تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1172

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1172

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1172

جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

من فضل رب عنده کل الخطایا تغتفر

آمد ترش رویی دگر یا زمهریرست او مگر

برریز جامی بر سرش ای ساقی همچون شکر

اوحی الیکم ربکم انا غفرنا ذنبکم

و ارضوا بما یقضی لکم ان الرضا خیر السیر

یا می دهش از بلبله یا خود به راهش کن هله

زیرا میان گلرخان خوش نیست عفریت ای پسر

و قایل یقول لی انا علمنا بره

فاحک لدینا سره لا تشتغل فیما اشتهر

درده می بیغامبری تا خر نماند در خری

خر را بروید در زمان از باده عیسی دو پر

السر فیک یا فتی لا تلتمس فیما اتی

من لیس سر عنده لم ینتفع مما ظهر

در مجلس مستان دل هشیار اگر آید مهل

دانی که مستان را بود در حال مستی خیر و شر

انظر الی اهل الردی کم عاینوا نور الهدی

لم ترتفع استارهم من بعد ما انشق القمر

ای پاسبان بر در نشین در مجلس ما ره مده

جز عاشقی آتش دلی کید از او بوی جگر

یا ربنا رب المنن ان انت لم ترحم فمن

منک الهدی منک الردی ما غیر ذا الا غرر

جز عاشقی عاشق کنی مستی لطیفی روشنی

نشناسد از مستی خود او سرکله را از کمر

یا شوق این العافیه کی اضطفر بالقافیه

عندی صفات صافیه فی جنبها نطقی کدر

گر دست خواهی پا نهد ور پای خواهی سر نهد

ور بیل خواهی عاریت بر جای بیل آرد تبر

ان کان نطقی مدرسی قد ظل عشقی مخرسی

و العشق قرن غالب فینا و سلطان الظفر

ای خواجه من آغشته‌ام بی‌شرم و بی‌دل گشته‌ام

اسپر سلامت نیستم در پیش تیغم چون سپر

سر کتیم لفظه سیف حسیم لحظه

شمس الضحی لا تختفی الا بسحار سحر

خواهم یکی گوینده‌ای مستی خرابی زنده‌ای

کآتش به خواب اندرزند وین پرده گوید تا سحر

یا ساحراء ابصارنا بالغت فی اسحارنا

فارفق بنا اودارنا انا حبسنا فی السفر

اندر تن من گر رگی هشیار یابی بردرش

چون شیرگیر او نشد او را در این ره سگ شمر

یا قوم موسی اننا فی التیه تهنا مثلکم

کیف اهتدیتم فاخبروا لا تکتموا عنا الخبر

آن‌ها خراب و مست و خوش وین‌ها غلام پنج و شش

آن‌ها جدا وین‌ها جدا آن‌ها دگر وین‌ها دگر

ان عوقوا ترحالنا فالمن و السلوی لنا

اصلحت ربی بالنا طاب السفر طاب الحضر

گفتن همه جنگ آورد در بوی و در رنگ آورد

چون رافضی جنگ افکند هر دم علی را با عمر

اسکت و لا تکثر اخی ان طلت تکثر ترتخی

الحیل فی ریح الهوی فاحفظه کلا لا وزر

خامش کن و کوتاه کن نظاره آن ماه کن

آن مه که چون بر ماه زد از نورش انشق القمر

ان الهوی قد غرنا من بعد ما قد سرنا

فاکشف به لطف ضرنا قال النبی لا ضرر

ای میر مه روپوش کن ای جان عاشق جوش کن

ما را چو خود بی‌هوش کن بی‌هوش خوش در ما نگر

قالوا ندبر شأنکم نفتح لکم آذانکم

نرفع لکم ارکانکم انتم مصابیح البشر

ز اندازه بیرون خورده‌ام کاندازه را گم کرده‌ام

شدوا یدی شدوا فمی هذا دواء من سکر

هاکم معاریج اللقا فیها تداریج البقا

انعم به من مستقی اکرم به من مستقر

هین نیش ما را نوش کن افغان ما را گوش کن

ما را چو خود بی‌هوش کن بی‌هوش سوی ما نگر

العیش حقا عیشکم و الموت حقا موتکم

و الدین و الدنیا لکم هذا جزاء من شکر

توضیح . معنی . تفسیر

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1172

 

این غزل مولانا، با ترکیبی از فارسی و عربی، به موضوعاتی چون مستی عشق الهی، رهایی از قید عقل و دنیا، و نقد زاهدان خشک می‌پردازد. مولانا به آمدن بهار (نماد تجدید حیات معنوی) اشاره می‌کند و خواستار بخشش و فیض الهی است.

 

بخش اول: ستایش بهار و درخواست فیض (ابیات 1 تا 6)

 

بیت 1: جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر / من فضل رب عنده کل الخطایا تغتفر

  • “بهار آمد و نشاط (بطر) پیدا شد، زمستان و خطر رخت بربست.”
  • “از فضل پروردگاری که نزد او تمامی گناهان بخشیده می‌شود.” این بیت با لحنی شاد و به زبان عربی، به آمدن بهار معنوی و رحمت واسعه الهی اشاره دارد.

بیت 2: آمد ترش رویی دگر یا زمهریرست او مگر / برریز جامی بر سرش ای ساقی همچون شکر

  • “کسی با چهره‌ای ترش و عبوس آمد، یا شاید او خود زمهریر (سرمای کشنده) است!”
  • “ای ساقی (معشوق یا پیر)، جامی (از شراب عشق) همچون شکر بر سرش بریز.” این بیت به نقد کسانی که از عشق و نشاط دورند اشاره دارد و از ساقی می‌خواهد که با فیض عشق، آن‌ها را نیز شاداب کند.

بیت 3: اوحی الیکم ربکم انا غفرنا ذنبکم / و ارضوا بما یقضی لکم ان الرضا خیر السیر

  • “پروردگارتان به شما وحی فرستاده است که: ما گناهانتان را آمرزیدیم،”
  • “و به آنچه برایتان مقدر شده راضی باشید، همانا رضا بهترین روش سلوک است.” این بیت به لطف و مغفرت الهی و اهمیت مقام رضا در سلوک عرفانی اشاره دارد.

بیت 4: یا می دهش از بلبله یا خود به راهش کن هله / زیرا میان گلرخان خوش نیست عفریت ای پسر

  • “یا به او از بلبله (صراحی شراب) می بده، یا خود او را به راه راست هدایت کن،”
  • “زیرا در میان گلرخان (زیبارویان، کنایه از اهل دل و عاشقان)، وجود دیوسیرت (عفریت) خوشایند نیست ای پسر!” این بیت به لزوم هماهنگی با جمع عاشقان و دوری از نفاق و ظاهرگرایی اشاره دارد.

بیت 5: و قایل یقول لی انا علمنا بره / فاحک لدینا سره لا تشتغل فیما اشتهر

  • “و گوینده‌ای به من می‌گوید: ما به نیکی او (شخص مورد اشاره) علم یافتیم،”
  • “پس راز او را نزد ما بازگو، و به آنچه آشکار شده مشغول مشو.” این بیت به اهمیت اسرار باطنی و لزوم توجه به حقایق پنهان اشاره دارد.

بیت 6: درده می بیغامبری تا خر نماند در خری / خر را بروید در زمان از باده عیسی دو پر

  • “شرابی بدون غبار و کدورت (بی‌غامبری) بنوشان تا خر (نفس نادان و غافل) در جهالت خود نماند،”
  • “خر (نفس نادان) در همان لحظه از باده‌ی عیسوی (دم قدسی عشق) دو بال درمی‌آورد (و به پرواز درمی‌آید).” این بیت به قدرت عشق در تبدیل نفس حیوانی به نفسی متعالی و روحانی اشاره دارد.

 

بخش دوم: برتری عشق و راز آن (ابیات 7 تا 12)

 

بیت 7: السر فیک یا فتی لا تلتمس فیما اتی / من لیس سر عنده لم ینتفع مما ظهر

  • “ای جوان، راز در وجود توست، آن را در آنچه که آمده (و ظاهر شده) مجو،”
  • “هر کس که رازی در درونش نیست، از آنچه ظاهر شده نفعی نمی‌برد.” این بیت به درون‌بینی و یافتن حقیقت در وجود خویش اشاره دارد و بر اهمیت باطن بر ظاهر تأکید می‌کند.

بیت 8: در مجلس مستان دل هشیار اگر آید مهل / دانی که مستان را بود در حال مستی خیر و شر

  • “در بزم مستان (عاشقان بی‌خود)، اگر دل هوشیار (عقل‌گرا و محتاط) بیاید، مهلتش مده،”
  • “زیرا می‌دانی که مستان را در حال مستی (عشق)، خیر و شر (حالات متضاد و خارج از عرف) هر دو با هم است.” این بیت به برتری مستی عشق بر هوشیاری عقل و حال خاص عاشقان اشاره دارد که فراتر از قیدهای خیر و شر عرفی عمل می‌کنند.

ب9: انظر الی اهل الردی کم عاینوا نور الهدی / لم ترتفع استارهم من بعد ما انشق القمر

  • “به اهل هلاکت و نابودی (اهل ردی) بنگر که چقدر نور هدایت را دیدند،”
  • “اما حجاب‌هایشان برداشته نشد، حتی پس از آنکه ماه شکافته شد (اشاره به معجزه شق‌القمر پیامبر اکرم).” این بیت به عدم تأثیر معجزات و نشانه‌های ظاهری بر دل‌های غافل و کورباطن اشاره دارد.

بیت 10: ای پاسبان بر در نشین در مجلس ما ره مده / جز عاشقی آتش دلی کید از او بوی جگر

  • “ای پاسبان، بر در (مجلس عشق) بنشین و در این بزم ما راه مده،”
  • “مگر عاشقی که دلش آتشین است و از او بوی جگر (شور و سوز و فداکاری) می‌آید.” این بیت به شرط ورود به بزم عشق (که همان شور و سوز درونی است) و طرد ریاکاران اشاره دارد.

بیت 11: یا ربنا رب المنن ان انت لم ترحم فمن / منک الهدی منک الردی ما غیر ذا الا غرر

  • “ای پروردگار ما، ای صاحب نعمت‌ها (رب المنن)، اگر تو رحم نکنی، پس چه کسی رحم خواهد کرد؟”
  • “هدایت از توست و هلاکت (ردی) نیز از توست (یا عاقبت هر دو از توست)، غیر از این (نظر)، همه فریب (غرر) است.” این بیت به توحید افعالی و قدرت مطلق الهی در هدایت و گمراهی اشاره دارد و بر تسلیم در برابر اراده او تأکید دارد.

بیت 12: جز عاشقی عاشق کنی مستی لطیفی روشنی / نشناسد از مستی خود او سرکله را از کمر

  • “تو جز عاشقی، عاشق را مستی لطیف و روشنایی می‌کنی،”
  • “(و آن عاشق) از شدت مستی خود، سرکلاه را از کمر (بالا را از پایین) تشخیص نمی‌دهد.” این بیت به شدت مستی عاشق از فیض معشوق اشاره دارد که او را از خود بی‌خود می‌سازد.

 

بخش سوم: عشق و فقر ظاهری (ابیات 13 تا 18)

 

بیت 13: یا شوق این العافیه کی اضطفر بالقافیه / عندی صفات صافیه فی جنبها نطقی کدر

  • “ای شوق (شوق الهی)، عافیت (آرامش) کجاست؟ چگونه قافیه (کلام موزون) را به دست آورم؟”
  • “من صفات پاکی (در درونم) دارم که در برابر آن، سخنم ناپاک و کدورت‌آمیز است.” این بیت به نارسایی زبان برای بیان حقایق روحانی و برتری تجربه باطنی بر سخن اشاره دارد.

ب14: گر دست خواهی پا نهد ور پای خواهی سر نهد / ور بیل خواهی عاریت بر جای بیل آرد تبر

  • “(عاشق در راه تو) اگر دست بخواهی، پا می‌نهد (یعنی از خود بی‌خود می‌شود)، و اگر پا بخواهی، سر می‌نهد (جان‌فشانی می‌کند)،”
  • “و اگر بیل (برای کاری) عاریت بخواهی، به جای بیل، تبر می‌آورد (در شور عشق، ابزاری متفاوت و قوی‌تر می‌آورد).” این بیت به اطاعت مطلق و بی‌چون و چرای عاشق در راه معشوق و شور و شوق او اشاره دارد.

بیت 15: ان کان نطقی مدرسی قد ظل عشقی مخرسی / و العشق قرن غالب فینا و سلطان الظفر

  • “اگر سخن گفتن من (نطق) موجب تعلیم و درس دادن است، عشقم مرا خاموش کرده است (مخرسی)،”
  • “و عشق در ما یک قدرت غالب (قرن غالب) و سلطان پیروزی (سلطان الظفر) است.” این بیت به برتری عشق بر عقل و سخن‌دانی اشاره دارد که انسان را در برابر عظمت خود خاموش می‌کند.

بیت 16: ای خواجه من آغشته‌ام بی‌شرم و بی‌دل گشته‌ام / اسپر سلامت نیستم در پیش تیغم چون سپر

  • “ای سرور من، من (در عشق) آلوده شده‌ام (غرق شده‌ام) و بی‌شرم و بی‌دل گشته‌ام،”
  • “(و آنقدر بی‌پروا شده‌ام که) مانند سپر، در برابر تیغ (معشوق) اسپر سلامت (بی‌عیب و نقص) نیستم (بلکه آماده‌ی فنا هستم).” این بیت به فنای عاشق در عشق و بی‌باکی او در برابر معشوق اشاره دارد.

بیت 17: سر کتیم لفظه سیف حسیم لحظه / شمس الضحی لا تختفی الا بسحار سحر

  • “راز را پنهان می‌کنیم، سخن (لفظه) مانند شمشیر بُرنده (سیف حسیم) است (اگر فاش شود)،”
  • “خورشید نیمروز (شمس الضحی) پنهان نمی‌شود مگر با جادوگر سحر (که آن را از دیده‌ها پنهان کند).” این بیت به لزوم رازپوشی در اسرار عرفانی و قدرت این اسرار اشاره دارد.

بیت 18: خواهم یکی گوینده‌ای مستی خرابی زنده‌ای / کآتش به خواب اندرزند وین پرده گوید تا سحر

  • “من یک گوینده (شاعر) می‌خواهم که مست باشد و خراباتی و زنده (از عشق)،”
  • “که (با شور و حال خود) به خواب (غفلت) آتش زند و این پرده (جهل) را تا سحر (بیداری) کنار بزند.” این بیت به آرزوی مولانا برای وجود عاشقی شوریده و آگاه اشاره دارد که بتواند مردم را از غفلت بیدار کند.

 

بخش چهارم: مستی و رهایی (ابیات 19 تا 25)

 

بیت 19: یا ساحراء ابصارنا بالغت فی اسحارنا / فارفق بنا اودارنا انا حبسنا فی السفر

  • “ای جادوگر بینایی ما (معشوق که با جلوه‌گری‌اش ما را مسحور می‌کنی)، در جادوگری‌هایت زیاده‌روی کردی،”
  • “پس با ما مدارا کن و ما را بازگردان، همانا ما در سفر (سلوک) محبوس شده‌ایم.” این بیت درخواستی از معشوق برای مدارا با عاشق و رهایی او از حالت محبوس‌شدگی در مسیر سلوک است.

بیت 20: اندر تن من گر رگی هشیار یابی بردرش / چون شیرگیر او نشد او را در این ره سگ شمر

  • “اگر در تن من رگی (جزئی از وجود) هوشیار (عاقل و خودآگاه) بیابی، آن را پاره کن و بیرون بینداز،”
  • “زیرا اگر (عقل) شیر (شجاعت عشق) را در خود جای نداد، در این راه (عشق) او را سگ بشمار (بی‌ارزش و پست).” این بیت به اهمیت فنای عقل در عشق و بی‌ارزشی عقل در برابر شوریدگی اشاره دارد.

بیت 21: یا قوم موسی اننا فی التیه تهنا مثلکم / کیف اهتدیتم فاخبروا لا تکتموا عنا الخبر

  • “ای قوم موسی، ما نیز مانند شما در بیابان (تیه) گمراه شدیم،”
  • “چگونه هدایت شدید؟ پس به ما خبر دهید و این خبر را از ما پنهان نکنید.” این بیت به تجربه مشترک گمراهی انسان‌ها در مسیر حقیقت و درخواست راهنمایی از اهل هدایت اشاره دارد.

بیت 22: آن‌ها خراب و مست و خوش وین‌ها غلام پنج و شش / آن‌ها جدا وین‌ها جدا آن‌ها دگر وین‌ها دگر

  • “آن‌ها (عاشقان حقیقی) ویران و مست و شادند، و این‌ها (اهل ظاهر) بنده و غلام پنج حس و شش جهت (مادیات) هستند،”
  • “آن‌ها جدا و این‌ها جدا، آن‌ها گونه‌ای دیگرند و این‌ها گونه‌ای دیگر.” این بیت به تفاوت ماهوی میان عاشقان واقعی و اهل ظاهر و مادی‌گرایان اشاره دارد.

بیت 23: ان عوقوا ترحالنا فالمن و السلوی لنا / اصلحت ربی بالنا طاب السفر طاب الحضر

  • “اگر سفر ما را به تأخیر بیندازند (عوقوا ترحالنا)، پس “من” و “سلوی” (رزق الهی) برای ماست،”
  • “پروردگارم حال ما را اصلاح کرد (اصلحت ربی بالنا)، سفر (سلوک) و حضر (اقامت) هر دو شیرین شد.” این بیت به رزق خاص الهی برای سالکان و اصلاح حال آن‌ها اشاره دارد که باعث می‌شود هر دو حالت سفر و حضر برایشان شیرین شود.

بیت 24: گفتن همه جنگ آورد در بوی و در رنگ آورد / چون رافضی جنگ افکند هر دم علی را با عمر

  • “سخن گفتن (اظهار عقیده) همیشه جنگ و ستیزه ایجاد می‌کند، و اختلافات بوی و رنگ (ظاهری) می‌آورد،”
  • “مانند رافضی (شیعه) که هر دم علی را با عمر (در نزاع و جدل) می‌اندازد.” این بیت به آسیب‌های تعصب و جدل‌های کلامی اشاره دارد و لزوم دوری از آن‌ها.

بیت 25: اسکت و لا تکثر اخی ان طلت تکثر ترتخی / الحیل فی ریح الهوی فاحفظه کلا لا وزر

  • “ساکت شو و زیاد صحبت نکن ای برادر، اگر زیاد صحبت کنی، سست می‌شوی،”
  • “حیله‌ها در باد هوس (ریح الهوی) است، پس آن را به طور کامل حفظ کن و هیچ گناهی (وزر) نیست (که خاموش بمانی).” این بیت به اهمیت سکوت و پرهیز از کثرت کلام و در امان ماندن از فریب‌های نفس اشاره دارد.

بیت 26: خامش کن و کوتاه کن نظاره آن ماه کن / آن مه که چون بر ماه زد از نورش انشق القمر

  • “خاموش شو و سخن را کوتاه کن، به آن ماه (معشوق) نظاره کن،”
  • “آن ماهی که چون بر ماه (ظاهری) تابید، از نورش ماه (ظاهری) شکافته شد (اشاره به معجزه شق‌القمر).” این بیت به برتری معشوق حقیقی بر هر ظاهر و لزوم سکوت و نظاره اشاره دارد.

بیت 27: ان الهوی قد غرنا من بعد ما قد سرنا / فاکشف به لطف ضرنا قال النبی لا ضرر

  • “اگر هوی (نفسانی) ما را فریب داد، پس از آنکه در مسیر درست حرکت کردیم (سرنا)،”
  • “پس با لطف خود زیان ما را آشکار کن (از بین ببر)، پیامبر فرمود: ضرری (از سوی حق) نیست.” این بیت به یاری خواستن از حق در برابر فریب‌های نفس و اعتماد به وعده‌ی الهی اشاره دارد.

بیت 28: ای میر مه روپوش کن ای جان عاشق جوش کن / ما را چو خود بی‌هوش کن بی‌هوش خوش در ما نگر

  • “ای امیر، روی ماه خود را بپوش (از تجلی شدید کم کن) ای جان عاشق، جوش و خروش کن،”
  • “ما را نیز مانند خود بی‌هوش (مست عشق) کن و در حال بی‌هوشی خوش، به ما نظر کن.” این بیت درخواستی از معشوق برای مدارا در تجلی و بی‌خود کردن عاشق است.

بیت 29: قالوا ندبر شأنکم نفتح لکم آذانکم / نرفع لکم ارکانکم انتم مصابیح البشر

  • “گفتند: ما کار شما را تدبیر می‌کنیم، گوش‌هایتان را برایتان باز می‌کنیم،”
  • “پایه‌هایتان را (قدرت و مقام) برایتان بالا می‌بریم، شما چراغ‌های بشریت هستید.” این بیت می‌تواند وعده‌های الهی به سالکان یا وصف مقام عاشقان واقعی باشد.

بیت 30: ز اندازه بیرون خورده‌ام کاندازه را گم کرده‌ام / شدوا یدی شدوا فمی هذا دواء من سکر

  • “من از اندازه (شراب عشق) بیرون خورده‌ام، که اندازه را گم کرده‌ام (خود را گم کرده‌ام)،”
  • “دست‌هایم را ببندید، دهانم را ببندید (جلوی من را بگیرید)، این (بی‌خود شدن) داروی مستی است.” این بیت به غرق شدن کامل در مستی عشق و از دست دادن اختیار اشاره دارد.

بیت 31: هاکم معاریج اللقا فیها تداریج البقا / انعم به من مستقی اکرم به من مستقر

  • “این‌ها (شراب یا راه) معراج‌های دیدار (با حق) است، که در آن‌ها مدارج بقا (بقا بالله) است،”
  • “چه خوب نوشیدنی و چه جایگاه ارجمندی (اشاره به مقام وصال).” این بیت به مقامات بلند وصول به حق و بقای بالله اشاره دارد.

بیت 32: هین نیش ما را نوش کن افغان ما را گوش کن / ما را چو خود بی‌هوش کن بی‌هوش سوی ما نگر

  • “آگاه باش، درد ما را نوش دارو کن، ناله ما را بشنو،”
  • “ما را مانند خود بی‌هوش (مست) کن و در حال بی‌هوشی به ما نگاه کن.” تکرار درخواست بی‌خود شدن در عشق و توجه معشوق.

بیت 33: العیش حقا عیشکم و الموت حقا موتکم / و الدین و الدنیا لکم هذا جزاء من شکر

  • “زندگی حقیقی، زندگی شماست، و مرگ حقیقی، مرگ شماست،”
  • “و دین و دنیا از آنِ شماست، این پاداش کسی است که شکرگزار باشد.” این بیت به زندگی و مرگ حقیقی در راه عشق و پاداش شکرگزاران اشاره دارد.

 

نتیجه‌گیری

 

غزل ۱۱۷۲ مولانا، اثری چندزبانه و پرشور است که محور آن “عشق” و رهایی از قید و بندهاست. مولانا با آغاز از آمدن بهار و درخواست فیض، به قدرت عشق در تحول نفس و تبدیل “خر” به پرنده اشاره می‌کند. او بر درون‌بینی و یافتن “راز” در وجود خود تأکید می‌کند و مستی عشق را بر هوشیاری عقل برتر می‌داند، حتی اگر آن هوشیاری از معجزات بهره برده باشد.

این غزل به لزوم خلوص در بزم عاشقان و طرد ریاکاران اشاره دارد و قدرت مطلق الهی در هدایت و گمراهی را می‌ستاید. مولانا با تمثیل‌های هنرمندانه، نارسایی زبان برای بیان حقایق عشق را نشان می‌دهد و اطاعت مطلق و بی‌قاک عاشق را ستایش می‌کند. او بر برتری عشق بر دانش ظاهری و لزوم رازپوشی در اسرار عرفانی تأکید دارد و آرزومند عاشقی شوریده است که پرده‌های غفلت را بدرد.

مولانا در ادامه به مدارا با عاشق و رهایی او از حبس سفر می‌پردازد و بی‌ارزشی عقل در برابر شوریدگی عشق را مطرح می‌کند. او به تفاوت ماهوی عاشقان حقیقی با اهل ظاهر اشاره دارد و لطف الهی و “من و سلوی” را برای سالکان وعده می‌دهد. در نهایت، با تأکید بر اهمیت سکوت و پرهیز از جدل‌های کلامی، از معشوق می‌خواهد که او را بیشتر در عشق خود غرق کند و به کمال و بقای بالله پس از فنای جسم اشاره می‌کند. این غزل به خوبی عمق نگاه عرفانی مولانا، شوریدگی او در عشق، و بی‌تفاوتی‌اش نسبت به مسائل ظاهری و عقل جزئی را نشان می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: