ساقیا باده چون نار بیار
دفع غم را تو ز اسرار بیار
بادهای را که ز دل میجوشد
زود ای ساقی دلدار بیار
کافر عشق بیا باده ببین
نیست شو در می و اقرار بیار
ساقیا دست همه مستان گیر
همچنان جانب گلزار بیار
پیش این شاهد ما خوبان را
گردن بسته ز بلغار بیار
مؤمنان را همه عریان کردی
گروی نیز ز کفار بیار
شمس تبریز بگو دولت را
بپذیر اندک و بسیار بیار
این غزل مولانا، با لحنی پرشور و خطاب به ساقی (پیر کامل یا معشوق الهی)، دعوتی به نوشیدن بادهی عشق و رهایی از غمها است. مولانا در این غزل، بر وحدت وجود و بیتفاوتی عشق نسبت به ظواهر دین و کفر تأکید میکند و در نهایت، به نقش شمس تبریزی در دولت عشق اشاره دارد.
“ساقیا باده چون نار بیار / دفع غم را تو ز اسرار بیار”:
“بادهای را که ز دل میجوشد / زود ای ساقی دلدار بیار”:
“کافر عشق بیا باده ببین / نیست شو در می و اقرار بیار”:
“ساقیا دست همه مستان گیر / همچنان جانب گلزار بیار”:
“پیش این شاهد ما خوبان را / گردن بسته ز بلغار بیار”:
“مؤمنان را همه عریان کردی / گروی نیز ز کفار بیار”:
“شمس تبریز بگو دولت را / بپذیر اندک و بسیار بیار”:
غزل ۱۱۰۸ مولانا، دعوتی شورانگیز به غرق شدن در بادهی عشق الهی است. مولانا با خطاب به ساقی، بر منشأ درونی عشق و نقش آن در دفع غم و آشکار ساختن اسرار تأکید میکند. او عشق را نیرویی میداند که همه را، چه مؤمن و چه کافر، از تعلقات ظاهری رها کرده و به سوی حقیقت میکشاند. در نهایت، با اشاره به شمس تبریزی، او را منبع دولت و فیض در این مسیر معرفی میکند. این غزل نمونهای از دیدگاه وحدتگرایانه مولانا در عشق است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا