مطالب پیشنهادی![]()
سست مکن زه که من تیر توام چارپر
روی مگردان که من یک دلهام نی دوسر
از تو زدن تیغ تیز وز دل و جان صد رضا
یک سخنم چون قضا نی اگرم نی مگر
گر بکشی ذوالفقار ثابتم و پایدار
نی بگریزم چو باد نی بمرم چون شرر
جان بسپارم به تیغ هیچ نگویم دریغ
از جهت زخم تیغ ساخت حقم چون سپر
تیغ زن ای آفتاب گردن شب را به تاب
ظلمت شبها ز چیست کوره خاک کدر
معدن صبرست تن معدن شکر است دل
معدن خندهست شش معدن رحمت جگر
بر سر من چون کلاه ساز شها تختگاه
در بر خود چون قبا تنگ بگیرم به بر
گفت کسی عشق را صورت و دست از کجا
منبت هر دست و پا عشق بود در صور
نی پدر و مادرت یک دمهای عشق باخت
چونک یگانه شدند چون تو کسی کرد سر
عشق که بیدست او دست تو را دست ساخت
بیسر و دستش مبین شکل دگر کن نظر
رنگ همه رویها آب همه جویها
مفخر تبریز دان شمس حق ای دیده ور
این غزل مولانا، با زبانی پر از وفاداری، شجاعت و تسلیم مطلق عاشق در برابر معشوق حقیقی، به ماهیت عشق و نقش آن در آفرینش و وجود انسان میپردازد. مولانا با تمثیلهای قدرتمند، استواری خود در راه عشق را بیان میکند و در نهایت، شمس تبریزی را منبع تمام زیباییها و حقایق میداند.
“سست مکن زه که من تیر توام چارپر / روی مگردان که من یک دلهام نی دوسر”:
“از تو زدن تیغ تیز وز دل و جان صد رضا / یک سخنم چون قضا نی اگرم نی مگر”:
“گر بکشی ذوالفقار ثابتم و پایدار / نی بگریزم چو باد نی بمرم چون شرر”:
“جان بسپارم به تیغ هیچ نگویم دریغ / از جهت زخم تیغ ساخت حقم چون سپر”:
“تیغ زن ای آفتاب گردن شب را به تاب / ظلمت شبها ز چیست کوره خاک کدر”:
“معدن صبرست تن معدن شکر است دل / معدن خندهست شش معدن رحمت جگر”:
“بر سر من چون کلاه ساز شها تختگاه / در بر خود چون قبا تنگ بگیرم به بر”:
“گفت کسی عشق را صورت و دست از کجا / منبت هر دست و پا عشق بود در صور”:
“نی پدر و مادرت یک دمهای عشق باخت / چونک یگانه شدند چون تو کسی کرد سر”:
“عشق که بیدست او دست تو را دست ساخت / بیسر و دستش مبین شکل دگر کن نظر”:
“رنگ همه رویها آب همه جویها / مفخر تبریز دان شمس حق ای دیده ور”:
غزل ۱۱۲۶ مولانا، تجلیگاه صداقت و پایداری عاشق در راه معشوق است. مولانا خود را تیری آماده و سدی محکم در برابر ارادهی معشوق میداند و با کمال میل و رضا، آمادهی هر نوع فداکاری است. او حتی تاریکی جهل را ناشی از “خاک کدر” وجود انسان میداند و از معشوق میخواهد که با نور خود آن را بزداید. بخش مهمی از غزل به تبیین ماهیت عشق به عنوان خالق و منشأ هر صورت و زندگی میپردازد و به خواننده توصیه میکند که عشق را در ورای فرمهای مادی ببیند. در نهایت، با ستایش بیحد و حصر شمس تبریزی، او را سرچشمه و حقیقت تمام زیباییها و رنگ و روی هستی معرفی میکند. این غزل به خوبی فداکاری عاشقانه و دیدگاه توحیدی مولانا دربارهی عشق و شمس را نمایان میسازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر