تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1229

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1229

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1229

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۲۹

زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش
بس مشک نهان دارد زنهار بشوریدش

در شام دو زلف او صد صبح نهان بیشست
هر لحظه و هر ساعت صد بار بشوریدش

آن دولت عالم را وان جنت خرم را
کز وی شکفد در جان گلزار بشوریدش

آن باده همی‌جوشد وز خلق همی‌پوشد
تا روی شود از وی خمار بشوریدش

چشم و دل مریم شد روشن از آن خرما
نخلیست از آن خرما پربار بشوریدش

گم گشت دل مسکین اندر خم زلف او
باشد که بدید آید بسیار بشوریدش

شمس الحق تبریزی در عشق مسیح آمد
هر کس که از او دارد زنار بشوریدش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۲۹ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی است به شورش و پریشانی در زلف معشوق، که نمادی از پیچیدگی‌ها، دلبری‌ها و جلوه‌های پنهان جمال الهی است. مولانا در این ابیات، برکت‌ها و تأثیرات متحول‌کننده این پریشانی را بر جان و دل عاشق بیان می‌کند و در نهایت، به نقش شمس تبریزی در این میان اشاره دارد. فعل “بشوریدش” در پایان هر مصرع، تأکیدی بر تحرک، شور و بی‌قراری در مواجهه با جمال معشوق است.

شوریدن در زلف معشوق (بیت ۱ و ۲)

غزل با تأکید بر زلف معشوق و ارزش آن آغاز می‌شود: “زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش / بس مشک نهان دارد زنهار بشوریدش“. مولانا می‌گوید که زلف معشوق چنان باارزش است که هر تار آن به قیمت جان می‌ارزد؛ پس هر تار آن را به هم بریزید و شوریدگی ایجاد کنید. این زلف، مشک‌های پنهان بسیاری (رایحه‌های خوش و اسرار) در خود دارد، پس هوشیار باشید و آن را شوریده سازید (تا اسرارش آشکار شود و بوی خوشش بپیچد).

سپس به عظمت زلف و جمال معشوق اشاره می‌کند: “در شام دو زلف او صد صبح نهان بیشست / هر لحظه و هر ساعت صد بار بشوریدش”. در شب تاریک دو زلف او، صدها صبح پنهان (روشنایی و حقیقت) وجود دارد. پس هر لحظه و هر ساعت، صدها بار آن زلف را به هم بریزید و شوریدگی ایجاد کنید. این بیت، به راز و رمزهای پنهان در زلف معشوق و منبع روشنایی بودن آن اشاره دارد.

برکت و باروری عشق (بیت ۳ و ۴)

مولانا به تأثیر عشق بر عالم و جان اشاره می‌کند: “آن دولت عالم را وان جنت خرم را / کز وی شکفد در جان گلزار بشوریدش”. آن ثروت حقیقی عالم و آن بهشت خرم (شاداب) که از آن، گلزار معرفت و عشق در جان انسان می‌شکفد، از این زلف (یا از وجود معشوق) است؛ پس آن را به هم بریزید و شوریدگی ایجاد کنید. این بیت، معشوق را منشأ برکت و شادابی درونی می‌داند.

او به باده عشق و تأثیر آن بر چهره اشاره می‌کند: “آن باده همی‌جوشد وز خلق همی‌پوشد / تا روی شود از وی خمار بشوریدش”. آن باده عشق (معرفت الهی) پیوسته در حال جوشش است، اما خود را از دید مردم عادی پنهان می‌کند. برای اینکه چهره از اثر آن باده، خمار و مست شود (نشانه‌ای از تأثیر عشق)، آن باده را به جوشش درآورید و شوریده سازید.

مثال خرما و زلف معشوق (بیت ۵ و ۶)

مولانا به تمثیلی قرآنی برای توصیف تأثیر معشوق اشاره می‌کند: “چشم و دل مریم شد روشن از آن خرما / نخلیست از آن خرما پربار بشوریدش”. چشم و دل مریم (س) از خرما (که هنگام درد زایمان حضرت عیسی (ع) به او داده شد) روشن و شاداب گشت. معشوق خود نخلی پربار از آن خرما (ثمرات معنوی) است، پس آن را به هم بریزید و شوریدگی ایجاد کنید تا ثمراتش ظاهر شود. این بیت، به قدرت معجزه‌آسای معشوق در ایجاد بصیرت و شادابی اشاره دارد.

او به دل گمشده در زلف معشوق اشاره می‌کند: “گم گشت دل مسکین اندر خم زلف او / باشد که بدید آید بسیار بشوریدش”. دل مسکین عاشق در پیچ و خم زلف معشوق گم شده است. شاید با به هم ریختن و شوریدن بسیار در آن زلف، دل دوباره پیدا شود. این بیانگر این است که در همین پریشانی و بی‌قراری عشق است که راه یافتن دل آشکار می‌شود.

شمس تبریزی و رهایی از تعلقات (بیت ۷)

غزل با اشاره به شمس تبریزی و نقش او در رهایی از تعلقات پایان می‌یابد: “شمس الحق تبریزی در عشق مسیح آمد / هر کس که از او دارد زنار بشوریدش”. شمس‌الحق تبریزی در عالم عشق، مانند مسیح (ع) ظاهر شده است (که نماد احیاکننده و درمان‌بخش است). هر کس که هنوز “زنار” (کمربند زرتشتیان که نمادی از کفر یا تعلق به ظاهر است) دارد، آن را پاره کند و بشوراند (از خود دور کند و در این عشق ذوب شود). این بیت، شمس را منبع رهایی از تعلقات و هدایت به سوی عشق حقیقی می‌داند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: