تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1080

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1080

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1080

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1080

ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور

زان جمال و زان کمال و فر و سیما دور دور

گرچه پیر کهنه‌ای در حکمت و ذوق و صفا

از شراب صاف ما هستی تو پیرا دور دور

چونک بینایان نمی‌بینند رنگ جام را

عقل خود داند که باشد جان اعمی دور دور

چون صریح و رمز قاضی می‌نداند جان او

دور باشد از دل او رمز و ایما دور دور

تا نبرد تیغ شمس الحق زنار تو را

جان تو باشد از آن لطف و چلیپا دور دور

تا ز خوبی بتان خالی نگردد جان تو

باشی از رخسار آن دلدار زیبا دور دور

گرچه اندر بزم شاهان تو بُدی سَردِه ولیک

چون در این بزم اندرآیی باشی این جا دور دور

تو شنیدی قرب موسی طور سینا نور حق

در حضور خضر بود آن طور سینا دور دور

سقف مینا گرچه بس عالیست پیش چشم تو

لیک پیش رفعتش بد سقف مینا دور دور

ای گران جان یا سبک شو یا برو از بزم ما

یا مکن مانند خود از عیش ما را دور دور

مطرب عشاق بهر من زن این نادر نوا

زانک هست از گوش کر این بانگ سرنا دور دور

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1080 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با تکرار کلمه‌ی “دور دور” (بسیار دور، ناآگاه)، به فاصله و بیگانگی اکثریت مردم از حقیقت عشق و شراب معرفت الهی می‌پردازد. مولانا بر لزوم رهایی از تعلقات دنیوی و ظاهرگرایی برای رسیدن به این حقیقت تأکید می‌کند و در نهایت، به نقش شمس تبریزی در بریدن بندهای ظاهری اشاره دارد.

بیت اول

  • “ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور”: شاعر خطاب به “ساقی” (پیر یا معشوق الهی که باده‌ی معرفت می‌بخشد) می‌گوید: “خلقان” (مردم عادی) “از می ما” (از شراب معرفت و عشق حقیقی ما) “دور دور هستند” (بسیار دور و ناآگاهند). این بیت به عدم درک عامه از حقیقت عرفان اشاره دارد.
  • “زان جمال و زان کمال و فر و سیما دور دور”: و همچنین، مردم از “آن جمال و آن کمال و فر و سیما” (از زیبایی، کمال، شکوه و چهره‌ی معشوق حقیقی) نیز “دور دور هستند” (بی‌خبر و بی‌بهره‌اند).

بیت دوم

  • “گرچه پیر کهنه‌ای در حکمت و ذوق و صفا”: (خطاب به کسی که مدعی حکمت و روحانیت است) “اگرچه در حکمت و ذوق و صفا، پیر کهنه و با تجربه‌ای هستی”.
  • “از شراب صاف ما هستی تو پیرا دور دور”: اما “از شراب صاف ما” (از شراب زلال عشق و معرفت حقیقی ما)، “تو پیرا دور دور هستی” (هنوز بسیار دور و بی‌نصیبی). این بیت، فرق بین حکمت نظری و ذوق و صفای سطحی با حقیقت عمیق عشق الهی را نشان می‌دهد.

بیت سوم

  • “چونک بینایان نمی‌بینند رنگ جام را”: “چون بینایان (افراد ظاهربین و کسانی که به ظاهر تکیه دارند) “رنگ جام” (زیبایی و حقیقت باده‌ی معرفت) را “نمی‌بینند” (درک نمی‌کنند).
  • “عقل خود داند که باشد جان اعمی دور دور”: پس “عقل خودش می‌داند که “جان اعمی” (جان کور و بی‌بصیرت) از درک این حقیقت “دور دور باشد” (بسیار دور است). این بیت، ناتوانی عقل جزئی و بصیرت کور را در درک حقایق روحانی نشان می‌دهد.

بیت چهارم

  • “چون صریح و رمز قاضی می‌نداند جان او”: “چون جان او” (جانِ آدمی که از حقیقت دور است)، “صریح” (کلام آشکار) و “رمز قاضی” (اشارات و کنایات قاضی، که در اینجا قاضی می‌تواند نماد حق یا پیر باشد) را “نمی‌داند” (درک نمی‌کند).
  • “دور باشد از دل او رمز و ایما دور دور”: پس “از دل او، رمز و ایما” (اشارات و کنایات لطیف معنوی) “دور دور باشد” (بسیار دور است). یعنی برای درک حقایق باطنی، قلب باید آماده و روشن باشد.

بیت پنجم

  • “تا نبرد تیغ شمس الحق زنار تو را”: “تا زمانی که “تیغ شمس الحق” (شمشیر تیز شمس الدین تبریزی، نماد قدرت و کلام قاطع او) “زنار تو را” (کمربند ظاهربینی، تعلقات مادی، یا علامت کفر و شرک) “نبرد” (قطع نکند).
  • “جان تو باشد از آن لطف و چلیپا دور دور”: “جان تو از آن لطف” (فیض و رحمت الهی) و “چلیپا” (صلیب، نماد قربانی و فداکاری در راه حق، یا رازهای پنهان معنوی) “دور دور باشد” (بسیار دور خواهی بود). این بیت به نقش شمس در رهایی از تعلقات و نفرت از ظواهر اشاره دارد.

بیت ششم

  • “تا ز خوبی بتان خالی نگردد جان تو”: “تا زمانی که جان تو از خوبی بتان” (از زیبایی‌های فانی و ظاهری دنیا، یا بت‌های نفسانی) “خالی نگردد” (پاک نشود).
  • “باشی از رخسار آن دلدار زیبا دور دور”: “از رخسار آن دلدار زیبا” (از جمال معشوق حقیقی) “دور دور باشی” (بسیار دور خواهی ماند). این بیت بر لزوم پاکسازی دل از تعلقات دنیوی برای رسیدن به جمال حق تأکید دارد.

بیت هفتم

  • “گرچه اندر بزم شاهان تو بُدی سَردِه ولیک”: (خطاب به سالکی که هنوز فخر می‌فروشد) “اگرچه در بزم شاهان” (در جمع بزرگان و اهل دنیا) “تو سردِه بودی” (رئیس و پیشرو بودی).
  • “چون در این بزم اندرآیی باشی این جا دور دور”: “اما چون در این بزم” (در بزم عشق و معرفت الهی) “اندرآیی” (وارد شوی)، “اینجا دور دور باشی” (بسیار ناآشنا و دور خواهی بود). این بیت به تفاوت معیارهای دنیا و بزم عشق اشاره دارد.

بیت هشتم

  • “تو شنیدی قرب موسی طور سینا نور حق”: “تو شنیده‌ای که موسی (ع) در “طور سینا” به “قرب نور حق” (نزدیکی و تجلی نور الهی) رسید.
  • “در حضور خضر بود آن طور سینا دور دور”: اما “در حضور خضر” (در مقام خضر نبی، که نماد باطن و حقیقت است)، “آن طور سینا” (کوه طور با آن تجلی نور) نیز “دور دور بود” (بسیار پایین‌تر و دور از آن حقیقت است). این بیت به مراتب مقامات معنوی و برتری مقام خضر بر مقام طور موسی اشاره دارد.

بیت نهم

  • “سقف مینا گرچه بس عالیست پیش چشم تو”: “سقف مینا” (آسمان فیروزه‌ای، نماد عظمت ظاهری خلقت)، “گرچه پیش چشم تو بسیار عالی است”.
  • “لیک پیش رفعتش بد سقف مینا دور دور”: “اما پیش رفعتش” (در برابر مقام والای معشوق یا حقیقت مطلق)، “سقف مینا” (همین آسمان باشکوه) نیز “دور دور بود” (بسیار ناچیز و دور است).

بیت دهم

  • “ای گران جان یا سبک شو یا برو از بزم ما”: “ای گران‌جان” (ای کسی که روحت سنگین و به دنیا چسبیده)، “یا سبک شو” (از بار تعلقات رها شو و سبکبال شو) “یا برو از بزم ما” (یا از محفل عشق ما خارج شو).
  • “یا مکن مانند خود از عیش ما را دور دور”: وگرنه، “مانند خود” (با سنگینی و غفلت خود)، “از عیش ما را دور دور مکن” (باعث نشو که ما نیز از این عیش روحانی دور شویم). این بیت به لزوم همگونی با جمع اهل عشق و پرهیز از غفلت اشاره دارد.

بیت یازدهم

  • “مطرب عشاق بهر من زن این نادر نوا”: (خطاب به مطرب) “مطرب عشاق، برای من این “نادر نوا” (نغمه‌ی کمیاب و بی‌نظیر) را بنواز”.
  • “زانک هست از گوش کر این بانگ سرنا دور دور”: “زیرا که این “بانگ سرنا” (این نغمه‌ی روحانی و بلند) “از گوش کر” (از گوش ناآگاه و بی‌بصیرت) “دور دور است” (قابل شنیدن نیست). این بیت نیز بر این تأکید دارد که حقایق معنوی را تنها اهل دل می‌شنوند و درک می‌کنند.

غزل ۱۰۸۰ مولانا، با استفاده از تکرار “دور دور”، به فاصله و بیگانگی انسان‌های درگیر مادیات و ظواهر از عالم عشق و حقیقت اشاره می‌کند. مولانا در این غزل، بر لزوم پاکسازی درون، رهایی از تعلقات دنیوی، و بریدن “زنار” خودبینی و ظاهربینی با “تیغ شمس الحق” تأکید دارد تا انسان بتواند به بزم عشق وارد شود و حقایق را درک کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: