تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1148

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1148

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1148

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1148

کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر

هنوز خواجه در اینست ریش خواجه نگر

عجب که خواجه به رنگی که طفل بود بماند

که ریش خواجه سیه بود و گشت رنگ دگر

بگویمت که چرا خواجه زیر و بالا گفت

بدان سبب که نگشتست خواجه زیر و زبر

به چار پا و دو پا خواجه گرد عالم گشت

ولیک هیچ نرفتست قعر بحر به سر

گمان خواجه چنانست که خواجه بهتر گشت

ولیک هست چو بیمار دق واپستر

به حجت و به لجاج و ستیزه افزون گشت

ز جان و حجت ذوقش نبود هیچ خبر

طریق بحث لجاجست و اعتراض و دلیل

طریق دل همه دیده‌ست و ذوق و شهد و شکر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1148 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، نقدی عمیق و تند بر اهل ظاهر، فیلسوفان و متکلمانی است که درگیر بحث‌های نظری و جدال‌های عقلانی هستند و از حقیقت شهودی و ذوق عرفانی بی‌خبرند. مولانا این افراد را “خواجه” خطاب می‌کند و بر جمود فکری و عدم تحول باطنی آن‌ها تأکید دارد.

بیت اول

“کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر / هنوز خواجه در اینست ریش خواجه نگر”:

  • “کسی (از اهل بحث و فلسفه) گفت که آیا نیکی و بدی از ما (انسان) است یا از او (خدا)؟”
  • “خواجه (انسان ظاهرگرا و متکلم) هنوز درگیر این بحث است؛ به ریش خواجه نگاه کن (که سالخورده شده و در این بحث مانده).” این بیت به اشتغال بی‌پایان اهل بحث به مسائل نظری بی‌ثمر اشاره دارد. “ریش خواجه” کنایه از عمر سپری‌شده در این مباحث است.

بیت دوم

“عجب که خواجه به رنگی که طفل بود بماند / که ریش خواجه سیه بود و گشت رنگ دگر”:

  • “شگفتا که خواجه (از نظر فکری و روحی) در همان حالتی که طفل بود، باقی مانده است.”
  • “با اینکه ریش خواجه ابتدا سیاه بود و حالا سفید شده (یعنی عمرش گذشته و تغییر کرده)، اما فکرش تغییر نکرده.” این بیت به جمود فکری و عدم بلوغ باطنی با وجود گذر عمر اشاره دارد.

بیت سوم

“بگویمت که چرا خواجه زیر و بالا گفت / بدان سبب که نگشتست خواجه زیر و زبر”:

  • “به تو می‌گویم که چرا خواجه (درباره‌ی مسائل) حرف‌های متناقض و وارونه (زیر و بالا) زد.”
  • “به این دلیل که خودش هرگز زیر و زبر (متحول و دگرگون) نشده است.” این بیت به عدم تجربه‌ی تحول درونی و در نتیجه، تناقضات فکری اهل بحث اشاره دارد.

بیت چهارم

“به چار پا و دو پا خواجه گرد عالم گشت / ولیک هیچ نرفتست قعر بحر به سر”:

  • “خواجه (با حیوان و انسان، یعنی با جسم خود) دور دنیا گشت (سفرها کرد و علوم ظاهری آموخت).”
  • “ولی هیچ‌گاه به قعر دریا (حقیقت) نرفته است (فقط به سطح و ظواهر اکتفا کرده).” این بیت به سفرها و تحصیلات ظاهری بدون عمق‌نگری و عدم ورود به عمق حقایق عرفانی اشاره دارد.

بیت پنجم

“گمان خواجه چنانست که خواجه بهتر گشت / ولیک هست چو بیمار دق واپستر”:

  • “خواجه گمان می‌کند که خودش بهتر و پیشرفته‌تر شده است.”
  • “اما او مانند بیمار سل (دق) است که (به ظاهر لاغر می‌شود) و به سوی بدتر شدن و نابودی پیش می‌رود (واپستر).” این بیت به توهم پیشرفت در اهل ظاهر و در واقعیت، پس‌رفت معنوی آن‌ها اشاره دارد.

بیت ششم

“به حجت و به لجاج و ستیزه افزون گشت / ز جان و حجت ذوقش نبود هیچ خبر”:

  • “(خواجه) با دلیل‌آوری، لجاجت و ستیزه‌جویی (در بحث) فزونی یافت (در ظاهر قوی‌تر شد).”
  • “اما از جان (حقیقت وجودی) و لذت و شهود (ذوق) آن هیچ خبری ندارد.” این بیت به تمرکز اهل ظاهر بر بحث و جدل و غفلت آن‌ها از حقایق روحی و ذوق عرفانی اشاره دارد.

بیت هفتم

“طریق بحث لجاجست و اعتراض و دلیل / طریق دل همه دیده‌ست و ذوق و شهد و شکر”:

  • “راه بحث (فلسفی و کلامی) پر از لجاجت، اعتراض و دلیل‌آوری است.”
  • “اما راه دل (عرفان و سلوک) همه دیدن (شهود)، و ذوق (چشیدن حقایق)، و شهد و شکر (لذت و حلاوت معنوی) است.” این بیت به تفاوت ماهوی راه عقل (بحث) و راه دل (عرفان) اشاره دارد و برتری شهود بر استدلال را بیان می‌کند.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۴۸ مولانا، بیانی انتقادی و روشنگرانه از تفاوت میان “راه عقل و بحث” با “راه دل و شهود” در رسیدن به حقیقت است. مولانا “خواجه” را نمادی از فرد ظاهرگرا و متکلم می‌داند که با وجود گذر عمر، از نظر فکری و روحی در همان حالت طفولیت باقی مانده و هرگز تحول باطنی را تجربه نکرده است. او معتقد است که سفرهای علمی و بحث‌های نظری بدون عمق‌نگری، تنها به توهم پیشرفت منجر می‌شود، در حالی که در واقعیت، انسان را به سوی پس‌رفت معنوی سوق می‌دهد. مولانا تأکید می‌کند که راه بحث پر از لجاجت و استدلال است، اما راه دل سرشار از شهود، ذوق، و حلاوت معنوی است. این غزل به خوبی برتری عرفان و تجربه‌ی درونی بر فلسفه و استدلال صرف را از دیدگاه مولانا به تصویر می‌کشد و به مخاطب هشدار می‌دهد که در دام بحث‌های بی‌پایان نظری گرفتار نشود.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: