تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1191

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1191

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1191

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1191

ماییم فداییان جانباز

گستاخ و دلیر و جسم پرداز

حیفست که جان پاک ما را

باشد تن خاکسار انباز

ز آغاز همه به آخر آیند

ز آخر برویم ما به آغاز

هین باز پرید جمله یاران

شه باز بکوفت طبل شهباز

شش سوی مپر بپر از آن سو

کاندر دل تو رسید آواز

هان ای دل خسته نقل ما را

روزی دو سه ماندست می‌ساز

گر خواری وگر عزیزی این جا

زان سوست بقا و ملک و اعزاز

مگشای پر سخن کز آن سو

بی‌پر باشد همیشه پرواز

پوست سخنست اینچ گفتم

از پوست کی یافت مغز آن راز

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1191 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانی شوریده و انقلابی از حالت فنا و بی‌باکی عاشقان حقیقی است. مولانا در این غزل، خود و یارانش را فداییانی جانباز می‌نامد که هدفشان رهایی از قید جسم و رسیدن به اصل و آغاز خود است. او بر اهمیت رهایی از عالم کثرت و پرواز به سوی بی‌سویی حقیقت تأکید می‌کند و در نهایت، زبان را ناتوان از بیان حقیقت مطلق می‌داند.

بخش اول: فداییان جانباز و رهایی از جسم (ابیات 1 تا 3)

بیت 1: ماییم فداییان جانباز / گستاخ و دلیر و جسم پرداز

  • “ما (عاشقان حقیقی) فداییان و جانبازانی هستیم (که جان در راه حق فدا می‌کنیم).”
  • “(در این راه) بی‌باک و شجاعیم و (با گذشتن از آن) جسم را به بازی می‌گیریم (یا فدا می‌کنیم).” این بیت، شجاعت و بی‌باکی عاشقان را در فدا کردن جسم و جان در راه معشوق نشان می‌دهد. “جسم پرداز” به معنای کسی است که جسم را ناچیز شمرده و فدای جان می‌کند.

بیت 2: حیفست که جان پاک ما را / باشد تن خاکسار انباز

  • “حیف است که جان پاک و لطیف ما،”
  • “شریک (انباز) تن خاکی و پست باشد.” این بیت به شکوه‌ی عاشق از زندانی بودن جان لطیف در قفس تن خاکی اشاره دارد و آرزوی رهایی جان از این قید را بیان می‌کند.

بیت 3: ز آغاز همه به آخر آیند / ز آخر برویم ما به آغاز

  • “همه‌ی موجودات (و انسان‌های عادی) از آغاز (وجود، تولد) به سوی آخر (مرگ، نیستی) می‌آیند.”
  • “اما ما (عاشقان) از آخر (فنای در معشوق) به سوی آغاز (اصل و مبدأ هستی، بقای در حق) می‌رویم.” این بیت به جریان وارونه‌ی سلوک عارفانه اشاره دارد. در حالی که عموم مردم به سوی فنای جسمی می‌روند، عارف با فنای در معشوق، به بقای حقیقی و اصل وجود خود بازمی‌گردد.

بخش دوم: پرواز به سوی بی‌سویی و آمادگی برای سفر (ابیات 4 تا 6)

بیت 4: هین باز پرید جمله یاران / شه باز بکوفت طبل شهباز

  • “هان (آگاه باشید)! ای یاران (عاشقان)، همگی دوباره پرواز کنید!”
  • “شه (معشوق الهی) مانند باز (پرنده‌ای شکاری)، طبل (اعلام آمادگی برای پرواز) شهباز (پادشاه پرندگان، اشاره به روح‌های والا) را کوبید.” این بیت، دعوتی شورانگیز به پرواز روحانی و عروج معنوی است. “شه باز” می‌تواند اشاره به روح انسانی باشد که توان پرواز دارد. معشوق با نواختن طبل، اشاره به آماده‌باش برای این سفر آسمانی دارد.

بیت 5: شش سوی مپر بپر از آن سو / کاندر دل تو رسید آواز

  • “در شش جهت (سمت‌های مادی دنیا) پرواز نکن (خود را محدود مکن)، بلکه به آن سوی (بی‌سویی، عالم غیب) پرواز کن،”
  • “که آواز (دعوت) از آن سو در دل تو رسیده است.” این بیت بر رهایی از قیود مادی و پرواز به سوی عالم غیب و معنویات تأکید دارد، همان‌جایی که ندای حق به دل سالک می‌رسد.

بیت 6: هان ای دل خسته نقل ما را / روزی دو سه ماندست می‌ساز

  • “هان ای دل خسته (عاشق رنجور)، برای انتقال (مرگ و سفر به عالم دیگر) ما (که عاشق و معشوقیم یا جان‌های فانی)،”
  • “روزی دو سه (مدت کمی) باقی مانده است؛ پس آماده شو.” این بیت به نزدیک بودن زمان وصل نهایی و سفر از این دنیا اشاره دارد و به دل عاشق هشدار می‌دهد که برای این انتقال آماده باشد.

بخش سوم: بقای حقیقی و ناتوانی زبان (ابیات 7 تا 9)

بیت 7: گر خواری وگر عزیزی این جا / زان سوست بقا و ملک و اعزاز

  • “چه در اینجا (دنیا) خوار باشی و چه عزیز،”
  • “بقا و جاودانگی، پادشاهی و بزرگی (اعزاز) از آن سوی (عالم غیب و حضور حق) است.” این بیت به بی‌ارزشی جایگاه‌های دنیوی در مقایسه با مقام حقیقی در عالم غیب و حضور حق اشاره دارد. عزت و بقای واقعی تنها در آن عالم است.

بیت 8: مگشای پر سخن کز آن سو / بی‌پر باشد همیشه پرواز

  • “بال سخن را مگشا (زیاد سخن نگو)، زیرا از آن سوی (عالم حقیقت)،”
  • “پرواز (رسیدن به آن حقیقت) همیشه بی‌بال (بدون نیاز به کلام و استدلال) است.” این بیت به نارسایی زبان و کلام در بیان حقایق معنوی اشاره دارد. برای رسیدن به آن حقیقت، نیازی به پر و بال سخن گفتن نیست، بلکه باطناً باید به سوی آن پرواز کرد.

بیت 9: پوست سخنست اینچ گفتم / از پوست کی یافت مغز آن راز

  • “این سخنانی که من گفتم، (مانند) پوست (ظاهر) است،”
  • “و از پوست، چه کسی به مغز (حقیقت درونی) آن راز (راز عشق و فنا) دست یافته است؟” این بیت پایانی، اوج فروتنی مولانا و اذعان او به نارسایی کلام است. او می‌گوید که حتی بهترین سخنان نیز تنها پوسته‌ای از حقیقتند و حقیقت اصلی (مغز) ورای این کلمات است.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۹۱ مولانا، بیانی آتشین از فنای فی الله و رهایی از قید مادیات است. مولانا خود و یارانش را “فداییان جانباز” می‌نامد که با شجاعت، جسم را ناچیز می‌شمارند و به سوی رهایی از محدودیت‌های تن و بازگشت به “آغاز” (مبدأ اصلی هستی) حرکت می‌کنند، برخلاف جریان عادی که به سوی “آخر” (مرگ) می‌روند.

او با دعوت به “پرواز” و رهایی از “شش جهت” (جهت‌های مادی دنیا)، سالکان را به سوی “بی‌سویی” (عالم غیب و حضور حق) فرا می‌خواند، جایی که ندای حق در دل طنین‌انداز می‌شود. مولانا به نزدیک بودن زمان “نقل” (سفر به عالم دیگر) اشاره می‌کند و بر بی‌ارزشی جایگاه‌های دنیوی در مقایسه با “بقا و ملک و اعزاز” حقیقی در عالم غیب تأکید می‌ورزد. در نهایت، با تأکید بر نارسایی زبان و کلام در بیان حقایق عرفانی، خود سخن خویش را “پوست” می‌خواند که “مغز آن راز” ورای آن است و به این ترتیب، به لزوم سکوت در برابر عظمت حقیقت اشاره می‌کند. این غزل به خوبی بینش مولانا درباره‌ی فنا، رهایی از مادیات، و محدودیت زبان در بیان حقایق الهی را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: