تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1100

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1100

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1100

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1100

بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر

بس که می‌کرد او جهان زیر و زبر

مر زبان را طاقت شرحش نماند

خیره گشته همچنین می‌کرد سر

ای بسا سر همچنین جنبان شده

با دهان خشک و با چشمان تر

در دو چشمش بین خیال یار ما

رقص رقصان در سواد آن بصر

من به سر گویم حدیثش بعد از این

من زبان بستم ز گفتن ای پسر

پیش او رو ای نسیم نرم رو

پیش او بنشین به رویش درنگر

تیز تیزش بنگر ای باد صبا

چشم و دل را پر کن از خوبی و فر

ور ببینی یار ما را روترش

پرده‌ای باشد ز غیرت در نظر

مو نباشد عکس مو باشد در آب

صورتی باشد ترش اندر شکر

توبه کردم از سخن این باز چیست

توبه نبود عاشقانش را مگر

توبه شیشه عشق او چون گازرست

پیش گازر چیست کار شیشه گر

بشکنم شیشه بریزم زیر پای

تا خلد در پای مرد بی‌خبر

شحنه یار ماست هر کو خسته شد

گو مرا بسته به پیش شحنه بر

شحنه را چاه زنخ زندان ماست

تا نهم زنجیر زلفش پای بر

بند و زندان خوش ای زنده دلان

خوش مرا عیشیست آن جا معتبر

گرچه می‌کاهم چو ماه از عشق او

گرچه می‌گردم چه گردون بر قمر

بعد من صد سال دیگر این غزل

چون جمال یوسفی باشد سمر

زانک دل هرگز نپوسد زیر خاک

این ز دل گفتم نگفتم از جگر

من چو داوودم شما مرغان پاک

وین غزل‌ها چون زبور مستطر

ای خدایا پر این مرغان مریز

چون به داوودند از جان یارگر

ای خدایا دست بر لب می‌نهم

تا نگویم زان چه گشتم مستتر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1100 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، اوج شوریدگی و حیرت او را در برابر جمال و تأثیر معشوق الهی (شمس تبریزی) به تصویر می‌کشد. مولانا از ناتوانی زبان در بیان عظمت معشوق سخن می‌گوید، سپس به تجلی معشوق در چشم عاشق اشاره می‌کند و در نهایت، عشق را همچون زندانی دلپذیر و ابدی می‌داند.

بیت اول

  • “بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر / بس که می‌کرد او جهان زیر و زبر”:
    • “آن مه” (معشوق که چون ماه زیباست)، “آنقدر شور و شر” (هیجان و آشوب) برمی‌انگیخت.
    • “و آنقدر جهان را زیر و رو می‌کرد” (دگرگون می‌ساخت). این بیت به تأثیر عظیم و ویران‌کننده‌ی معشوق بر عالم و جان عاشق اشاره دارد.

بیت دوم

  • “مر زبان را طاقت شرحش نماند / خیره گشته همچنین می‌کرد سر”:
    • “زبان دیگر طاقت شرح و بیان او را ندارد.”
    • “حیرت‌زده، همین‌طور سر تکان می‌داد” (به نشانه‌ی شگفتی و ناتوانی از بیان).

بیت سوم

  • “ای بسا سر همچنین جنبان شده / با دهان خشک و با چشمان تر”:
    • “چه بسیار سرها که همین‌طور جنبان (در حیرت) شده‌اند.”
    • “با دهانی خشک (از شدت حیرت یا خشکی لب از فرط عشق) و چشمانی تر (اشک‌بار از شور و حال).” این بیت نشان‌دهنده‌ی فراگیر بودن این حیرت و تأثیر بر همگان است.

بیت چهارم

  • “در دو چشمش بین خیال یار ما / رقص رقصان در سواد آن بصر”:
    • “در دو چشم او (همین کسی که حیران شده)، خیال (تصویر) یار ما را ببین.”
    • “که رقص‌کنان در سیاهی آن چشم (سواد بصر) حضور دارد.” این بیت به تجلی معشوق در چشم عاشق و دیدن او در خود اشاره دارد.

بیت پنجم

  • “من به سر گویم حدیثش بعد از این / من زبان بستم ز گفتن ای پسر”:
    • “من بعد از این (که زبان از گفتن عاجز شد)، حدیث او را “به سر” (با زبان دل و حال، نه زبان ظاهر) می‌گویم.”
    • “من زبان را از سخن گفتن بستم ای پسر.” این بیت به لزوم سکوت ظاهری و بیان باطنی در برابر عظمت عشق اشاره دارد.

بیت ششم

  • “پیش او رو ای نسیم نرم رو / پیش او بنشین به رویش درنگر”:
    • “ای نسیم نرم‌رو (که لطیف و آرام حرکت می‌کنی)، به نزد او (معشوق) برو.”
    • “و پیش او بنشین و به رویش (چهره‌اش) نگاه کن.”

بیت هفتم

  • “تیز تیزش بنگر ای باد صبا / چشم و دل را پر کن از خوبی و فر”:
    • “ای باد صبا (باد سحری که حامل خبرهای خوش است)، او را تیز تیز (با دقت و کنجکاوی) بنگر.”
    • “و چشم و دلت را از خوبی و شکوه او پر کن.” این بیت نشان‌دهنده‌ی اشتیاق به دیدن معشوق و غرق شدن در جمال اوست.

بیت هشتم

  • “ور ببینی یار ما را روترش / پرده‌ای باشد ز غیرت در نظر”:
    • “و اگر (در ظاهر) یار ما را روی‌ترش (ناراحت یا اخمو) ببینی.”
    • “این پرده‌ای است که از غیرت (حسادت الهی برای پنهان کردن جمال خود از نااهلان) در چشم تو افتاده است.” این بیت به این نکته اشاره دارد که گاهی عدم ادراک زیبایی معشوق، به خاطر حجاب‌های درونی یا غیرت معشوق است.

بیت نهم

  • “مو نباشد عکس مو باشد در آب / صورتی باشد ترش اندر شکر”:
    • “این ترش‌رویی (که به ظاهر می‌بینی)، موی واقعی نیست، بلکه انعکاس موی او در آب است.” (یعنی حقیقت نیست).
    • “این (ترش‌رویی) صورتی است که در شکر (ذات شیرین معشوق) وجود دارد، اما به ظاهر ترش به نظر می‌رسد.” این بیت به ظاهر و باطن معشوق اشاره دارد که باطن او همیشه شیرین و مطلوب است، حتی اگر ظاهرش متفاوت بنماید.

بیت دهم

  • “توبه کردم از سخن این باز چیست / توبه نبود عاشقانش را مگر”:
    • “من از سخن گفتن (درباره‌ی معشوق) توبه کرده بودم، این (سخن گفتن دوباره) پس چیست؟”
    • “مگر توبه برای عاشقان او (که در شور و مستی‌اند) وجود ندارد؟” این بیت به مستی عشق اشاره دارد که قواعد ظاهری، حتی توبه، را درمی‌نوردد.

بیت یازدهم

  • “توبه شیشه عشق او چون گازرست / پیش گازر چیست کار شیشه گر”:
    • “توبه در برابر عشق او (معشوق) مانند شیشه‌ای در برابر گازر (شوینده‌ی لباس، که لباس‌ها را پاره می‌کند) است.”
    • “پیش گازر، کار شیشه‌گر چیست؟” (یعنی توبه در برابر قدرت عشق بی‌ارزش و بی‌تأثیر است و از بین می‌رود).

بیت دوازدهم

  • “بشکنم شیشه بریزم زیر پای / تا خلد در پای مرد بی‌خبر”:
    • “شیشه (توبه و هر محدودیتی) را می‌شکنم و زیر پا می‌ریزم.”
    • “تا (خرده‌های آن) در پای مرد بی‌خبر (کسی که از حقیقت عشق آگاه نیست) فرو رود.” این بیت نشان‌دهنده‌ی عزم عاشق برای رهایی از قید و بندها و بی‌توجهی به نگاه ناآگاهان است.

بیت سیزدهم

  • “شحنه یار ماست هر کو خسته شد / گو مرا بسته به پیش شحنه بر”:
    • “شحنه (پاسبان و حاکم، کنایه از قدرت عشق یا معشوق) یار ماست، هر کس (از عشق) خسته شد.”
    • “بگو مرا بسته به پیش شحنه (به پیشگاه عشق) ببرند.” این بیت نشان‌دهنده‌ی تسلیم و استقبال عاشق از حکم معشوق است.

بیت چهاردهم

  • “شحنه را چاه زنخ زندان ماست / تا نهم زنجیر زلفش پای بر”:
    • “چاه زنخ (گودی چانه) معشوق (زیبایی او) زندان شحنه (جایگاهی که او را اسیر می‌کند) و زندان ماست.”
    • “تا (با اختیار) پای خود را بر زنجیر زلفش (تعلق به عشق و زیبایی او) بنهم.” این بیت به زیبایی عشق به عنوان یک اسارت دلپذیر اشاره دارد.

بیت پانزدهم

  • “بند و زندان خوش ای زنده دلان / خوش مرا عیشیست آن جا معتبر”:
    • “ای زنده‌دلان، این بند و زندان (عشق) بسیار خوش است.”
    • “مرا در آنجا عیش و خوشی معتبری (پایدار و ارزشمند) است.”

بیت شانزدهم

  • “گرچه می‌کاهم چو ماه از عشق او / گرچه می‌گردم چه گردون بر قمر”:
    • “گرچه از عشق او مانند ماه (که در هلال می‌کاهد) نحیف می‌شوم.”
    • “و گرچه مانند فلک به دور ماه (معشوق) می‌گردم.” این بیت به رنج عاشق و در عین حال، ثبات او در مسیر عشق اشاره دارد.

بیت هفدهم

  • “بعد من صد سال دیگر این غزل / چون جمال یوسفی باشد سمر”:
    • “صد سال پس از من، این غزل (من) همچون جمال یوسف (که بسیار زیبا و دلربا بود) سمر (داستان و گفتگوی شیرین) خواهد بود.” این بیت به ابدیت و جذابیت پیام غزل اشاره دارد.

بیت هجدهم

  • “زانک دل هرگز نپوسد زیر خاک / این ز دل گفتم نگفتم از جگر”:
    • “زیرا دل هرگز زیر خاک نمی‌پوسد” (یعنی حقایقی که از دل برمی‌آید، فنا ناپذیرند).
    • “این (غزل) را از دل گفتم، نه از جگر (که جایگاه احساسات زودگذر است).” این بیت به منبع عمیق و اصیل الهام غزل اشاره دارد.

بیت نوزدهم

  • “من چو داوودم شما مرغان پاک / وین غزل‌ها چون زبور مستطر”:
    • “من مانند داوود (پیامبر که صدای خوشی داشت) هستم، و شما (شنوندگان) مانند مرغان پاک هستید.”
    • “و این غزل‌ها (اشعار من) مانند زبور (کتاب آسمانی داوود) پنهان و دارای اسرار است.”

بیت بیستم

  • “ای خدایا پر این مرغان مریز / چون به داوودند از جان یارگر”:
    • “ای خدایا، پر این مرغان (پرهای پرواز معنوی شنوندگان) را مریز (نابود مکن).”
    • “زیرا آن‌ها از جان و دل یارگر (یاور و همراه) داوود (مولانا) هستند.”

بیت بیست و یکم

  • “ای خدایا دست بر لب می‌نهم / تا نگویم زان چه گشتم مستتر”:
    • “ای خدایا، دست بر لب می‌نهم (سکوت می‌کنم).”
    • “تا از آنچه (اسراری که) پنهان گشته‌ام (یا در باطن من پنهان شده است) نگویم.” این بیت نشان‌دهنده‌ی عظمت اسرار الهی است که قابل بیان نیستند.

غزل ۱۱۰۰ مولانا، تصویری زنده و پویا از سفر عاشق در بی‌کرانگی عشق الهی است. مولانا با بیان ناتوانی زبان در توصیف معشوق، به برتری حال و تجلی درونی اشاره می‌کند. او عشق را زندانی شیرین و مطلوب می‌داند که تمام هستی را دگرگون می‌سازد. غزل به فنای در معشوق و پایداری کلام دل اشاره دارد و د

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: