تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1105

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1105

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1105

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1105

ای خیالت در دل من هر سحور

می‌خرامد همچو مه یک پاره نور

نقش خوبت در میان جان ما

آتش و شور افکند وانگه چه شور

آتشی کردی و گویی صبر کن

من ندانم صبر کردن در تنور

یاد داری کآمدی تو دوش مست

ماه بودی یا پری یا جان حور

آن سخن‌هایی که گفتی چون شکر

وان اشارت‌ها که می‌کردی ز دور

دست بر لب می‌زدی یعنی که تو

از برای این دل من برمشور

دست بر لب می‌نهی یعنی که صبر

با لب لعلت کجا ماند صبور

رو به بالا می‌کنی یعنی خدا

چشم بد را از جمالم دار دور

ای تو پاک از نقش‌ها وز روی تو

هر زمانی یوسفی اندر صدور

ی باشد.

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1105 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی شیوا و پر از حسرت و شور، به حضور دائمی خیال معشوق در دل عاشق و تأثیر شورانگیز آن بر جان می‌پردازد. مولانا به یادآوری دیدارهای گذشته با معشوق و اشارات رمزآلود او می‌پردازد و در نهایت، به پاکی و بی‌نقشی معشوق حقیقی اشاره می‌کند.

بیت اول

  • “ای خیالت در دل من هر سحور / می‌خرامد همچو مه یک پاره نور”:
    • “ای خیالت (تصور و حضور ذهنی تو) در دل من، هر سحرگاه.”
    • “همچون پاره‌ای از ماه (نورانی و زیبا)، آرام و با ناز راه می‌رود (می‌خرامد).” این بیت نشان‌دهنده‌ی حضور دائمی و درخشان معشوق در ذهن و قلب عاشق است.

بیت دوم

  • “نقش خوبت در میان جان ما / آتش و شور افکند وانگه چه شور”:
    • “تصویر زیبای تو در میان جان ما.”
    • “آتش (شور و حرارت) و شور (اشتیاق و بی‌قراری) می‌افکند، و چه شور عظیمی!” این بیت به تأثیر عمیق و پرشور جمال معشوق بر وجود عاشق اشاره دارد.

بیت سوم

  • “آتشی کردی و گویی صبر کن / من ندانم صبر کردن در تنور”:
    • (خطاب به معشوق): “تو (در دل من) آتشی برپا کرده‌ای و (سپس) می‌گویی صبر کن.”
    • “من نمی‌دانم چگونه می‌توان در تنور (آتش‌دان، کنایه از شدت عشق و حرارت) صبر کرد.” این بیت به دشواری و حتی ناممکن بودن صبر در برابر سوز عشق اشاره دارد.

بیت چهارم

  • “یاد داری کآمدی تو دوش مست / ماه بودی یا پری یا جان حور”:
    • (باز هم خطاب به معشوق): “به یاد می‌آوری که دیشب، مست (از باده‌ی عشق یا بی‌خودی) آمدی؟”
    • “تو ماه بودی، یا پری، یا جان یک حور (بسیار زیبا و اثیری بودی)؟” این بیت به زیبایی و غیرقابل توصیف بودن معشوق در لحظه‌ی دیدار اشاره دارد.

بیت پنجم

  • “آن سخن‌هایی که گفتی چون شکر / وان اشارت‌ها که می‌کردی ز دور”:
    • “آن سخنانی که شیرین چون شکر گفتی.”
    • “و آن اشاراتی که از دور (به من) می‌کردی.” این بیت به یادآوری لحظات شیرین و پر رمز و راز با معشوق می‌پردازد.

بیت ششم

  • “دست بر لب می‌زدی یعنی که تو / از برای این دل من برمشور”:
    • “(وقتی) دست بر لب می‌زدی، یعنی که تو (مخاطب) “برای این دل من” (درباره‌ی حال من) “مشورت مکن” (سخن مگو، فاش مکن).” این اشاره می‌تواند کنایه از راز نگه داشتن عشق باشد.

بیت هفتم

  • “دست بر لب می‌نهی یعنی که صبر / با لب لعلت کجا ماند صبور”:
    • “(وقتی) دست بر لب می‌نهی، یعنی (به من می‌گویی) صبر کن.”
    • “اما چگونه با دیدن لب‌های لعل (قرمز و درخشان) تو، کسی می‌تواند صبور بماند؟” این بیت به تضاد بین فرمان صبر و جذبه‌ی بی‌تاب‌کننده‌ی معشوق اشاره دارد.

بیت هشتم

  • “رو به بالا می‌کنی یعنی خدا / چشم بد را از جمالم دار دور”:
    • “(وقتی) روی خود را به بالا می‌کنی، یعنی (خطاب به) خدا می‌گویی:”
    • “چشم بد را از جمال من دور نگه دار.” این بیت به زیبایی بی‌حد و حصر معشوق و بیم از چشم زخم حسودان اشاره دارد.

بیت نهم

  • “ای تو پاک از نقش‌ها وز روی تو / هر زمانی یوسفی اندر صدور”:
    • “ای تو که از هرگونه نقش و تصویری (از هرگونه محدودیت و تعین مادی) پاک و منزه هستی.”
    • “و از روی (جلوه) تو، هر لحظه یوسفی (زیبایی و دلربایی جدیدی) در دل‌ها (صدور: سینه‌ها، دل‌ها) ظاهر می‌شود.” این بیت به پاکی مطلق و بی‌نهایتی جمال معشوق حقیقی اشاره دارد که دائماً در قالب‌های گوناگون متجلی می‌شود.

غزل ۱۱۰۵ مولانا، غزلی پر از وجد و شور عاشقانه است که در آن، شاعر به حضور خیال معشوق در درون و تأثیرات شگرف آن می‌پردازد. مولانا با تکرار “ای پسر” و توصیفات بصری و حسی، به تجلیات مختلف معشوق، از جمال دلربا تا اشارات پر معنی و فرمان صبر، اشاره می‌کند. او ناتوانی خود را در برابر آتش عشق بیان می‌دارد و در نهایت، به پاکی مطلق و تجلی دائم زیبایی معشوق در دل‌ها اشاره می‌کند، که این معشوق می‌تواند شمس تبریزی یا خود حق‌تعالی باشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: