تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1242

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1242

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1242

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۴۲

گر لاش نمود راه قلاش
ای هر دو جهان غلام آن لاش

ای دیده جهان و جان ندیده
جانست جهان تو یک نفس باش

گردیست جهان و اندر این گرد
جاروب نهان شدست و فراش

این مشعله از کجاست بینی
آن روز که بشکنی چو خشخاش

عشقی که نهان و آشکارست
خون ریز و ستمگرست و اوباش

چون کشته شوی در او بمانی
من مات من الهوی فقد عاش

عشقست نه زر نهان نماند
العاشق کل سره فاش

لا حسن یلد حیث لا عشق
شاباش زهی جمال شاباش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۴۲ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانی قدرتمند از ماهیت عشق الهی و تأثیر دگرگون‌کننده آن بر انسان است. مولانا تأکید می‌کند که عشق، با وجود سختی و خونریزی (فنا)، راهی برای بقا و حیات حقیقی است. او عشق را فراتر از هر پنهان‌کاری می‌داند و آن را سرچشمه هر زیبایی معرفی می‌کند.

ارزش “لاش” در نگاه عاشق (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیانی متناقض‌نما آغاز می‌شود: “گر لاش نمود راه قلاش / ای هر دو جهان غلام آن لاش“. اگرچه به ظاهر یک “لاش” (جسم بی‌ارزش یا وجود فانی عاشق) راهی را به “قلاش” (فرد بی‌قید و بند و رند عاشق) نشان داد، اما ای دو جهان (دنیا و آخرت)، فدای آن “لاش” باشید! این “لاش” در اینجا نمادی از وجود عاشق است که در راه عشق فانی می‌شود و همین فناست که او را ارزشمند و راهبر می‌کند.

سپس به ماهیت حقیقی جان و جهان اشاره می‌کند: “ای دیده جهان و جان ندیده / جانست جهان تو یک نفس باش”. ای کسی که تنها به ظاهر جهان و جان (بدون عمق و حقیقت آنها) نگاه کرده‌ای، بدان که خود جهان، جان حقیقی است. پس تو (ای انسان) تنها یک نفس باش و خود را به آن جان بزرگ وصل کن. این بیت، دعوت به وحدت‌گرایی و رسیدن به اصل وجود است.

فراش عشق و مشعل آگاهی (بیت ۳ و ۴)

مولانا دنیا را گرد و غبار و عشق را فراش آن می‌داند: “گردیست جهان و اندر این گرد / جاروب نهان شدست و فراش”. این جهان مانند گرد و غباری است که در آن، جاروب (عشق) به صورت پنهانی حضور دارد. این عشق همان فراش (کسی که گرد و غبار را می‌روبد و فضا را تمیز می‌کند) است. این بیانگر نقش عشق در پاکسازی و آماده‌سازی جهان برای تجلی حقیقت است.

او به روشنایی باطنی عشق اشاره می‌کند: “این مشعله از کجاست بینی / آن روز که بشکنی چو خشخاش”. این مشعل (نور و آگاهی) از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ آن را در روزی خواهی دید که مانند خشخاش (گیاهی که دانه‌هایش با شکافتن آزاد می‌شوند)، وجود خود را بشکنی و از قید خویش رها شوی. این بیت، به کشف نور باطن پس از فنای خود اشاره دارد.

ماهیت خونریز و آشکار عشق (بیت ۵ و ۶)

مولانا به صفات متضاد و آشکار عشق اشاره می‌کند: “عشقی که نهان و آشکارست / خون ریز و ستمگرست و اوباش”. عشقی که هم نهان (در باطن) و هم آشکار (در تجلیات) است، عشق خونریز و ستمگری است (که عاشق را از خود بی‌خود می‌کند و می‌کشد) و در عین حال، عشقی اوباش و بی‌قید و بند است (که تابع هیچ قاعده و هنجاری نیست). این پارادوکس، بیانگر شدت و جبروت عشق الهی است.

سپس به حدیث مشهور “من مات من الهوی فقد عاش” اشاره می‌کند: “چون کشته شوی در او بمانی / من مات من الهوی فقد عاش“. هنگامی که در این عشق کشته شوی و فانی گردی، در حقیقت جاودانه می‌شوی. (تکرار حدیث مشهور که: هر که در راه عشق بمیرد، زنده خواهد شد). این بیت، تأکید بر فنای اختیاری در عشق به عنوان راهی برای حیات ابدی است.

عشق، سرچشمه جمال و آشکارا (بیت ۷ و ۸)

مولانا به ماهیت غیر قابل پنهان شدن عشق اشاره می‌کند: “عشقست نه زر نهان نماند / العاشق کل سره فاش“. عشق مانند زر (طلا) نیست که بتوان آن را پنهان کرد و مخفی بماند. (و سپس حدیث را به عربی نقل می‌کند): “همه رازهای عاشق آشکار است.” این بیانگر این است که عشق حقیقی، در رفتار و گفتار و وجود عاشق نمودار می‌شود و قابل کتمان نیست.

غزل با بیان اینکه جمال و زیبایی از عشق زاده می‌شود، به پایان می‌رسد: “لا حسن یلد حیث لا عشق / شاباش زهی جمال شاباش“. “هیچ زیبایی (حسن) زاده نمی‌شود در جایی که عشق نباشد.” پس شاباش و آسته باد، چه جمالی! آفرین بر این زیبایی! این بیت، عشق را سرچشمه و منبع هر زیبایی در هستی می‌داند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: