تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1154

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1154

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1154

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1154

چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر

ببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر

چو روی انور او گشت دیده دیده

مقام دیدن حق یافت دیده‌های بشر

فرشته نعره زنان پیش او چو چاوشان

فلک سجودکنان پیش او به چشم و به سر

به چشم نفس نشد روی ماه او دیدن

که نفس می‌نگشاید به سوی شاه نظر

که لعل آن مه خاصیت زمرد داشت

از آن ببست از او اژدهای نفس به صبر

درخت هر که بدو سر کشید جان نبرد

ز اره‌های فنا و ز زخمه‌های تبر

کنون که ماه نهان شد ز ابر این هجران

ز ابرهای دو دیده فرودوید مطر

ز قطره‌های دو دیده زمین شدی سرسبز

اگر نه قطره برآمیختی به خون جگر

جگر چو آلت رحمست رحم از او خیزد

از این سبب مدد دیده‌ها بکرد مگر

ز عشق جمله اجزای خانه باخبرند

چو کدخدای بود از جمال شه مخبر

تو طالب خبری کم نشین به بی‌خبران

گروه بی‌خبران را به هیچ سگ مشمر

که جفت مرده تو را مرده شوی گرداند

که شوی مرده بود خود ز مرده شوی بتر

به چشم درد به عیسی نگر اگر نگری

سرک مپیچ بدان چشم و در خرش منگر

چو همنشین شود انگور با خم سرکه

شراب او ترشی شد حریف اوست کبر

به حیله حیله تو سوراخ کن خم ترشی

برون گریز و برو سوی بحر شهد و شکر

کدام بحر خداوند شمس دین به حق

به ذات پاک خدا اوست خسرو اکبر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1154 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، ستایشی بی‌حد از شمس تبریزی به عنوان منبع نور و حقیقت است. مولانا با بیان فراق از او و لزوم دوری از اهل غفلت، انسان را به سوی عشق و حقایق الهی دعوت می‌کند. او شمس را چنان والا می‌داند که حتی خورشید و ماه در برابرش سر تعظیم فرود می‌آورند و دیدار روی او، دیده‌های بشر را لایق دیدن حق می‌سازد.

بیت اول

“چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر / ببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر”:

  • “هنگامی که شمس دین (شمس تبریزی) مانند ماه از تبریز رسید (یا طلوع کرد)،”
  • “خورشید و ماه (نماد بزرگی و نور) در برابر بندگی او (شمس) کمر بستند (خدمتگزار شدند).” این بیت به مقام بسیار والای شمس تبریزی اشاره دارد که حتی اجرام آسمانی نیز در برابرش مطیع‌اند.

بیت دوم

“چو روی انور او گشت دیده دیده / مقام دیدن حق یافت دیده‌های بشر”:

  • “هنگامی که روی نورانی او (شمس) با دیدگان دیده شد،”
  • “دیدگان بشر به مقامی رسیدند که توانایی دیدن حق (حقیقت الهی) را یافتند.” این بیت به نقش شمس به عنوان واسطه‌ی فیض و عامل بصیرت معنوی اشاره دارد.

بیت سوم

“فرشته نعره زنان پیش او چو چاوشان / فلک سجودکنان پیش او به چشم و به سر”:

  • “فرشتگان مانند جارچیان (چاوشان) در پیشگاه او نعره‌زنان (از عظمت او) هستند،”
  • “و فلک (آسمان) با چشم و سر (تمام وجودش) در برابر او سجده‌کنان است.” این بیت نیز به عظمت بی‌حد و جایگاه بی‌نظیر شمس در عالم هستی اشاره دارد.

بیت چهارم

“به چشم نفس نشد روی ماه او دیدن / که نفس می‌نگشاید به سوی شاه نظر”:

  • “با چشم نفس (هوای نفسانی و دیدگاه مادی) نمی‌توان روی ماه او (جمال شمس) را دید،”
  • “زیرا نفس هرگز به سوی شاه (حق تعالی یا شمس) نظر نمی‌گشاید (قادر به درک او نیست).” این بیت به لزوم رهایی از قید نفس برای درک حقیقت شمس اشاره دارد.

بیت پنجم

“که لعل آن مه خاصیت زمرد داشت / از آن ببست از او اژدهای نفس به صبر”:

  • “زیرا لب لعل‌گون آن ماه (شمس) خاصیت زمرد (که مار را از حرکت بازمی‌دارد) را داشت.”
  • “به همین دلیل، اژدهای نفس (نفس اماره) از او (شمس)، با صبر و قرار (در برابر جذبه‌ی او) باز ایستاد.” این بیت به قدرت شمس در مهار کردن و رام نمودن نفس سرکش اشاره دارد.

بیت ششم

“درخت هر که بدو سر کشید جان نبرد / ز اره‌های فنا و ز زخمه‌های تبر”:

  • “هر درختی (انسانی) که در برابر او (شمس یا حق) سرکشی کرد و گردن کشید، جان سالم به در نبرد،”
  • “از اره‌های فنا و از ضربه‌های تبر (بلاها و سختی‌ها).” این بیت به عواقب سرکشی و تمرد در برابر حقیقت و قهر الهی اشاره دارد.

بیت هفتم

“کنون که ماه نهان شد ز ابر این هجران / ز ابرهای دو دیده فرودوید مطر”:

  • “اکنون که آن ماه (شمس) از ابر این هجران (ابر جدایی) پنهان شده است،”
  • “از ابرهای دو دیده (چشمان من) باران (اشک) فرو می‌ریزد.” این بیت به اندوه و اشک فراوان مولانا به دلیل فراق از شمس اشاره دارد.

بیت هشتم

“ز قطره‌های دو دیده زمین شدی سرسبز / اگر نه قطره برآمیختی به خون جگر”:

  • “اگر آن قطره‌های اشک (مولانا) با خون جگر (اندوه و درد عمیق) آمیخته نمی‌شد،”
  • “زمین (دل عاشق یا جهان) از آن قطره‌های دیده سرسبز می‌شد (و حیات می‌یافت).” این بیت به شدت غم و اندوه فراق که حتی مانع از تأثیر حیات‌بخش اشک می‌شود اشاره دارد.

بیت نهم

“جگر چو آلت رحمست رحم از او خیزد / از این سبب مدد دیده‌ها بکرد مگر”:

  • “جگر مانند ابزار رحمت است (منبع شفقت و عطوفت است)، و رحمت از آن برمی‌خیزد.”
  • “به همین دلیل، شاید (اشک ریختن) به دیده‌ها مدد کرد (تا راحت‌تر اشک بریزند و تسکین یابند).” این بیت به رابطه میان جگر (احساسات عمیق) و اشک و نقش آن در تخفیف درد اشاره دارد.

بیت دهم

“ز عشق جمله اجزای خانه باخبرند / چو کدخدای بود از جمال شه مخبر”:

  • “از عشق (شمس)، تمام اجزای خانه (وجود انسان یا عالم) باخبر و آگاهند،”
  • “زیرا کدخدا (عقل یا روح) از جمال شاه (شمس) خبردهنده و آگاه است.” این بیت به فراگیری عشق شمس و آگاهی عمیق وجود از آن اشاره دارد.

بیت یازدهم

“تو طالب خبری کم نشین به بی‌خبران / گروه بی‌خبران را به هیچ سگ مشمر”:

  • “تو که طالب خبر (حقیقت و معرفت) هستی، کمتر با بی‌خبران (اهل غفلت) همنشین شو.”
  • “گروه بی‌خبران را به هیچ (بی‌ارزش) و حتی به سگ هم مشمار (از آن‌ها دوری کن).” این بیت به لزوم دوری از اهل غفلت و بی‌خبری اشاره دارد.

بیت دوازدهم

“که جفت مرده تو را مرده شوی گرداند / که شوی مرده بود خود ز مرده شوی بتر”:

  • “زیرا همنشین مرده (بی‌خبر)، تو را مرده‌شور (یعنی کسی که با مردگان سروکار دارد و خود مرده است) می‌کند.”
  • “و کسی که خودش مرده باشد (از لحاظ معنوی)، از مرده‌شور (که فقط با مردگان کار دارد) نیز بدتر است.” این بیت به تأثیر منفی همنشینی با اهل غفلت و مردگان معنوی اشاره دارد.

بیت سیزدهم

“به چشم درد به عیسی نگر اگر نگری / سرک مپیچ بدان چشم و در خرش منگر”:

  • “اگر می‌خواهی (حقیقت را) ببینی، با چشم درد (چشم عارفانه و پر از سوز) به عیسی (مسیح، نماد روح و معجزه‌ی حیات) نگاه کن.”
  • “و با آن چشم (عارفانه) سرکشی مکن و به خرش (جسم مادی او) نگاه مکن (فقط به روح و باطن او توجه کن).” این بیت به لزوم نگاه باطنی و معنوی به بزرگان و اولیا و پرهیز از ظاهرنگری اشاره دارد.

بیت چهاردهم

“چو همنشین شود انگور با خم سرکه / شراب او ترشی شد حریف اوست کبر”:

  • “هنگامی که انگور (نماد پاکی و معرفت) با خم سرکه (نماد نفس اماره، کبر و ترشی) همنشین شود،”
  • “شراب آن (انگور) ترش می‌شود و همنشین آن (سرکه)، کبر است.” این بیت به تأثیر منفی همنشینی با نفس اماره و کبر بر جان اشاره دارد.

بیت پانزدهم

“به حیله حیله تو سوراخ کن خم ترشی / برون گریز و برو سوی بحر شهد و شکر”:

  • “با چاره‌جویی و ترفند، خم ترشی (وجود پر از نفسانیات) را سوراخ کن.”
  • “و از آن فرار کن و به سوی دریای عسل و شکر (دریای معرفت و حلاوت الهی) برو.” این بیت به لزوم رهایی از نفس و رنج‌های آن و پناه بردن به دریای شیرین حقیقت اشاره دارد.

بیت شانزدهم

“کدام بحر خداوند شمس دین به حق / به ذات پاک خدا اوست خسرو اکبر”:

  • “کدام دریا؟ (همان) خداوند شمس دین (شمس تبریزی) است، به حق سوگند.”
  • “به ذات پاک خدا، او (شمس) بزرگترین پادشاه (خسرو اکبر) است.” این بیت تخلص مولاناست و به معرفی شمس تبریزی به عنوان همان دریای شهد و شکر و پادشاه بزرگ عالم اشاره دارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۵۴ مولانا، ستایش باشکوهی از شمس تبریزی است، که در آن او را هم‌تراز با حق تعالی و منبع نور و هدایت معرفی می‌کند. مولانا شمس را چنان والا می‌داند که حتی خورشید و ماه در برابرش تعظیم می‌کنند و دیدار روی او، چشمان بشر را لایق دیدن حق می‌سازد. او بر لزوم رهایی از قید نفس و دوری از اهل غفلت (بی‌خبران) تأکید می‌کند و همنشینی با آنان را خطرناک و کشنده می‌داند. مولانا با بیان فراق دردناک خود از شمس و تأثیر آن بر وجودش، به نیاز مبرم خود به فیض پیر اشاره می‌کند. در نهایت، با تشبیه نفس به “خم سرکه” و شمس به “دریای شهد و شکر”، راه نجات را در گریز از نفسانیات و پناه بردن به دامان پرفیض شمس تبریزی می‌داند و او را بزرگترین پادشاه و منبع اصلی حلاوت و حقیقت معرفی می‌کند. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا درباره‌ی مقام والای شمس، اهمیت سلوک، و پرهیز از غفلت را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: