تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1193

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1193

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1193

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1193

من از سخنان مهرانگیز

دل پر دارم ز خواب برخیز

ای آنک رخ تو همچو آتش

یک لحظه ز آتشم مپرهیز

شیرم ز تو جوش کرد و خون شد

ای شیر به خون من درآمیز

با یارک خود بساز پنهان

مستیز به جان تو که مستیز

تسلیم قضا شدم ازیرا

مانند قضا تو تندی و تیز

بنگر که چه خون دل گرفتست

بر گرد قبام چون فراویز

در خشم مکن تو چشم خود را

وان فتنه خفته را مینگیز

خود خفته نماید و نخفتست

آن نرگس پرخمار خون ریز

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1193 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، مناجاتی پرشور و غرق در حال و هوای عشق و تسلیم است. مولانا با بیانی صمیمی و پر از ارادت، معشوق (الهی یا پیر کامل) را خطاب قرار می‌دهد و از او می‌خواهد که با وجود و فیض خود، دل عاشق را از خواب غفلت برانگیزد و او را در آتش عشق خویش بپذیرد.

بخش اول: درخواست بیداری و پذیرش در آتش عشق (ابیات 1 تا 3)

بیت 1: من از سخنان مهرانگیز / دل پر دارم ز خواب برخیز

  • “من از سخنان مهرآمیز و دلنشین (تو)،”
  • “دل (و جانم) پر (از شور و اشتیاق) است؛ پس (ای معشوق، از پرده‌ی غیبت یا خفا) برخیز (و آشکار شو).” این بیت نشان می‌دهد که عاشق در انتظار کلام و فیض معشوق است و آماده‌ی بیداری کامل و دریافت فیض است. “خواب برخیز” در اینجا خطاب به معشوق است که از حالت پنهانی خود بیرون بیاید.

بیت 2: ای آنک رخ تو همچو آتش / یک لحظه ز آتشم مپرهیز

  • “ای کسی که روی تو مانند آتش (پرشور و سوزاننده) است،”
  • “حتی یک لحظه هم از آتش (عشق یا وجود) من دوری مکن.

بیت 3: شیرم ز تو جوش کرد و خون شد / ای شیر به خون من درآمیز

  • “شیر (عشق یا جان) من از (حرارت) تو به جوش آمد و به خون تبدیل شد (از شدت التهاب و تب و تاب).”
  • “ای شیر (معشوق قدرتمند)، با خون من (وجود عاشقم) درآمیز (متحد شو).” این بیت به شدت تأثیر معشوق بر عاشق اشاره دارد که عشق او را به اوج التهاب و فنا می‌رساند. “شیر” در اینجا هم می‌تواند نماد معشوق باشد و هم اشاره‌ای به قدرت و غلبه‌ی عشق داشته باشد. عاشق خواستار فنای کامل و اتحاد با معشوق است.

بخش دوم: تسلیم و پذیرش تقدیر (ابیات 4 تا 6)

بیت 4: با یارک خود بساز پنهان / مستیز به جان تو که مستیز

  • “(ای معشوق) با یار کوچک خود (عاشق ضعیف) پنهانی بساز (مهربانی کن و رازدار باش)،”
  • “قسم به جان تو (ای معشوق) که ستیزه مکن (به معنی لطف و عنایت کن).” این بیت با لحنی صمیمی و عاجزانه از معشوق می‌خواهد که به عاشق (یارک کوچک) لطف و عنایت پنهانی داشته باشد و با او ستیزه نکند. تکرار “مستیز” برای تأکید است.

بیت 5: تسلیم قضا شدم ازیرا / مانند قضا تو تندی و تیز

  • “من تسلیم قضا (سرنوشت و اراده‌ی الهی) شدم،”
  • “زیرا تو (ای معشوق)، مانند قضا، تند (قاطع) و تیز (تغییردهنده) هستی.” این بیت به تسلیم کامل عاشق در برابر اراده‌ی معشوق اشاره دارد و معشوق را هم‌ردیف با قدرت قضا و سرنوشت می‌داند که سریع و قاطع عمل می‌کند.

بیت 6: بنگر که چه خون دل گرفتست / بر گرد قبام چون فراویز

  • “نگاه کن که چه مقدار خون دل (رنج و درد) گرفته است،”
  • “مانند آویزه‌ای (فراویز) بر گرد قبای من.”

بخش سوم: منع خشم و بیداری نرگس مست (ابیات 7 تا 8)

بیت 7: در خشم مکن تو چشم خود را / وان فتنه خفته را مینگیز

  • “چشم خود را با خشم (غضب) آلوده مکن (به ما با خشم نگاه مکن)،”
  • “و آن فتنه‌ی خفته (جاذبه‌ی خطرناک جمالت) را بیدار مکن (که موجب نابودی ما می‌شود).” این بیت درخواستی از معشوق است که با نگاه خشم‌آلود به عاشق ننگرد و از بیدار کردن “فتنه‌ی خفته” (جذابیت بیش از حد جمالش که موجب از خود بی‌خودی عاشق می‌شود) بپرهیزد.

بیت 8: خود خفته نماید و نخفتست / آن نرگس پرخمار خون ریز

  • “آن نرگس (چشم معشوق) که پر از خماری و مستی است و خون می‌ریزد (اثرات ویرانگر دارد)، خودش را خفته نشان می‌دهد، اما واقعاً نخفته است.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۹۳ مولانا، بیانی عمیق از اشتیاق عاشق به حضور و فیض معشوق است. مولانا دل خود را مملو از سخنان مهرآمیز معشوق می‌داند و از او می‌خواهد که از پرده‌ی خفا برخیزد. او معشوق را به آتش سوزاننده عشق تشبیه می‌کند و از او می‌خواهد که از آتش وجود عاشق دوری نکند و “شیر” جان عاشق را که به “خون” تبدیل شده، با وجود خود درآمیزد و فنای کامل را رقم بزند.

مولانا با لحنی عاجزانه از معشوق می‌خواهد که با عاشق “یارک” خود مهربان باشد و ستیزه نکند. او خود را تسلیم “قضا” (اراده‌ی معشوق) می‌داند، چرا که معشوق را مانند قضا، قاطع و سریع‌التأثیر می‌بیند. شاعر به شدت رنج و “خون دل” خود اشاره می‌کند که همچون آویزه‌ای بر قبایش نقش بسته است. در نهایت، از معشوق می‌خواهد که با چشم خشم‌آلود به او ننگرد و “فتنه‌ی خفته” (جاذبه‌ی ویرانگر جمالش) را بیدار نکند. غزل با توصیف چشم “نرگس پرخمار خون‌ریز” معشوق پایان می‌یابد که ظاهراً خفته، اما در باطن بسیار فعال و تأثیرگذار است. این غزل به خوبی التماس عاشق، قدرت معشوق، و حالت تسلیم و فنا در برابر اراده‌ی الهی را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: