تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1204

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1204

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1204

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۰۴
عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس
ای دل تو آیت حق مصحف کژ خوان و مترس

جانوری لاجرم از فرقت جان می‌لرزی
ری بهل و واو بهل شو همگی جان و مترس

چون تو گمانی ابدا خایفی از روز یقین
عین گمان را تو به سر عین یقین دان و مترس

در دل کان نقد زری غایبی از دیدن خود
رقص کنان شعله زنان برجه از این کار و مترس

دل ز تو برهان طلبد سایه برهان نه توی
بر مثل سایه برو باز به برهان و مترس

سایه که فانی کندش طلعت خورشید بقا
سایه مخوانش تو دگر عبرت ماکان و مترس

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۰۴ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا دعوتی شورانگیز به عشق حقیقی و رهایی از ترس‌ها و تردیدهاست. او انسان را به بی‌باکی در مسیر عشق فرامی‌خواند و او را تشویق می‌کند که به ذات خود که جلوه‌ای از حق است، بازگردد.

دعوت به عشق و رهایی از ترس (بیت ۱ تا ۳): غزل با یک فرمان قاطع و شورانگیز آغاز می‌شود: “عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس“. مولانا به انسان (خطاب به دل) می‌گوید که عشق را برگزیند و با شکوه و عظمت (کوکبه) در مسیر آن پیش برود و از هیچ چیز نترسد. او دل را “آیت حق” (نشانه‌ای از خداوند) می‌خواند، اما متأسفانه آن را “مصحف کژ خوان” (قرآن یا کتابی که اشتباه خوانده شده) می‌داند. این بدین معناست که دل انسان ذاتاً الهی است، اما به دلیل کج‌فهمی و عدم شناخت صحیح، از حقیقت خود دور افتاده و دچار ترس شده است. در بیت دوم، مولانا به دلیل ترس انسان اشاره می‌کند: “جانوری لاجرم از فرقت جان می‌لرزی”. انسان در عالم ناسوت، مانند جانوری است که از جدایی از اصل خود (جان حقیقی و الهی) می‌ترسد. راه حل این ترس، رهایی از قید و بندهای مادی است: “ری بهل و واو بهل شو همگی جان و مترس”. یعنی از “رو” (صورت و ظاهر) و “و” (واو عطف که نشانه اتصال به غیر است) بگذر و خود را یکسره به “جان” (جان حقیقی، روح الهی) تبدیل کن تا ترسی باقی نماند. این اشاره به فنای در ذات الهی است. مولانا در ادامه به منشأ ترس‌های انسان می‌پردازد: “چون تو گمانی ابدا خایفی از روز یقین”. از آنجا که انسان در گمان‌ها و پندارهای خود غرق است، همیشه از روز یقین (روز آشکار شدن حقیقت و وصال) بیمناک است. او راه حل را در تبدیل گمان به یقین می‌داند: “عین گمان را تو به سر عین یقین دان و مترس“. یعنی خودِ گمان را، از ریشه و سرچشمه، همان عین یقین بدان و شک و تردید را کنار بگذار. این تاکید بر باور و اعتماد قلبی به حقیقت است.

کشف ذات حقیقی و رهایی از سایه (بیت ۴ تا ۶): در بیت چهارم، مولانا به انسان یادآوری می‌کند که گنجینه زر (ذات ارزشمند و الهی) در درون خود اوست، اما از دیدن آن غافل است: “در دل کان نقد زری غایبی از دیدن خود”. او انسان را تشویق می‌کند که این گنجینه را آشکار کند و با شادی و شور (رقص کنان شعله زنان) از این وضعیت غفلت بیرون بیاید و نترسد. در ادامه به رابطه سایه و برهان (حقیقت) می‌پردازد: “دل ز تو برهان طلبد سایه برهان نه توی / بر مثل سایه برو باز به برهان و مترس”. دل انسان همواره به دنبال دلیل و اثبات حقیقت است، اما خود وجود انسان در این دنیا تنها سایه‌ای از آن حقیقت است، نه خود برهان. بنابراین، باید مانند سایه به دنبال اصل خود، یعنی “برهان” (حقیقت الهی) برود و از این راهی که به سوی اصل است، نترسد. غزل با تبیین ماهیت سایه و دعوت به مشاهده حقیقت مطلق به پایان می‌رسد: “سایه که فانی کندش طلعت خورشید بقا / سایه مخوانش تو دگر عبرت ماکان و مترس”. سایه‌ای که با طلوع خورشید بقا (خورشید حقیقت و جاودانگی الهی) محو می‌شود، دیگر نباید آن را “سایه” خواند. بلکه باید آن را درس عبرتی از “ماکان” (آنچه بوده و نیست شده، اشاره به فناپذیری عالم مادی) دانست و از این حقیقت نترسید. این بیت تأکید می‌کند که در برابر نور حقیقت الهی، همه موجودات عالم مادی مانند سایه‌ای بیش نیستند و فناپذیرند، اما این فنا به معنای نابودی نیست، بلکه حل شدن در بقای مطلق است.

این غزل در مجموع، انسان را به رهایی از وهم و گمان، غلبه بر ترس، و پیوستن به عشق مطلق فرا می‌خواند تا به ذات حقیقی و جاودانه خود دست یابد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: