مطالب پیشنهادی![]()
آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش
زین ساغر خندان رو جامی بچشانیدش
زین باده نخوردست او زان بارد و سردست او
با این همه بدهیدش جامی بپزانیدش
او سرکه چرا آرد غوره ز چه افشارد
زان زهر همیبارد تا جمله بدانیدش
آن باده انگوری نفزاید جز کوری
پهلوی چنین باده بالله منشانیدش
باشد بودش سکته در گور نباید کرد
زین آب خضر یک کف در حلق چکانیدش
این غزل مولانا، دعوتی صریح و قاطع به نوشیدن باده عشق حقیقی و رهایی از ترشرویی و جمود است. مولانا با نقد کسانی که از این باده بیبهرهاند، تأکید میکند که تنها عشق است که میتواند جانها را زنده و شاداب کند و از ناخوشیها برهاند.
غزل با دعوتی برای آوردن یار ترشرو به بزم عشق آغاز میشود: “آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش / زین ساغر خندان رو جامی بچشانیدش“. مولانا خطاب به ساقیان عشق میگوید که آن یاری را که ترشرو و ناخوش است، به این سمت (به سوی بزم عاشقان) بیاورید. از این ساغر خندانرو (جام باده عشق که خود از شادابی لبریز است) جامی به او بچشانید تا تلخی و ترشی او از بین برود.
سپس به وضعیت آن یار اشاره میکند که دلیل ترشرویی او، بیبهرهبودن از این باده است: “زین باده نخوردست او زان بارد و سردست او / با این همه بدهیدش جامی بپزانیدش”. او هنوز از این باده عشق ننوشیده است، به همین دلیل وجودش سرد و خشک و بیثمر (بارد و سرد) است. با وجود این حالت، به او اصرار کنید و جامی از این باده به او بدهید تا او را از خامی به پختگی برسانید (بپزانیدش). این بیانگر این است که عشق، اکسیر پختگی و تحول است.
مولانا به سرچشمه ترشرویی و تلخی اشاره میکند: “او سرکه چرا آرد غوره ز چه افشارد / زان زهر همیبارد تا جمله بدانیدش”. این یار ترشرو چرا سرکه (ترشرویی و ناخوشی) تولید میکند؟ و چرا غوره (وجود خام و نارس) را فشار میدهد تا این ترشی حاصل شود؟ از وجود او زهر (ناخوشی و تلخی) میبارد، تا همه این حقیقت را بدانید. این بیت، ماهیت ناخوشایند وجودی را نشان میدهد که از عشق بیبهره است.
مولانا به تفاوت باده انگوری (مادی) و باده عشق (معنوی) اشاره میکند: “آن باده انگوری نفزاید جز کوری / پهلوی چنین باده بالله منشانیدش”. آن باده انگوری (شراب مادی) چیزی جز کوری و غفلت نمیافزاید. قسم به خدا که چنین بادهای (باده مادی) را در کنار باده حقیقی عشق ننشانید. این تأکید بر برتری باده معنوی عشق بر هر گونه مستی مادی است.
غزل با بیان راه حل نهایی برای درمان این ترشرویی و جمود پایان مییابد: “باشد بودش سکته در گور نباید کرد / زین آب خضر یک کف در حلق چکانیدش”. شاید او دچار سکته روحی شده است و نباید او را در قبر غفلت و جمود رها کرد (نباید در گور دفنش کرد). پس، یک کف از این آب خضر (آب حیات که نماد عشق و معرفت الهی است) را در گلوی او بچکانید تا زنده و تازه شود. این بیت، نشاندهنده قدرت احیاکننده عشق است که میتواند جانهای مرده و ناخوش را شاداب و زنده کند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر