پا گم مکن از فتنهٔ بی‌پایانت / تا چو حیران بزنم پای جفا بر سر خویش”. از فتنه بی‌پایان (وسوسه‌ها و آشفتگی‌های ذهن یا توهمات دوگانگی) خودت را گم مکن و سرگردان مشو. (وگرنه) آنگاه من نیز چون حیرانان، پای جفا بر سر خویش (بر سر خودِ حقیقی‌ات که در حال گمشده‌گی است) خواهم زد. این بیت، هشداری است درباره از دست دادن خویشتن حقیقی در اثر غفلت و شک.

سایه و خنجر بر خود (بیت ۳ و ۴)

مولانا خود را سایه معشوق می‌داند: “آن که چون سایه ز شخص تو جدا نیست منم / مکش ای دوست تو بر سایهٔ خود خنجر خویش”. آنکه مانند سایه، هرگز از وجود تو جدا نیست، منم. پس ای دوست، بر سایه خودت (یعنی بر من که جزئی از وجود تو هستم) خنجر خود را مکش و آسیب مرسان. این بیت، بر پیوستگی وجودی عاشق و معشوق و عدم جدایی آن‌ها تأکید دارد.

او به وجود هزاران سایه از یک درخت اشاره می‌کند: “ای درختی که به هر سوت هزاران سایه‌ست / سایه‌ها را بنواز و مبُر از گوهر خویش”. ای معشوق (که مانند درختی هستی) که هزاران سایه (یعنی مخلوقات و جلوه‌ها) در هر سو از وجود تو گسترده شده‌اند، این سایه‌ها را نوازش کن و از گوهر وجودی خویش (از اصل و حقیقت خودت) جدا مکن. این بیت، به وحدت وجود و اینکه همه کثرات، جلوه‌های یک حقیقت واحد هستند، اشاره دارد.

پنهان کردن سایه‌ها و آشکار کردن نور (بیت ۵ و ۶)

مولانا به فنای کثرات در وحدت اشاره می‌کند: “سایه‌ها را همه پنهان کن و فانی در نور / برگشا طلعت خورشید‌رخ انور خویش”. همه این سایه‌ها (کثرات و جلوه‌های ظاهری) را در نور (نور حقیقت و وحدت) پنهان و فانی کن. و چهره خورشید‌گون و نورانی خود را آشکار کن. این بیت، دعوت به گذر از کثرت‌بینی و رسیدن به وحدت و شهود نور حق است.

سپس به رهایی از دودلی و تثبیت در مقام دل اشاره می‌کند: “ملک دل از دودلی تو مخبط گشته‌ست / بر سر تخت برآ پا مکش از منبر خویش”. سرزمین دلت از دودلی و شک و تردید تو آشفته و پریشان شده است. پس بر سر تخت پادشاهی دلت بنشین (مسلط شو) و پایت را از منبر خویش (جایگاه قدرت و راهبری خودت) عقب نکش. این بیت، دعوت به یقین، ثبات و فرمانروایی بر نفس است.

عقل، تاج و گوهر علی (بیت ۷)

غزل با اشاره به عقل و تمثیلی از حضرت علی (ع) به پایان می‌رسد: “عقل تاج است چنین گفت به تثمیل علی / تاج را گوهر نو بخش تو از گوهر خویش“. (مولانا می‌گوید:) عقل مانند تاج است. و این سخن را به تثمیل (یعنی به کنایه و تشبیه) از حضرت علی (ع) شنیدم. ای سالک، تو از گوهر وجودی خودت (از باطن خود)، گوهری تازه به این تاج (عقل) ببخش. این بیت، بر مقام والای عقل سلیم و لزوم تغذیه آن از گوهر معنوی و باطنی انسان برای رسیدن به کمال تأکید دارد. مولانا در اینجا به دانش و حکمت حضرت علی (ع) اشاره می‌کند که عقل را به بالاترین مرتبه می‌رساند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: