عشق جانست عشق تو جانتر
لطف درمان و از تو درمانتر
کافریهای زلف کافر تو
گشته ز ایمان جمله ایمانتر
جان سپردن به عشق آسانست
وز پی عشق توست آسانتر
همه مهمان خوان لطف تواند
لیک این بنده زاده مهمانتر
بیتو هستند جمله بیسامان
لیک من بیطریق و سامانتر
عشق تو کان دولت ابدست
لیک وصل جمال تو کانتر
تیغ هندی هجر برانست
لیک هندی عشق برانتر
هر دلی چارپره در پی توست
دل ما صدپرست و پرانتر
دیدن تو به صد چو جان ارزان
عوض نیم جانم ارزانتر
گرچه این چرخ نیک گردانست
چرخ افلاک عشق گردانتر
همه ز افلاک عشق در ترسند
وان فلک در غم تو ترسانتر
شمس تبریز همتی میدار
تا شوم در تو من عجبدانتر
این غزل مولانا، بیانگر عشق بیکران و سیریناپذیری او نسبت به معشوق (که در نهایت به شمس تبریزی اشاره دارد) است. مولانا در این غزل، با استفاده از صنعت تفضیل، معشوق و عشق او را بر هر چیز دیگری برتر میداند و به جنون و فنای خود در این عشق اشاره میکند.
“عشق جانست عشق تو جانتر / لطف درمان و از تو درمانتر”:
“کافریهای زلف کافر تو / گشته ز ایمان جمله ایمانتر”:
“جان سپردن به عشق آسانست / وز پی عشق توست آسانتر”:
“همه مهمان خوان لطف تواند / لیک این بنده زاده مهمانتر”:
“بیتو هستند جمله بیسامان / لیک من بیطریق و سامانتر”:
“عشق تو کان دولت ابدست / لیک وصل جمال تو کانتر”:
“تیغ هندی هجر برانست / لیک هندی عشق برانتر”:
“هر دلی چارپره در پی توست / دل ما صدپرست و پرانتر”:
“دیدن تو به صد چو جان ارزان / عوض نیم جانم ارزانتر”:
“گرچه این چرخ نیک گردانست / چرخ افلاک عشق گردانتر”:
“همه ز افلاک عشق در ترسند / وان فلک در غم تو ترسانتر”:
“شمس تبریز همتی میدار / تا شوم در تو من عجبدانتر”:
غزل ۱۱۵۹ مولانا، غوطهوری تمامعیار در دریای عشق به شمس تبریزی است. مولانا در این غزل، با بهرهگیری از صنعت تفضیل (تر)، عشق و لطف و جمال معشوق را بر هر چیز دیگری برتر و حیاتبخشتر میداند. او حتی آشفتگی زلف معشوق را از ایمان هم ایمانبخشتر میبیند و جانفشانی در راه او را از هر جانفشانی آسانتر میشمرد. مولانا خود را مهمانی بیقرارتر و بیسامانتر در خوان لطف معشوق میداند و وصال جمال او را از معدن دولت ابدی نیز گرانبهاتر توصیف میکند. او با تشبیه دل خود به دلی صدپره و پرانتر، به سرعت و شدت پرواز روحانی خویش در پی شمس اشاره دارد و دیدن او را گرانبها و در عین حال با لطف معشوق ارزانبها میداند. در نهایت، مولانا از شمس تبریزی همت میطلبد تا بیش از پیش در شناخت و درک او غرق شود و به مقامات عجیبتری دست یابد. این غزل به خوبی عشق افراطی و شوریدهی مولانا به شمس، و مقام والایی که او برای پیر خود قائل است، را به تصویر میکشد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا