تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1120

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1120

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1120

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1120

مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در

زین پس مباش ماها در ابر و پرده در

ما جمع عاشقان تو خوش قد و قامتیم

ما را صلای فتنه و شور و هزار شر

خورشید تافتست ز روی تو چاشتگاه

در عشق قرص روی تو رفتیم بام بر

مستیست در سر از می و این تاب آفتاب

در سر بتافتست پس از دست رفت سر

ای مطرب هوای دل عاشقان روح

بنواز لحن جان که تننتن لطیفتر

تا جان‌ها ز خرقه تن‌ها برون شود

تا بر سرین خرقه رود جان باخبر

از جام صاف باده تو خاشاک جسم را

بردار تا نهیم به اقبال بر به بر

تا دیده‌ها گذاره شود از حجاب‌ها

تا وارهد ز خانه و مان و ز بام و در

سیمرغ جان و مفخر تبریز شمس دین

بیند هزار روضه و یابد هزار پر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1120 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با لحنی شوریده و پر از مستی و بی‌خودی، به تجلی جمال معشوق و تأثیر آن بر فنای عاشق می‌پردازد. مولانا با دعوت به رهایی از حجاب‌ها، اوج سیر معنوی را در رسیدن به فنای کامل و پیوستن به حقیقت مطلق ترسیم می‌کند و در نهایت، به نقش شمس تبریزی در این پرواز روحانی اشاره دارد.

بیت اول

“مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در / زین پس مباش ماها در ابر و پرده در”:

  • “ما (عاشقان) از عشق تو مست و بی‌خود شده‌ایم، و جمال تو (ای معشوق) حجاب‌ها را دریده است.” (پرده در: درنده‌ی حجاب‌ها).
  • “از این پس، ای ماهان (نور و روشنایی، یا ای معشوق همانند ماه)، در ابر (پنهان) و پشت پرده نباش (خود را آشکار کن).” این بیت به آرزوی عاشق برای تجلی بی‌واسطه و تمام‌عیار معشوق اشاره دارد.

بیت دوم

“ما جمع عاشقان تو خوش قد و قامتیم / ما را صلای فتنه و شور و هزار شر”:

  • “ما جمع عاشقان تو، دارای قد و قامتی خوش (زیبا و موزون) هستیم.” (اشاره به کمال وجودی عاشقان).
  • “ما را بانگ بلند فتنه و شور (بیدارکننده و بی‌قرارکننده) و هزاران شر (شورش و بی‌قراری) ده.” این بیت به شور و هیجان درونی عاشقان و تمایل آن‌ها به برانگیختگی بیشتر اشاره دارد.

بیت سوم

“خورشید تافتست ز روی تو چاشتگاه / در عشق قرص روی تو رفتیم بام بر”:

  • “از چهره‌ی تو (ای معشوق)، خورشید در وقت چاشتگاه (طلوع کامل) تابیدن گرفته است.” (یعنی جمال تو از خورشید هم روشن‌تر است).
  • “در عشق به قرص (گردی) روی تو، ما بر بام (مقام بلند) رفتیم.” (کنایه از عروج و تعالی عاشق در عشق). این بیت به منبع نور و تعالی در عشق اشاره دارد.

بیت چهارم

“مستیست در سر از می و این تاب آفتاب / در سر بتافتست پس از دست رفت سر”:

  • “مستی از شراب (عشق) در سر ماست، و این (مستی) از تابش آفتاب (جمال معشوق) است.”
  • “این مستی در سر ما تابیده است، تا حدی که “سر” (هوشیاری و خودی) ما از دست رفته است.” این بیت به فنای عقل و خودی در پرتو مستی عشق اشاره دارد.

بیت پنجم

“ای مطرب هوای دل عاشقان روح / بنواز لحن جان که تننتن لطیفتر”:

  • “ای نوازنده (مطرب) که مظهر خواست و آرزوی دل عاشقان روح (یعنی خود روح عشق) هستی،”
  • “نغمه‌ی جان را بنواز که نوای “تننتن” (آوای ساز، کنایه از نغمه‌ی روح) لطیف‌تر (زیباتر و عمیق‌تر) است.” این بیت به نغمه‌های درونی و روحانی عشق اشاره دارد که از نغمات ظاهری دلنشین‌ترند.

بیت ششم

“تا جان‌ها ز خرقه تن‌ها برون شود / تا بر سرین خرقه رود جان باخبر”:

  • “تا جان‌ها از جامه‌ی تن‌ها (پیکر مادی) بیرون آید.” (کنایه از رهایی روح از قید جسم).
  • “تا جان آگاه و باخبر، بر سرین (بر روی) آن خرقه (تن رها شده) رود.” (یعنی جان پس از رهایی از بدن، به مقام بلندتری می‌رسد). این بیت به مرگ ارادی و رهایی روح از تعلقات جسمانی اشاره دارد.

بیت هفتم

“از جام صاف باده تو خاشاک جسم را / بردار تا نهیم به اقبال بر به بر”:

  • “از جام صاف (خالص و زلال) شراب تو (ای معشوق)،”
  • “خاشاک جسم (ناپاکی‌ها و تعلقات جسمانی) را بردار، تا (جان) با اقبال و سعادت به سینه (معشوق) بچسبد.” این بیت به پاکسازی جان از آلودگی‌های جسمانی به واسطه عشق اشاره دارد.

بیت هشتم

“تا دیده‌ها گذاره شود از حجاب‌ها / تا وارهد ز خانه و مان و ز بام و در”:

  • “تا دیده‌ها (بصیرت باطنی) از حجاب‌ها (مانع‌ها) عبور کند.”
  • “تا (جان) از خانه (دنیا)، و مان (اقامتگاه)، و از بام و در (محدودیت‌های مادی) رها شود.” این بیت به رهایی از قیود مادی و دست یافتن به بصیرت مطلق اشاره دارد.

بیت نهم

“سیمرغ جان و مفخر تبریز شمس دین / بیند هزار روضه و یابد هزار پر”:

  • “سیمرغ جان (جان رها شده از قیدها و دارای مقام بلند) و “مفخر تبریز” (شمس تبریزی، که مایه‌ی افتخار تبریز است) و “شمس دین” (خورشید دین)،”
  • “هزاران باغ و گلستان (روضه) را می‌بیند و هزاران پر (قابلیت پرواز و عروج) به دست می‌آورد.” این بیت به مقام والای شمس تبریزی و قابلیت او در عروج معنوی و گشودن هزاران دریچه از معرفت اشاره دارد.

غزل ۱۱۲۰ مولانا، غزلی پر از حرکت، شور و طلب رهایی از قیدها است. مولانا در آن، خود را و دیگر عاشقان را مست و بی‌خود از تجلی جمال معشوق می‌داند و از معشوق می‌خواهد که خود را کاملاً آشکار سازد. او آرزوی فنای عقل و خودی در مستی عشق را دارد و از مطرب روح می‌خواهد که نغمه‌ی جان را بنوازد تا روح از قید تن رها شود. در نهایت، با تصویر زیبای سیمرغ جان و شمس تبریزی، اوج پرواز روحانی و دستیابی به هزاران روضه (معرفت) را ترسیم می‌کند و این را حاصل رهایی از تعلقات مادی و معنوی می‌داند. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا در مورد فنای فی الله و بقای بالله را نشان می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: