تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1124

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1124

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1124

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1124

تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار

بر مثل ذره‌ها رقص کنان پیش یار

شاه نشسته به تخت عشق گرو کرده رخت

رقص کنان هر درخت دست زنان هر چنار

از قدح جام وی مست شده کو و کی

گرم شده جام دی سرد شده جان نار

روح بشارت شنید پرده جان بردرید

رایت احمد رسید کفر بشد زار زار

بانگ زده آن هما هر کی که هست از شما

دور شو از عشق ما تا نشوی دلفکار

گفته دل من بدو کای صنم تندخو

چون برهد آن که او گشت به زخمت شکار

عشق چو ابر گران ریخت بر این و بر آن

شد طرفی زعفران شد طرفی لاله زار

آب منی همچو شیر بعد زمانی یسیر

زاد یکی همچو قیر وان دگری همچو قار

منکر شه کور زاد بی‌خبر و کور باد

از شه ما شمس دین در تبریز افتخار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1124 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی پرشور و تمثیلی، به تجلی عظمت و قدرت عشق الهی (یا شمس تبریزی) می‌پردازد. مولانا با تصویرسازی صحنه‌ای از مستی و بی‌خودی عالم در برابر جمال معشوق، به تأثیر دگرگون‌کننده‌ی عشق و ظهور حقایق اشاره می‌کند و در نهایت، منکران عشق را مذمت می‌نماید.

بیت اول

“تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار / بر مثل ذره‌ها رقص کنان پیش یار”:

  • “چهره‌ی آفتاب (معشوق مانند آفتاب) جلوه کرد و جهان از آن مست و بی‌خویش شد.”
  • “همچون ذره‌ها که در برابر خورشید می‌رقصند، همه (موجودات) در پیشگاه یار (معشوق) رقص‌کنان شدند.” این بیت به تأثیر مست‌کننده‌ی جمال معشوق بر کل هستی اشاره دارد.

بیت دوم

“شاه نشسته به تخت عشق گرو کرده رخت / رقص کنان هر درخت دست زنان هر چنار”:

  • “شاه (معشوق) بر تخت عشق نشسته و رخت (بساط و هستی خود) را در گرو عشق نهاده است.” (یعنی سلطنت او بر پایه‌ی عشق است).
  • “هر درختی رقص‌کنان و هر چناری دست‌افشان شده است.” این بیت به تأثیر شورانگیز عشق بر طبیعت بی‌جان نیز اشاره دارد.

بیت سوم

“از قدح جام وی مست شده کو و کی / گرم شده جام دی سرد شده جان نار”:

  • “از جام (شراب) او (معشوق)، هر کَس و هر که (تمام خلایق) مست شده‌اند.”
  • “جامه‌ی دی (لباس زمستان، کنایه از سختی و سرما) گرم شده (از میان رفته است) و جان آتش (نار، کنایه از دوزخ یا قهر الهی) سرد شده است.” این بیت به قدرت عشق در تبدیل سختی‌ها به آسانی و قهر به لطف اشاره دارد.

بیت چهارم

“روح بشارت شنید پرده جان بردرید / رایت احمد رسید کفر بشد زار زار”:

  • “روح (انسانی) بشارت (پیام شادی‌بخش) را شنید و پرده‌های جان (حجاب‌های وجود) را درید.”
  • “پرچم احمد (پیامبر اسلام، نماد حق و هدایت) رسید و کفر (تاریکی و نادانی) زار و ناتوان شد.” این بیت به بیداری روحانی و پیروزی حقیقت بر کفر اشاره دارد.

بیت پنجم

“بانگ زده آن هما هر کی که هست از شما / دور شو از عشق ما تا نشوی دلفکار”:

  • “آن همای (مرغ سعادت، یا معشوق) بانگ زده است: هر کس که از شما (علقه‌مندان به غیر ما) هست،”
  • “از عشق ما دور شو، تا دل‌شکسته و رنجور نشوی.” این بیت به خطاب معشوق به کسانی که اهلیت عشق او را ندارند اشاره دارد که باید از این راه دوری کنند تا آسیب نبینند.

بیت ششم

“گفته دل من بدو کای صنم تندخو / چون برهد آن که او گشت به زخمت شکار”:

  • “دل من به او (معشوق) گفت: ای معشوق تندخو (نازنین و قهرآلود)،”
  • “چگونه رها شود کسی که با ضربه (نگاه یا جلوه‌ی) تو شکار شده است؟” این بیت التماس عاشق است که اگر کسی شکار عشق معشوق شد، راه گریزی ندارد.

بیت هفتم

“عشق چو ابر گران ریخت بر این و بر آن / شد طرفی زعفران شد طرفی لاله زار”:

  • “عشق، مانند ابر سنگین و پربار (باران‌زا)، بر این (برخی) و بر آن (برخی دیگر) بارید.”
  • “در یک طرف (از عالم) به زعفران‌زار (زیبایی و لطافت) تبدیل شد و در طرف دیگر به لاله‌زار (شور و سرخی).” این بیت به گستردگی فیض عشق و تأثیرات متفاوت آن بر افراد گوناگون اشاره دارد.

بیت هشتم

“آب منی همچو شیر بعد زمانی یسیر / زاد یکی همچو قیر وان دگری همچو قار”:

  • “آب منی (نطفه) همانند شیر (پاک و لطیف) است، اما بعد از اندک زمانی،”
  • “یکی را همچون قیر (سیاه و تیره) به دنیا می‌آورد و دیگری را همچون قار (شیره، که آن نیز تیره است).” این بیت به تفاوت ذات‌ها و سرنوشت‌ها از یک منشأ واحد اشاره دارد (مانند آب منی که هم انسان نیکو و هم بد از آن زاده می‌شود)؛ یا کنایه از تفاوت باطن افراد است.

بیت نهم

“منکر شه کور زاد بی‌خبر و کور باد / از شه ما شمس دین در تبریز افتخار”:

  • “منکر و ناسپاس پادشاه (حق یا شمس تبریزی) کور مادرزاد است و بی‌خبر و کور باشد.” (نفرین به منکر).
  • “(او) از پادشاه ما، “شمس دین” (خورشید دین) در تبریز، که مایه‌ی افتخار است، بی‌خبر است.” این بیت اوج مدح و ستایش شمس تبریزی و مذمت کسانی است که قدر او را نمی‌دانند.

غزل ۱۱۲۴ مولانا، با زبانی پر از مستی، شور و قدرت نمایی عشق الهی آغاز می‌شود. مولانا جهان و تمام موجودات را در حال رقص و مستی در برابر جمال معشوق تصویر می‌کند و به تأثیر عشق در دگرگونی و رهایی از قیدها اشاره دارد. او سپس با خطاب “هما” به شایستگی در راه عشق تأکید می‌کند و از معشوق می‌خواهد که عاشق را که شکار اوست، رها نکند. مولانا تفاوت افراد و سرنوشت‌ها را با مثال‌هایی از طبیعت و خلقت بیان می‌کند. در نهایت، با لحنی قاطع و نفرین‌گونه، منکران شمس تبریزی را مذمت می‌کند و مقام او را بلند می‌شمارد. این غزل به خوبی تجربه‌ی فنای در عشق و جایگاه بی‌بدیل شمس در اندیشه‌ی مولانا را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: