تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1230

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1230

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1230

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۳۰

جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش
صحت به چه دریابد بیمار به آمیزش

هر چند به بر گیری او را نبود سیری
دانی به چه بنشیند این بار به آمیزش

آن تشنه ده روزه کی به شود از کوزه
الا که کند آبش خوش خوار به آمیزش

در وصل تو می‌جوید وز شرم نمی‌گوید
کامسال طرب خواهد چون پار به آمیزش

کاری که کند بنده تقدیر زند خنده
کای خفته بجو آخر این کار به آمیزش

زیرا که به آمیزش یک خشت شود قصری
زیرا که شود جامه یک تار به آمیزش

اندر چمن عشقت شمس الحق تبریزی
صد گلشن و گل گردد یک خار به آمیزش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۳۰ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانی صریح و پرشور از اهمیت بی‌بدیل “آمیزش” (وصال، اتحاد، پیوستگی) در مسیر عشق الهی و کمال انسانی است. مولانا تأکید می‌کند که آرامش جان، سلامت بیمار، رفع تشنگی و حصول هر گونه کمال، تنها از طریق این آمیزش و اتحاد با معشوق میسر است. تکرار واژه “آمیزش” در پایان هر مصرع، بر محوریت این مفهوم در غزل تأکید دارد.

آرامش و سلامت در آمیزش (بیت ۱ و ۲)

غزل با طرح سؤالاتی بلاغی درباره آرامش و سلامت آغاز می‌شود: “جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش / صحت به چه دریابد بیمار به آمیزش“. مولانا خطاب به معشوق می‌پرسد که جان من چگونه آرامش می‌یابد؟ تنها با “آمیزش” (وصل و اتحاد با تو). بیماری چگونه سلامت و عافیت پیدا می‌کند؟ تنها با “آمیزش”. این بیت، نشان می‌دهد که معشوق و وصال با او، منبع اصلی آرامش و شفای روحی است.

سپس به سیری‌ناپذیری عاشق از معشوق و راه حل آن اشاره می‌کند: “هر چند به بر گیری او را نبود سیری / دانی به چه بنشیند این بار به آمیزش”. حتی اگر معشوق را بارها در آغوش بگیری، هرگز از او سیر نمی‌شوی. آیا می‌دانی که این عطش سیری‌ناپذیر چگونه فرو می‌نشیند؟ تنها با “آمیزش” (وصل و پیوستگی مداوم و عمیق‌تر). این بیت به عمق و بی‌نهایت بودن عشق اشاره دارد.

رفع عطش با آمیزش (بیت ۳ و ۴)

مولانا با تمثیلی ملموس، به رفع عطش با آمیزش اشاره می‌کند: “آن تشنه ده روزه کی به شود از کوزه / الا که کند آبش خوش خوار به آمیزش”. آن کس که ده روز تشنه مانده است، چگونه می‌تواند با نوشیدن از یک کوزه کوچک سیراب شود؟ هرگز! مگر اینکه آب او از طریق “آمیزش” با منبع اصلی آب (دریای معرفت)، خوشگوار و سیراب‌کننده شود. این نشان می‌دهد که تشنگی روحی تنها با اتصال به منبع بی‌پایان عشق رفع می‌شود.

او به تمنای عاشق برای وصال در حال حاضر اشاره می‌کند: “در وصل تو می‌جوید وز شرم نمی‌گوید / کامسال طرب خواهد چون پار به آمیزش”. عاشق، وصال تو را می‌جوید، اما از شرم (حیا یا تواضع) نمی‌تواند این خواسته را به زبان آورد. او آرزو می‌کند که امسال نیز همانند سال گذشته، شادمانی و طرب را از “آمیزش” (با تو) به دست آورد.

تقدیر و تلاش در آمیزش (بیت ۵ و ۶)

مولانا به نقش تقدیر در کار بنده و دعوت به تلاش اشاره می‌کند: “کاری که کند بنده تقدیر زند خنده / کای خفته بجو آخر این کار به آمیزش”. هر کاری که بنده (انسان) انجام می‌دهد، تقدیر الهی بر آن می‌خندد (کنایه از بی‌فایده بودن تلاش‌های صرفاً مادی). تقدیر به انسان غافل می‌گوید: “ای خفته (ای بی‌خبر)، بالاخره این کار مهم (وصال) را از طریق “آمیزش” جستجو کن.” این بیت، دعوت به تلاش و طلب وصال با اراده و عزم الهی است.

سپس به قدرت دگرگون‌کننده آمیزش اشاره می‌کند: “زیرا که به آمیزش یک خشت شود قصری / زیرا که شود جامه یک تار به آمیزش”. زیرا با “آمیزش” و اتحاد، یک خشت کوچک می‌تواند تبدیل به قصری عظیم شود. و یک نخ و تار ساده، می‌تواند به واسطه “آمیزش” با دیگر تارها، تبدیل به جامه‌ای زیبا گردد. این تمثیل، نشان‌دهنده قدرت آمیزش در خلق کثرت از وحدت و تبدیل اجزای ناچیز به کلیتی ارزشمند است.

شمس تبریزی و آمیزش در عشق (بیت ۷)

غزل با ارجاع به شمس تبریزی و نقش او در این آمیزش به پایان می‌رسد: “اندر چمن عشقت شمس الحق تبریزی / صد گلشن و گل گردد یک خار به آمیزش”. ای شمس‌الحق تبریزی، در چمن عشق تو، صدها گلشن و گل با یک خار (یعنی با یک چیز ناچیز و کم‌ارزش) به واسطه “آمیزش” و در هم تنیدن با هم، تبدیل به یک واحد و یک زیبایی کامل می‌شوند. این بیت، به قدرت وحدت‌بخش شمس تبریزی در عالم عشق اشاره دارد که حتی نازیبایی‌ها را نیز در خود حل کرده و به زیبایی تبدیل می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: