تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1087

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1087

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1087

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1087

بده آن باده به ما باده به ما اولیتر

هر چه خواهی بکنی لیک وفا اولیتر

سر مردان چه کند خوبتر از سجده تو

مسجد عیسی ز جان سقف سما اولیتر

یک فسون خوان صنما در دل مجنون بردم

غنج‌های چو صبی را نه صبا اولیتر

عقل را قبله کند آنک جمال تو ندید

در کف کور ز قندیل عطا اولیتر

تو عطا می ده و از چرخ ندا می‌آید

که ز دریا و ز خورشید عطا اولیتر

لطف‌ها کرده‌ای امروز دو تا کن آن را

چونک در چنگ نیایی تو دوتا اولیتر

چونک خورشید برآید بگریزد سرما

هر کی سردست از او پشت و قفا اولیتر

تا بدیدم چمنت ز آب و گیا ببریدم

آن ستورست که در آب و گیا اولیتر

سادگی را ببرد گرچه سخن نقش خوشست

بر رخ آینه از نقش صفا اولیتر

صورت کون توی آینه کون توی

داد آینه به تصویر بقا اولیتر

خمش این طبل مزن تیغ بزن وقت غزاست

طبل اگر پشت سپاهست غزا اولیتر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1087 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با لحنی قاطع و صریح، به برتری عشق و حقیقت بر هر چیز دیگر می‌پردازد. مولانا بر این باور است که در مسیر معنویت، وفاداری، تسلیم به معشوق، و رهایی از عقل جزئی اهمیت فراوان دارد. او حقیقت عشق را بر هر ظاهری مقدم می‌داند.

بیت اول

  • “بده آن باده به ما باده به ما اولیتر”: شاعر خطاب به ساقی یا معشوق می‌گوید: “آن باده (شراب معرفت و عشق الهی) را به ما بده، که باده (این باده‌ی روحانی) برای ما سزاوارتر و مهم‌تر است.” این بیت نشان‌دهنده‌ی طلب شور و مستی معنوی است.
  • “هر چه خواهی بکنی لیک وفا اولیتر”: “هر کاری که می‌خواهی انجام دهی، اما وفا (وفاداری و ثبات در راه عشق) سزاوارتر و برتر است.” این مصرع بر اهمیت پایداری و ثبات قدم در مسیر معنوی تأکید دارد.

بیت دوم

  • “سر مردان چه کند خوبتر از سجده تو”: “سر مردان (یعنی وجود و هستی مردان راه حق) چه کاری بهتر از سجده کردن برای تو (معشوق الهی) می‌تواند انجام دهد؟” این بیت بر تسلیم و بندگی در برابر حق تأکید دارد.
  • “مسجد عیسی ز جان سقف سما اولیتر”: “مسجد عیسی (مسجدی که حضرت عیسی بنا کرد، نماد پاکی و روحانیت) از جان (از خود روح انسانی)، و سقف آسمان (آسمان بلند) سزاوارتر و برتر است.” این عبارت کمی پیچیده است؛ می‌تواند به این معنی باشد که مقام معنوی عیسی و مکان عبادی او، حتی از جان انسان و عظمت آسمان هم بالاتر است. یا اینکه سجده و بندگی چنان بالاست که از جان و سقف آسمان هم ارزشمندتر است.

بیت سوم

  • “یک فسون خوان صنما در دل مجنون بردم”: “ای معشوق زیبا (صنما)، یک افسون (طلسم یا نغمه‌ی جادویی) در دل مجنون (دل عاشق بی‌قرار) بدم.” یعنی با نگاه و اشاره‌ای او را اسیر خود کن.
  • “غنج‌های چو صبی را نه صبا اولیتر”: “عشوه‌های کودکانه را نه برای صبا (باد سحرگاهی که پیام‌رسان است)، بلکه برای خودت (برای من عاشق) سزاوارتر است.” این بیت به لطافت و دلربایی معشوق اشاره دارد و اینکه این دلربایی برای عاشق است، نه برای انتقال به دیگری.

بیت چهارم

  • “عقل را قبله کند آنک جمال تو ندید”: “کسی که جمال تو (زیبایی و حقیقت معشوق) را ندیده‌ است، عقل را قبله‌ی خود می‌کند.” (یعنی به عقل جزئی تکیه می‌کند).
  • “در کف کور ز قندیل عطا اولیتر”: (این مصرع کمی ایهام دارد) می‌تواند به این معنی باشد که “برای یک فرد کور، گرفتن قندیل (روشنایی‌بخش) در کف دست، از عطای آن قندیل (صرفا دیدن روشنایی) بهتر است.” یعنی برای کسی که حقیقت را ندیده، تکیه بر ابزار مادی (عقل) بهتر از این است که هیچ تکیه‌گاهی نداشته باشد؛ اما این مقایسه در برابر دیدن جمال معشوق است. یا اینکه «در کف کور» یعنی برای کسی که کور دل است، تکیه بر عقلش بهتر است. یا کنایه از نادانی و تاریکی است.

بیت پنجم

  • “تو عطا می ده و از چرخ ندا می‌آید”: “تو (ای معشوق/حق) عطا و بخشش می‌کنی، و از چرخ (از آسمان یا عالم بالا) ندا (صدایی) می‌آید.”
  • “که ز دریا و ز خورشید عطا اولیتر”: “که (می‌گوید) عطای تو از دریا و خورشید (که نماد بخشندگی هستند) نیز سزاوارتر و برتر است.” این بیت بر بی‌کرانی و والایی بخشش الهی تأکید دارد.

بیت ششم

  • “لطف‌ها کرده‌ای امروز دو تا کن آن را”: “امروز لطف‌ها و کرم‌های بسیاری به من کرده‌ای، آن لطف‌ها را دو برابر کن (دو تا کن).”
  • “چونک در چنگ نیایی تو دوتا اولیتر”: “چون تو (ای معشوق) به چنگ نمی‌آیی (به سادگی قابل دسترسی نیستی)، پس (این لطف و بخشش) دو برابر سزاوارتر است.” این بیت به این اشاره دارد که هرچه معشوق دست‌نیافتنی‌تر باشد، لطف و بخشش او ارزشمندتر است. یا اینکه «دوتا اولیتر» یعنی برای معشوقی چون تو، دوگانگی و لطفِ مضاعف، بهتر است.

بیت هفتم

  • “چونک خورشید برآید بگریزد سرما”: “هنگامی که خورشید (نماد حق یا عشق) طلوع کند، سرما (نماد یأس، تاریکی و مشکلات) می‌گریزد.”
  • “هر کی سردست از او پشت و قفا اولیتر”: “هر کسی که از آن (خورشید حق) سرد است (بی‌بهره و دور است)، پشت و قفا (پشت کردن و روی برگرداندن از او) برایش سزاوارتر است.” یعنی کسی که از فیض حق بهره‌ای نمی‌برد، بهتر است که از این راه دور شود یا به رویکرد خود در برابر آن فکر کند.

بیت هشتم

  • “تا بدیدم چمنت ز آب و گیا ببریدم”: “از وقتی که چمن تو (باغ و گلشن حضور تو، یا دنیای معنوی تو) را دیدم، از آب و گیاه (از خوردنی‌ها و لذات مادی) دل بریدم.”
  • “آن ستورست که در آب و گیا اولیتر”: “آن (که به آب و گیا دل می‌بندد) ستور (چهارپا) است که در آب و گیا (در امور مادی) سزاوارتر و درخورتر است.” این بیت بر برتری سیر معنوی بر لذات حیوانی و مادی تأکید دارد.

بیت نهم

  • “سادگی را ببرد گرچه سخن نقش خوشست”: “سخن (کلام)، گرچه نقش خوشی است (ظاهری زیبا دارد)، اما سادگی (خلوص و بی‌تکلّفی) را از بین می‌برد.” این بیت بر ارزش سکوت و خلوص باطنی در برابر کثرت کلام تأکید دارد.
  • “بر رخ آینه از نقش صفا اولیتر”: “بر روی آینه (که نماد دل سالک است)، صفا (پاکی و بی‌نقشی) از نقش (تصویر و کثرت) سزاوارتر و بهتر است.” دل باید صاف و بی‌تصویر باشد تا حق در آن منعکس شود.

بیت دهم

  • “صورت کون توی آینه کون توی”: “تو (ای معشوق/حق)، صورت کون (ظاهر هستی) هستی و آینه‌ی کون (بازتاب‌دهنده هستی) هستی.” یعنی هم تجلی‌گاه هستی و هم نشان‌دهنده آن.
  • “داد آینه به تصویر بقا اولیتر”: “دادن (پذیرفتن) آینه به تصویر بقا (پذیرفتن آینه وجودت برای بازتاب حقیقت ابدی) سزاوارتر و برتر است.” این بیت به لزوم آماده کردن وجود برای تجلیات حق اشاره دارد.

بیت یازدهم

  • “خمش این طبل مزن تیغ بزن وقت غزاست”: “خاموش باش، این طبل (طبل کلام و گفتار) را نزن؛ تیغ بزن (عمل کن و مبارزه کن)، وقت جهاد (غزا) است.” این بیت دعوت به سکوت و عمل است.
  • “طبل اگر پشت سپاهست غزا اولیتر”: “اگرچه طبل پشت و پناه سپاه (نماد کلام برای تحریک) است، اما خود غزا (مبارزه و عمل) سزاوارتر و برتر است.” این بیت بر برتری عمل بر گفتار و نبرد حقیقی در راه حق تأکید دارد.

غزل ۱۰۸۷ مولانا، غزلی است با مضامین عمیق عرفانی که بر اولویت عشق، وفاداری، تسلیم و عمل بر هر چیز دیگر تأکید دارد. مولانا مخاطب را به رهایی از تعلقات مادی، سکوت و پالایش دل برای درک حقایق باطنی فرا می‌خواند. او بیان می‌کند که جمال معشوق، بی‌نهایت برتر از درک عقل جزئی است و تنها با فداکاری و یک‌سو شدن می‌توان به آن دست یافت.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: