نیست در آخرزمان فریادرس
جز صلاح الدین صلاح الدین و بس
گر ز سر سر او دانستهای
دم فروکش تا نداند هیچ کس
سینه عاشق یکی آبیست خوش
جانها بر آب او خاشاک و خس
چون ببینی روی او را دم مزن
کاندر آیینه زیان باشد نفس
از دل عاشق برآید آفتاب
نور گیرد عالمی از پیش و پس
این غزل کوتاه و پرمغز مولانا، به ستایش صلاحالدین زَرکوب قونیوی، یکی از یاران نزدیک و محبوب او، میپردازد و او را به عنوان فریادرس و منبع نور و حیات معرفی میکند. مولانا در این ابیات، مقام والای صلاحالدین را به گونهای بیان میکند که او را تجلیگاه حق و منبع فیض الهی مینمارد.
صلاحالدین، تنها فریادرس (بیت ۱ و ۲): غزل با اعلام یک حقیقت مهم آغاز میشود: “نیست در آخرزمان فریادرس / جز صلاح الدین صلاح الدین و بس”. مولانا با قاطعیت بیان میکند که در “آخرالزمان” (که میتواند اشاره به دوران غفلت و دوری از حقیقت باشد)، هیچ فریادرسی جز صلاحالدین نیست. این تأکید و تکرار نام “صلاح الدین” نشاندهنده ارادت عمیق مولانا به او و جایگاه بیبدیل او در هدایت معنوی است. صلاحالدین در اینجا نه تنها یک انسان، بلکه نمادی از قطب زمان و واسطه فیض الهی است. در بیت دوم، مولانا به راز و مقامی که صلاحالدین دارد، اشاره میکند: “گر ز سر سر او دانستهای / دم فروکش تا نداند هیچ کس”. اگر به بخشی از رازهای عمیق و اسرار درونی صلاحالدین پی بردهای، سکوت اختیار کن و چیزی نگو تا این راز فاش نشود. این بیت نشان میدهد که مقام او چنان والاست که فهم آن برای همگان مقدور نیست و افشای آن ممکن است مناسب نباشد. این همان آموزه حفظ سرّ در عرفان است.
قلب عاشق، منبع حیات (بیت ۳ تا ۵): مولانا سینه عاشق را به آبی گوارا تشبیه میکند: “سینه عاشق یکی آبیست خوش / جانها بر آب او خاشاک و خس”. سینه عاشق حقیقی (و در اینجا صلاحالدین که نماد عاشق کامل است) مانند چشمهای از آب زلال و گواراست که جانهای دیگر (که مانند خاشاک و خس هستند) به سوی آن کشیده میشوند تا از آن سیراب گردند. این نشاندهنده فیضبخشی و حیاتبخشی وجود اوست. سپس به اهمیت سکوت در برابر جمال معشوق میپردازد: “چون ببینی روی او را دم مزن / کاندر آیینه زیان باشد نفس”. هنگامی که روی معشوق (یا تجلیگاه او، یعنی صلاحالدین) را میبینی، از سخن گفتن بپرهیز و سکوت کن. زیرا دم زدن و نفس کشیدن (یعنی کلام و اندیشه) در برابر آیینه جمال او، باعث بخار و کدورت میشود و مانع از انعکاس کامل آن میگردد. این اشاره به این است که جمال حق را باید با دل دید، نه با کلام و عقل. در نهایت، به تأثیر وجود عاشق کامل (صلاحالدین) بر عالم اشاره میکند: “از دل عاشق برآید آفتاب / نور گیرد عالمی از پیش و پس”. از دل چنین عاشق والایی، آفتابی از نور حقیقت طلوع میکند که نه تنها عالم را در زمان حال روشن میسازد، بلکه نور آن گذشته و آینده (پیش و پس) را نیز در بر میگیرد و همه هستی از آن کسب نور میکند. این بیانگر این حقیقت است که اولیای الهی و عاشقان کامل، نور و هدایت را به کل عالم میبخشند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا