تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1085

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1085

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1085

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1085

همه صیدها بکردی، هله، میر! بار دیگر

سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر

همه غوطه‌ها بخوردی، همه کارها بکردی

منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر

همه نقدها شمردی، به وکیل‌ درسپردی

بِشِنو از این محاسب عدد و شمار دیگر

تو بسی سمن‌بران را به کنار درگرفتی

نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر

خُنُک آن قماربازی که بباخت آ‌نچه بودش

بِنَماند هیچش اِلّا هوس قمار دیگر

تو به مرگ و زندگانی هله، تا جز او ندانی

نه چو روسپی که هر شب کشد او به یار دیگر

نظرش به سوی هر کس به‌مثال چشم نرگس

بُوَدش ز هر حریفی طرب و خمار دیگر

همه عمر خوار باشد چو برِ دو یار باشد

هله، تا تو رو نیاری سوی پشت‌دار دیگر

که اگر بتان چنین‌اند ز شه تو خوشه چینند

نَبُده‌ست مرغ جان را بجز او مطار دیگر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1085 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با لحنی پرشور و بیدارکننده، سالک را به حرکت و تلاش بی‌وقفه در راه عشق الهی فرا می‌خواند. مولانا تأکید می‌کند که انسان نباید به دستاوردهای ظاهری قانع شود، بلکه باید همواره در پی حقیقت مطلق باشد و از تعلقات دنیوی رها گردد.

بیت اول

  • “همه صیدها بکردی، هله، میر! بار دیگر”: شاعر خطاب به “میر” (سرور، یا سالک) می‌گوید: “تو همه صیدها (اهداف و دستاوردهای دنیوی) را به دست آوردی؛ آگاه باش، یک بار دیگر (تلاشی نو آغاز کن).” این بیت، دعوت به فراتر رفتن از دستاوردهای گذشته است.
  • “سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر”: “سگ خویش” (نفس اماره یا قوای حیوانی که به دنبال صیدهای دنیوی است) را “رها کن” (آزاد بگذار) تا “شکار دیگری کند” (به دنبال صیدهای معنوی و والاتر برود). این تشبیه نشان می‌دهد که حتی قوای نفسانی نیز می‌توانند در راه حق به کار گرفته شوند، اما باید تحت کنترل باشند.

بیت دوم

  • “همه غوطه‌ها بخوردی، همه کارها بکردی”: “تو همه غوطه‌ها (تجربیات و سختی‌ها) را پشت سر گذاشتی و همه کارها (اعمال و عبادات) را انجام دادی.”
  • “منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر”: “یک لحظه هم از حرکت باز نایست و آرام نگیر، زیرا هنوز کار دیگری (کار اصلی و نهایی، یعنی رسیدن به حق) باقی مانده است.” این بیت بر لزوم پویایی و عدم توقف در مسیر سلوک تأکید دارد.

بیت سوم

  • “همه نقدها شمردی، به وکیل‌ درسپردی”: “تو همه نقدها (دارایی‌های مادی و معنوی) را شمردی و به وکیل (به کسی که امور دنیوی را اداره می‌کند، یا به تقدیر الهی) سپردی.”
  • “بِشِنو از این محاسب عدد و شمار دیگر”: اکنون “از این محاسب (حسابگر حقیقی، یعنی حق یا پیر کامل) عدد و شمار دیگری (حساب و کتابی دیگر، یعنی حقایق معنوی) را بشنو.” این بیت به گذر از حساب و کتاب مادی به سوی درک حقایق روحانی اشاره دارد.

بیت چهارم

  • “تو بسی سمن‌بران را به کنار درگرفتی”: “تو بسیاری از زیبارویان (معشوقه‌های ظاهری و فانی) را در آغوش گرفتی.”
  • “نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر”: اکنون “لحظه‌ای آغوش خود را باز کن و به کنار دیگری (به آغوش معشوق حقیقی و ابدی) نگاه کن.” این بیت دعوت به رهایی از عشق‌های مجازی و روی آوردن به عشق حقیقی است.

بیت پنجم

  • “خُنُک آن قماربازی که بباخت آ‌نچه بودش”: “خوشا به حال آن قمارباز” (سالک راه عشق) “که هر آنچه داشت (تمام هستی و خودی خود) را باخت.”
  • “بِنَماند هیچش اِلّا هوس قمار دیگر”: و “هیچ چیز برایش نماند، جز هوس قمار دیگری” (جز اشتیاق به باختن و فنا شدن بیشتر در راه عشق). این بیت اوج فنای اختیاری و شور عشق را بیان می‌کند که عاشق از باختن خود لذت می‌برد.

بیت ششم

  • “تو به مرگ و زندگانی هله، تا جز او ندانی”: “تو در مرگ و زندگانی (در هر حالتی از حیات و ممات)، آگاه باش تا جز او (جز معشوق حقیقی) کسی را نشناسی و به کسی دل نبندی.”
  • “نه چو روسپی که هر شب کشد او به یار دیگر”: “مانند روسپی نباش که هر شب به سوی یار دیگری (معشوقی جدید و فانی) می‌رود.” این تشبیه، بی‌وفایی و سطحی‌نگری در عشق را نکوهش می‌کند.

بیت هفتم

  • “نظرش به سوی هر کس به‌مثال چشم نرگس”: (اشاره به معشوق ظاهری یا دنیا) “نگاهش به سوی هر کس مانند چشم نرگس (که به هر سو می‌نگرد) است.” یعنی به همه توجه می‌کند و دلبسته کسی نیست.
  • “بُوَدش ز هر حریفی طرب و خمار دیگر”: و “از هر حریفی (از هر معشوقی یا از هر تعلق دنیوی)، شادی و خماری دیگری دارد.” این بیت به بی‌وفایی و ناپایداری لذات دنیوی اشاره دارد.

بیت هشتم

  • “همه عمر خوار باشد چو برِ دو یار باشد”: “کسی که در کنار دو یار (دو معشوق، یا بین دنیا و آخرت) باشد، تمام عمرش خوار و بی‌مقدار خواهد بود.”
  • “هله، تا تو رو نیاری سوی پشت‌دار دیگر”: “آگاه باش، تا زمانی که تو روی خود را به سوی پشت‌دار دیگر (کسی که پشت و پناه دیگری است، یعنی به غیر حق) نیاوری.” این بیت بر لزوم یک‌سو شدن و دل کندن از غیر حق تأکید دارد.

بیت نهم

  • “که اگر بتان چنین‌اند ز شه تو خوشه چینند”: “زیرا اگر بتان (زیبارویان ظاهری و فانی) چنین هستند (این‌قدر زیبا و دلربا هستند)، از پادشاه تو (معشوق حقیقی) “خوشه می‌چینند” (اندکی از جمال و کمال او را به عاریت گرفته‌اند).”
  • “نَبُده‌ست مرغ جان را بجز او مطار دیگر”: “مرغ جان (روح انسان) را جز او (جز معشوق حقیقی)، “مطار دیگری” (مکان پرواز دیگری) نبوده است.” این بیت بر یگانگی معشوق حقیقی و مقصد نهایی جان تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۰۸۵ مولانا، دعوت‌نامه‌ای پرشور به سیر و سلوک بی‌وقفه در راه عشق الهی است. مولانا سالک را به رها کردن تعلقات دنیوی، گذشتن از دستاوردهای ظاهری، و فدا کردن خود در راه معشوق حقیقی فرا می‌خواند. او تأکید می‌کند که مقصد نهایی جان، تنها معشوق الهی است و هرگونه توقف یا دلبستگی به غیر او، موجب خواری و بی‌مقداری خواهد شد. این غزل، شور و پویایی خاصی دارد و خواننده را به حرکت وامی‌دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: