تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1125

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1125

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1125

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1125

چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

چونک ببردی دلی باز مرانش ز در

چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما

زلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر

عشق بود گلستان پرورش از وی ستان

از شجره فقر شد باغ درون پرثمر

جمله ثمر ز آفتاب پخته و شیرین شود

خواب و خورم را ببر تا برسم نزد خور

طبع جهان کهنه دان عاشق او کهنه دوز

تازه و ترست عشق طالب او تازه تر

عشق برد جوبجو تا لب دریای هو

کهنه خران را بگو اسکی ببج کمده ور

هر کس یاری گزید دل سوی دلبر پرید

نحس قرین زحل شمس قرین قمر

دل خود از این عام نیست با کسش آرام نیست

گر تو قلندردلی نیست قلندر بشر

تن چو ز آب منیست آب به پستی رود

اصل دل از آتشست او نرود جز زبر

غیر دل و غیر تن هست تو را گوهری

بی‌خبری زان گهر تا نشوی بی‌خبر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1125 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی پر از نصیحت و حکمت عرفانی، به اهمیت دل و گوهر وجودی انسان اشاره دارد. مولانا به نقش عشق در پرورش باطن، لزوم رهایی از تعلقات مادی و تفاوت جوهر دل با تن می‌پردازد و در نهایت، به وجود گوهر پنهانی در انسان که تا زمانی که از خود بی‌خبر نباشد، آن را نخواهد شناخت.

بیت اول

“چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر / چونک ببردی دلی باز مرانش ز در”:

  • “ای معشوق، چون تو همتایی نداری و بی‌همتایی، (بی‌دلیل) فتنه برپا مکن و دل‌ها را مبر (عاشق نکن).”
  • “و چون دلی را ربودی و عاشق خود ساختی، دیگر آن را از در (لطف و وصال خود) مران (طرد مکن).” این بیت خطاب به معشوق (حقیقی یا پیر) است که اگر کسی را جذب کرد، باید او را بپذیرد.

بیت دوم

“چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما / زلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر”:

  • “چون چشم تو (ای معشوق) راهزن است و دل‌ها را می‌رباید، به آن راه زده (دل ربوده) راه (هدایت) را نشان بده.”
  • “اگر زلف تو (نماد پیچیدگی و وسوسه) سرکشی کند، به عشوه و فریب “هندو” (موجب گمراهی) اعتنا نکن.” این بیت به مسئولیت معشوق در هدایت عاشق پس از جذب او و همچنین هشیاری عاشق در برابر فریب‌ها اشاره دارد.

بیت سوم

“عشق بود گلستان پرورش از وی ستان / از شجره فقر شد باغ درون پرثمر”:

  • “عشق (الهی) خود یک گلستان است، پرورش (کمال و رشد) را از آن بگیر.”
  • “از درخت “فقر” (نیاز و نیستی در برابر حق)، باغ درون (باطن انسان) پر از میوه (ثمره‌های معنوی) شد.” این بیت به اهمیت عشق در پرورش روح و نقش فقر (عرفانی) در ثمربخشی باطن اشاره دارد.

بیت چهارم

“جمله ثمر ز آفتاب پخته و شیرین شود / خواب و خورم را ببر تا برسم نزد خور”:

  • “تمام میوه‌ها (ثمره‌های معنوی) از تابش آفتاب (خورشید حقیقت یا معشوق) پخته و شیرین می‌شوند.”
  • “خواب و خوراک (تعلقات و لذت‌های مادی) مرا از من بگیر، تا به سوی “خور” (خورشید، یعنی معشوق) برسم.” این بیت به تأثیر حیات‌بخش معشوق بر کمالات روحی و لزوم ترک تعلقات مادی برای رسیدن به او اشاره دارد.

بیت پنجم

“طبع جهان کهنه دان عاشق او کهنه دوز / تازه و ترست عشق طالب او تازه تر”:

  • “طبیعت و سرشت جهان را کهنه و فرسوده بدان؛ و عاشق این جهان نیز (مانند خیاطی که لباس کهنه می‌دوزد) کهنه دوز (فرسوده و بی‌ارزش) است.”
  • “عشق (حقیقی) تازه و شاداب (تر) است، و طالب (جوینده) آن نیز (در اثر این عشق) تازه‌تر و باطراوت‌تر می‌شود.” این بیت به تفاوت ماهیت عشق حقیقی و جهان مادی و تأثیر آن بر طالب اشاره دارد.

بیت ششم

“عشق برد جوبجو تا لب دریای هو / کهنه خران را بگو اسکی ببج کمده ور”:

  • “عشق (انسان را) جوی‌به‌جوی (به آرامی و پیوسته) تا لب “دریای هو” (دریای حقیقت مطلق) می‌برد.”
  • “به “کهنه خران” (کسانی که در مادیت غرق شده و کند ذهن هستند) بگو: “اسکی ببیچ کمده‌ور” (کنایه از سخنی که برای اهل دل معنا دارد و برای غافل بی‌معناست یا دعوت به تلاشی خاص).” این مصرع دوم دارای ابهام و معانی متعددی است و ممکن است اصطلاح یا لهجه‌ای خاص باشد که مولانا به کار برده است.

بیت هفتم

“هر کس یاری گزید دل سوی دلبر پرید / نحس قرین زحل شمس قرین قمر”:

  • “هر کس (در این عالم) یاری (معشوقی) انتخاب کرد، دلش به سوی آن دلبر پرواز کرد.”
  • “(در علم نجوم،) نحس (بدشگون) قرین زحل (ستاره‌ی نحس) است، و شمس (خورشید) قرین قمر (ماه) است.” این بیت به قانون جذب و هماهنگی در هستی اشاره دارد؛ هر چیزی به هم‌نوع خود جذب می‌شود.

بیت هشتم

“دل خود از این عام نیست با کسش آرام نیست / گر تو قلندردلی نیست قلندر بشر”:

  • “دل (حقیقی انسان) از این عالم (مادی و عام) نیست و با هیچ کس (جز معشوق حقیقی) آرام نمی‌گیرد.”
  • “اگر تو قلندردل (دلی رها و بی‌قید و بند) هستی، پس قلندر (سالک رها) یک انسان معمولی نیست (بلکه فراتر از آن است).” این بیت به فرامادی بودن دل حقیقی و مقام والای قلندران عارف اشاره دارد.

بیت نهم

“تن چو ز آب منیست آب به پستی رود / اصل دل از آتشست او نرود جز زبر”:

  • “تن (جسم) چون از آب منی است، همانند آب به پستی و فرو رفتن میل دارد.”
  • “اما اصل دل (جوهر روح) از آتش (نور الهی و شور) است، و آن جز به بالا (عالم قدس) نمی‌رود.” این بیت به تضاد ماهیت تن (که به پستی می‌گراید) و دل (که به تعالی و علو می‌گراید) اشاره دارد.

بیت دهم

“غیر دل و غیر تن هست تو را گوهری / بی‌خبری زان گهر تا نشوی بی‌خبر”:

  • “غیر از دل (که به تعالی می‌رود) و غیر از تن (که به پستی می‌رود)، تو (ای انسان) گوهر دیگری (حقیقتی والاتر) نیز داری.”
  • “تا زمانی که از خود (یا از جهان و تعلقات آن) بی‌خبر نشوی (یعنی فنا نشوی)، از آن گوهر (حقیقت وجودی خود) آگاه نخواهی شد.” این بیت به وجود حقیقت پنهان در انسان اشاره دارد که تنها با فنا و بی‌خودی از خود آشکار می‌شود.

غزل ۱۱۲۵ مولانا، غزلی عمیق و پر از درس‌های عرفانی است. مولانا در آغاز به معشوق می‌آماید که اگر دلی را ربود، آن را از خود نراند. سپس به نقش عشق در پرورش روح و ثمردهی باطن اشاره می‌کند و ترک تعلقات مادی (خواب و خور) را شرط رسیدن به حقیقت می‌داند. او تفاوت ماهیت جهان کهنه و عشق تازه را بیان می‌کند و دلیل گرایش تن به پستی و دل به علو را در منشأ خلقت آن‌ها می‌جوید. در نهایت، مولانا به وجود “گوهری” پنهان در انسان اشاره می‌کند که تنها با فنا و بی‌خبری از خود می‌توان به آن دست یافت. این غزل به خوبی بینش مولانا درباره‌ی جایگاه انسان، اهمیت عشق و فقر عرفانی، و مسیر رسیدن به خودشناسی حقیقی را نشان می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: