مطالب پیشنهادی![]()
گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
آه ندارم گهر گفت نداری بخر
از گهرم دام کن ور نبود وام کن
خانه غلط کردهای عاشق بیسیم و زر
آمدهای در قمار کیسه پرزر بیار
ور نه برو از کنار غصه و زحمت ببر
راه زنانیم ما جامه کنانیم ما
گر تو ز مایی درآ کاسه بزن کوزه خور
دام همه ما دریم مال همه ما خوریم
از همه ما خوشتریم کوری هر کور و کر
جامه خران دیگرند جامه دران دیگرند
جامه دران برکنند سبلت هر جامه خر
سبلت فرعون تن موسی جان برکند
تا همه تن جان شود هر سر مو جانور
در ره عشاق او روی معصفر شناس
گوهر عشق اشک دان اطلس خون جگر
قیمت روی چو زر چیست بگو لعل یار
قیمت اشک چو در چیست بگو آن نظر
بنده آن ساقیم تا به ابد باقیم
عالم ما برقرار عالمیان برگذر
هر کی بزاد او بمرد جان به موکل سپرد
عاشق از کس نزاد عشق ندارد پدر
گر تو از این رو نهای همچو قفا پس نشین
ور تو قفا نیستی پیش درآ چون سپر
چون سپر بیخبر پیش درآ و ببین
از نظر زخم دوست باخبران بیخبر
این غزل مولانا، با زبانی پرقدرت و کوبنده، به شرایط و لوازم ورود به وادی عشق حقیقی میپردازد. مولانا بر لزوم فداکاری و نثار هستی در راه عشق تأکید میکند و عاشق حقیقی را از ظاهربینان و مادیگرایان جدا میسازد. او همچنین به ماهیت جاودانهی عشق و فناپذیری هر آنچه غیر از آن است اشاره دارد.
“گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر / آه ندارم گهر گفت نداری بخر”:
“از گهرم دام کن ور نبود وام کن / خانه غلط کردهای عاشق بیسیم و زر”:
“آمدهای در قمار کیسه پرزر بیار / ور نه برو از کنار غصه و زحمت ببر”:
“راه زنانیم ما جامه کنانیم ما / گر تو ز مایی درآ کاسه بزن کوزه خور”:
“دام همه ما دریم مال همه ما خوریم / از همه ما خوشتریم کوری هر کور و کر”:
“جامه خران دیگرند جامه دران دیگرند / جامه دران برکنند سبلت هر جامه خر”:
“سبلت فرعون تن موسی جان برکند / تا همه تن جان شود هر سر مو جانور”:
“در ره عشاق او روی معصفر شناس / گوهر عشق اشک دان اطلس خون جگر”:
“قیمت روی چو زر چیست بگو لعل یار / قیمت اشک چو در چیست بگو آن نظر”:
“بنده آن ساقیم تا به ابد باقیم / عالم ما برقرار عالمیان برگذر”:
“هر کی بزاد او بمرد جان به موکل سپرد / عاشق از کس نزاد عشق ندارد پدر”:
“گر تو از این رو نهای همچو قفا پس نشین / ور تو قفا نیستی پیش درآ چون سپر”:
“چون سپر بیخبر پیش درآ و ببین / از نظر زخم دوست باخبران بیخبر”:
غزل ۱۱۳۱ مولانا، غزلی آتشین و پر چالش است که هزینهی ورود به عالم عشق حقیقی را گوشزد میکند. مولانا با لحنی قاطع، از عاشق میخواهد که تمام هستی خود را در این قمار فدا کند وگرنه از کنار برود. او عاشقان را راهزنان قید و بند و برتر از اهل دنیا میداند و به غلبهی جان بر تن در پرتو عشق اشاره میکند. مولانا رنج و اشک عاشق را بهای وصل معشوق و نگاه او میداند. در نهایت، با تأکید بر جاودانگی عاشق از طریق فنای در عشق و ازلی بودن عشق، به نااهلان هشدار میدهد و لایقان را به پیش آمدن چون سپر دعوت میکند، زیرا در برابر زخم نگاه دوست، حتی باخبران نیز بیخبر میشوند. این غزل به خوبی دیدگاه رادیکال و بیپردهی مولانا دربارهی عشق و لوازم آن را نشان میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر