تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1083

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1083

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1083

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1083

هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر

هله کز جنبش ساقی بدود باده به سر بر

بدود روح پیاده سر گنجینه گشاده

رخ چون زهره نهاده غلطی روی قمر بر

هله منشین و میاسا بهل این صبر و مواسا

بگزین جهد و مقاسا که چو دیکم به شرر بر

اگرم عشوه پرستی سر هر راه نبستی

شب من روز شدستی زده رایت به سحر بر

هله برجه هله برجه که ز خورشید سفر به

قدم از خانه به در نه همگان را به سفر بر

سفر راه نهان کن سفر از جسم به جان کن

ز فرات آب روان کن بزن آن آب خضر بر

دم بلبل چو شنیدی سوی گلزار دویدی

چو بدان باغ رسیدی بدو اکنون به شجر بر

به شجر بر هله برگو مثل فاخته کوکو

که طلبکار بدین خو نزند کف به خبر بر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1083 دیوان شمس مولانا

 

این غزل مولانا، با ندای پرشور “هله” (بشتاب، آگاه باش)، دعوتی است به حرکت و پویایی در راه عشق و معنویت. مولانا سالک را به رهایی از سکون و صبر ظاهری فرا می‌خواند و تأکید می‌کند که رسیدن به حقیقت، نیازمند تلاش و گذار از جسم به جان است.

 

بیت اول

 

  • “هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر”: شاعر با تکرار ندای “هله زیرک” (ای هوشیار، ای زیرک، بشتاب) و “هله زوتر” (سریع‌تر، زودتر)، سالک را به شتاب و هوشیاری در مسیر معنوی فرا می‌خواند.
  • “هله کز جنبش ساقی بدود باده به سر بر”: “آگاه باش که با “جنبش ساقی” (اشاره و حرکت پیر یا معشوق الهی)، “باده به سر بر بدود” (شراب معرفت به سرعت در وجودت جاری می‌شود و مستت می‌کند). این بیت نشان‌دهنده‌ی تأثیر سریع و دگرگون‌کننده‌ی فیض ساقی است.

 

بیت دوم

 

  • “بدود روح پیاده سر گنجینه گشاده”: در اثر این مستی، “روح پیاده” (روح انسانی که پیشتر در قید جسم بود و سیر کندی داشت)، به سرعت “سر گنجینه” (درب گنجینه‌ی حقایق) را “گشاده” (باز می‌کند و به آن دست می‌یابد).
  • “رخ چون زهره نهاده غلطی روی قمر بر”: در این حال، “رخ” (چهره روح) مانند “زهره” (ستاره‌ی ناهید، نماد زیبایی) می‌شود و بر “روی قمر” (بر روی ماه، نماد معشوق یا حقیقت کامل) “غلطی” (غلطان و رقصان) می‌شود. این تصویر، محو شدن عاشق در جمال معشوق را بیان می‌کند.

 

بیت سوم

 

  • “هله منشین و میاسا بهل این صبر و مواسا”: “هله منشین و میاسا” (آگاه باش، ننشین و آرام نگیر)، “بهل این صبر و مواسا” (این صبر و تحمل ظاهری و بی‌عملی را رها کن).
  • “بگزین جهد و مقاسا که چو دیکم به شرر بر”: “تلاش و کوشش و سختی را برگزین”، “که” (زیرا) “چون دیگ هستم بر شرر” (مانند دیگی هستم که بر روی آتش قرار دارد و می‌جوشد). این بیت نشان‌دهنده‌ی شور و حرارت درونی مولانا و دعوت به فعالیت و مجاهده است.

 

بیت چهارم

 

  • “اگرم عشوه پرستی سر هر راه نبستی”: “اگر عشوه پرستی” (ظاهرپرستی و توجه به فریبندگی‌های دنیوی) “سر هر راه را بر من نبسته بود”.
  • “شب من روز شدستی زده رایت به سحر بر”: “شب من” (دوران تاریکی و غفلت من) “روز شده بود” و “پرچم پیروزی‌ام را بر سحر زده بودم” (به نهایت روشنایی و آگاهی رسیده بودم). این بیت به موانع رسیدن به حقیقت و حسرت فرصت‌های از دست رفته اشاره دارد.

 

بیت پنجم

 

  • “هله برجه هله برجه که ز خورشید سفر به”: “هله برجه هله برجه” (بشتاب و برخیز، بشتاب و برخیز)، “زیرا سفر (سیر و سلوک) از خورشید هم بهتر است” (یا خود خورشید در حال سفر است و باید از او الگو گرفت).
  • “قدم از خانه به در نه همگان را به سفر بر”: “پایت را از خانه (خانه جسم و تعلقات دنیوی) به بیرون بگذار” و “همگان را به سفر ببر” (همه را به سوی این سیر معنوی دعوت کن). این بیت به ترک تعلقات و دعوت دیگران به راه حق اشاره دارد.

 

بیت ششم

 

  • “سفر راه نهان کن سفر از جسم به جان کن”: “سفر (معنوی‌ات) را پنهانی انجام بده” (یعنی از چشم ظاهربینان دور باشد و به ریا نیالایی)؛ “سفر از جسم به جان کن” (سیر و حرکت تو باید از عالم مادی به سوی عالم روحانی باشد).
  • “ز فرات آب روان کن بزن آن آب خضر بر”: “از فرات” (رود فرات، نماد آب حیات) “آب روان کن” (جاری کن) و “آن آب خضر را بزن بر (جان خودت)” (جان خود را با آب حیات جاودانه کن). این اشاره به آب حیات و جاودانگی معنوی است.

 

بیت هفتم

 

  • “دم بلبل چو شنیدی سوی گلزار دویدی”: “هنگامی که صدای بلبل (نماد ندای عشق) را شنیدی، به سوی گلزار (باغ عشق و حقیقت) دویدی.”
  • “چو بدان باغ رسیدی بدو اکنون به شجر بر”: “هنگامی که به آن باغ رسیدی، اکنون به سوی درخت (درخت حقیقت، پیر کامل، یا اصل و منشأ) بشتاب.” این بیت بیانگر مراتب سیر و سلوک است: از صدای عشق شروع می‌شود و به اصل و مبدأ می‌رسد.

 

بیت هشتم

 

  • “به شجر بر هله برگو مثل فاخته کوکو”: “بر سر درخت (حقیقت)، هله بگو” (فریاد کن) “مانند فاخته که “کوکو” (کو کو، کجایی کجایی؟)”. این نماد جستجوی بی‌قرار و مدام عاشق است.
  • “که طلبکار بدین خو نزند کف به خبر بر”: “کسی که با این خصلت و اشتیاق طلبکار است، کف دستش را بر هیچ خبری (بر هیچ یافته‌ی ظاهری و سطحی) نمی‌زند” (یعنی به هیچ چیز جز اصل و حقیقت قانع نمی‌شود و با هر خبری خود را مشغول نمی‌کند).

غزل ۱۰۸۳ مولانا، یک دعوت نیرومند به حرکت، بیداری، و تلاش بی‌وقفه در راه عشق و معنویت است. مولانا بر اهمیت گذشتن از ظواهر، رهایی از تعلقات جسمی، و گام نهادن در مسیر باطنی جان تأکید می‌کند. او با تصاویر زیبا و ندای “هله”، سالک را به سفری درونی فرا می‌خواند که هدفش رسیدن به آب حیات و کشف حقیقت است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: