تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1167

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1167

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1167

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1167

مست توام نه از می و نه از کوکنار

وقت کنارست بیا گو کنار

برجه مستانه کناری بگیر

چون شجر و باد به وقت بهار

شاخ تر از باد کناری چو یافت

رقص درآمد چو من بی‌قرار

این خبر افتاد به خوبان غیب

تا برسیدند هزاران نگار

لاله رخ‌افروخته از کُه رسید

سنبله پا به گل از مرغزار

سوسن با تیغ و سمن با سپر

سبزه پیاده‌ست و گل تر سوار

فندق و خشخاش به دست آمده

نعنع و حلبو به لب جویبار

جدول هر گونه حویجی جدا

تا مددی یابد از یار یار

کرده دکان‌ها همه حلواییان

پرشکر و فستق از بهر کار

میوه‌فروشان همه با طبل‌ها

بر سر هر پشته فشانده ثمار

لیک ز گل گوی که همرنگ اوست

جمله ز بو گو که پریست یار

بلبل و قمری و دو صد نوع مرغ

جانب باغ آمده قادم یزار

می‌زندم نرگس چشمک خموش

خطبه مرغان چمن گوش دار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1167 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانی شورانگیز از مستی عشق الهی و تأثیر آن بر تمام هستی است. مولانا خود را مست معشوقی می‌داند که از شراب مادی نیست، بلکه از جذبه‌ی اوست. او با توصیف رقص طبیعت در بهار و آمدن خوبان غیب، به فراگیری این مستی در عالم اشاره می‌کند و در نهایت، به زبان رمزی طبیعت در بیان حقیقت معشوق می‌پردازد.

بیت اول

مست توام نه از می و نه از کوکنار / وقت کنارست بیا گو کنار

  • “من مست تو هستم، نه از شراب انگور و نه از عصاره‌ی خشخاش (کوکنار، که ماده‌ای مخدر است).”
  • “وقت وصال و در آغوش کشیدن است، بیا و بگو که کنار من باش.” این بیت به مستی روحانی و غیر مادی عاشق از معشوق اشاره دارد و درخواست وصال و نزدیکی را بیان می‌کند.

بیت دوم

برجه مستانه کناری بگیر / چون شجر و باد به وقت بهار

  • “مستانه برخیز و در آغوش بگیر (یا به کنار بیا و به سماع بپرداز)،”
  • “همانند درخت و باد در فصل بهار (که با هم در رقص و جنبش‌اند).” این بیت به دعوت به سماع و رقص عارفانه اشاره دارد که در آن عاشق مانند طبیعت در بهار، بی‌قرار و پرشور است.

بیت سوم

شاخ تر از باد کناری چو یافت / رقص درآمد چو من بی‌قرار

  • “شاخه‌ی تر و تازه (درخت) هنگامی که از باد (نسیم بهاری) آغوش و نوازش یافت،”
  • “مانند منِ بی‌قرار، به رقص درآمد.” این بیت به تأثیر فیض الهی (باد) بر موجودات و بی‌قراری حاصل از آن در عاشق و طبیعت اشاره دارد.

بیت چهارم

این خبر افتاد به خوبان غیب / تا برسیدند هزاران نگار

  • “این خبر (مستی و شور عشق) به خوبان عالم غیب (فرشتگان یا ارواح پاک) رسید،”
  • “تا هزاران معشوق و زیبارو (جلوه‌های الهی) به سوی ما آمدند.” این بیت به فراگیری و انتشار شور عشق در عوالم بالا و جذب تجلیات الهی اشاره دارد.

بیت پنجم

لاله رخ‌افروخته از کُه رسید / سنبله پا به گل از مرغزار

  • “لاله با روی برافروخته (از مستی) از کوه (زمین سخت) سر برآورد و رسید،”
  • “سنبله (گیاهی خوشبو) نیز با پای در گل (در میان سبزه) از مرغزار (چمن‌زار) آمد.” این بیت به شکوفایی و تجلی زیبایی‌های طبیعت در اثر فیض بهاری (که نمادی از فیض عشق است) اشاره دارد.

بیت ششم

سوسن با تیغ و سمن با سپر / سبزه پیاده‌ست و گل تر سوار

  • “سوسن (که برگ‌هایش شبیه شمشیر است) با تیغ و سمن (یاسمن) با سپر (برگ‌های گرد)،”
  • “سبزه پیاده است و گل تازه (تر) سوار (بر ساقه‌ی خود).” این بیت به آرایش و آماده‌باش طبیعت در بزم عشق اشاره دارد که هر یک به شکلی خاص در این جشن شرکت کرده‌اند.

بیت هفتم

فندق و خشخاش به دست آمده / نعنع و حلبو به لب جویبار

  • “فندق و خشخاش (که هر دو از میوه‌های طبیعت‌اند) به دست (آماده‌ی چیدن) آمده‌اند،”
  • “و نعناع و حلبو (گیاهی معطر) در کنار جویبار (روئیده‌اند).” این بیت ادامه توصیف جلوه‌های طبیعت در فصل بهار و آماده بودن آن‌ها برای بهره‌برداری است.

بیت هشتم

جدول هر گونه حویجی جدا / تا مددی یابد از یار یار

  • “جویبارها (جدول) هر یک به گونه‌ای جداگانه (و با نظمی خاص) جاری شده‌اند،”
  • “تا هر یک از دیگری (یار یار) مدد و کمک بگیرد (و به سوی مقصد حرکت کند).” این بیت به نظم و همکاری در طبیعت اشاره دارد که هر جزء از دیگری مدد می‌گیرد.

بیت نهم

کرده دکان‌ها همه حلواییان / پرشکر و فستق از بهر کار

  • “تمام حلواییان (کنایه از اهل هنر و زیبایی)، دکان‌های خود را”
  • “پر از شکر و پسته (مواد شیرین و دلپذیر) برای کار (و عرضه به مردم) کرده‌اند.” این بیت به آمادگی و عرضه نعمت‌ها و زیبایی‌ها در عالم اشاره دارد.

بیت دهم

میوه‌فروشان همه با طبل‌ها / بر سر هر پشته فشانده ثمار

  • “میوه‌فروشان (نمادی از کسانی که ثمرات معنوی را عرضه می‌کنند) همگی با طبل‌ها (برای اعلام حضور و جذب مشتری)،”
  • “بر سر هر تپه (پشته)، میوه‌ها (ثمار) را پراکنده و عرضه کرده‌اند.” این بیت به فراوانی و گستردگی فیض و ثمرات معنوی اشاره دارد.

بیت یازدهم

لیک ز گل گوی که همرنگ اوست / جمله ز بو گو که پریست یار

  • “اما (در میان این همه زیبایی) از گل (وجود معشوق) بگو که هم‌رنگ اوست (زیبایی‌اش از اوست)،”
  • “و از بوی (عطر وجود او) بگو که یار (معشوق) پری‌گونه (نامرئی و لطیف) است.” این بیت به لزوم توجه به منشأ اصلی زیبایی‌ها (معشوق) اشاره دارد و اینکه تمام جلوه‌ها از اوست.

بیت دوازدهم

بلبل و قمری و دو صد نوع مرغ / جانب باغ آمده قادم یزار

  • “بلبل و قمری و صدها نوع پرنده دیگر،”
  • “به سوی باغ (جهان هستی) آمده‌اند، در حالی که پایشان از شوق می‌لرزد (قادم یزار).” این بیت به شور و شوق تمام موجودات برای حضور در بزم عشق اشاره دارد.

بیت سیزدهم

می‌زندم نرگس چشمک خموش / خطبه مرغان چمن گوش دار

  • “گل نرگس (که نماد چشم معشوق است) به من چشمک می‌زند، اما خاموش (بی‌صدا).”
  • “پس به خطبه (سخنان و آوازهای) مرغان چمن (که هر یک به زبانی راز معشوق را می‌گویند) گوش فرا ده.” این بیت به زبان رمزی طبیعت و نشانه‌های خاموش معشوق در هستی اشاره دارد که باید با گوش جان شنیده شود.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۶۷ مولانا، تصویری زنده و پویا از فراگیری مستی عشق الهی در تمام سطوح هستی است. مولانا خود را مست معشوقی می‌داند که از شراب مادی نیست و درخواست وصال و نزدیکی با او را دارد. او با توصیف رقص درختان و باد در بهار، و شکوفایی لاله‌ها و سنبل‌ها، به تأثیر فیض الهی بر طبیعت اشاره می‌کند. مولانا سپس به فراگیری این شور و مستی در عوالم غیب و آمدن هزاران نگار اشاره دارد. در ادامه، با توصیف دکان‌های حلواییان و میوه‌فروشان و آواز پرندگان، به آمادگی و تجلی نعمت‌ها و زیبایی‌ها در عالم می‌پردازد. در نهایت، با تأکید بر اینکه تمام این زیبایی‌ها از معشوق است و او خود پری‌گونه و نامرئی است، خواننده را به گوش سپردن به زبان رمزی طبیعت و نشانه‌های خاموش معشوق فرا می‌خواند. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا درباره‌ی وحدت وجود، تجلی عشق در طبیعت، و لزوم بصیرت باطنی برای درک حقایق را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: