تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1078

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1078

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1078

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1078

شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر

شادیی کان از دلت آید زهی کان شکر

بازخر جان مرا زین هر دو فراش ای خدا

پهلوی اصحاب کهفم خوش بخسبان بی‌خبر

سایه شادیست غم غم در پی شادی دود

ترک شادی کن که این دو نسکلد از همدگر

در پی روزست شب و اندر پی شادیست غم

چون بدیدی روز، دان کز شب نتان کردن حذر

تا پی غم می‌دوی شادی پی تو می‌دود

چون پی شادی روی تو، غم بوَد بر رهگذر

یاد می‌کن آن نهنگی را که ما را درکشد

تا نماند فهم و وهم و خوب و زشت و خشک و تر

همچو شمع نخل بندان کآتشش در خود کشد

کاغذ پرنقش و صورت درفتد در آب در

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1078 دیوان شمس مولانا

 

این غزل مولانا به رابطه‌ی پیچیده‌ی شادی و غم می‌پردازد و بر جستجوی شادی درونی و حقیقی تأکید می‌کند، نه شادی‌های زودگذر دنیوی. مولانا در این ابیات، به فنای در حق و رهایی از دوگانگی‌ها برای رسیدن به آرامش مطلق اشاره دارد.

 

بیت اول

 

  • “شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر”: شاعر توصیه می‌کند که “شادی‌ای که از جهان” (از امور دنیوی، مادی و بیرونی) “اندر دلت آید” (به دلت وارد می‌شود) را “مخر” (به دست نیاور و به آن دل نبند). این شادی‌ها ناپایدار و سطحی هستند.
  • “شادیی کان از دلت آید زهی کان شکر”: اما “شادی‌ای که از دلت آید” (از درون خودت و از منبع وجودی‌ات سرچشمه می‌گیرد)، “زهی کان شکر” (چه نیکو و گواراست، مبارک باد آن معدن شکر). این بیت به شادی حقیقی و باطنی اشاره دارد که منشأ آن درون انسان و اتصال به حق است.

 

بیت دوم

 

  • “بازخر جان مرا زین هر دو فراش ای خدا”: شاعر از خداوند می‌خواهد: “جان مرا” (وجود و روح من را) “بازخر” (نجات بده و رها کن) “زین هر دو فراش” (از بستر این دو، یعنی شادی و غم دنیوی). او می‌خواهد از دوگانگی‌ها و تضادهای عالم فانی رهایی یابد.
  • “پهلوی اصحاب کهفم خوش بخسبان بی‌خبر”: و سپس می‌خواهد که او را “پهلوی اصحاب کهفم” (در کنار اصحاب کهف، که نماد غفلت از دنیا و بیداری معنوی هستند)، “خوش بخسبان” (آرام بخواباند) و “بی‌خبر” (از امور دنیوی). این بیت اشاره به فنای اختیاری و رهایی از قید حیات ظاهری برای رسیدن به آرامش مطلق است.

 

بیت سوم

 

  • “سایه شادیست غم غم در پی شادی دود”: “غم” (اندوه) “سایه شادیست” (همیشه همراه و پیوسته با شادی است) و “غم در پی شادی می‌دود” (همیشه به دنبال شادی می‌آید). این بیت به ناگزیری تلازم شادی و غم در زندگی دنیوی اشاره دارد.
  • “ترک شادی کن که این دو نسکلد از همدگر”: پس “ترک شادی کن” (دست از طلب شادی‌های دنیوی بردار)، زیرا “این دو” (شادی و غم) “نسکلد از همدگر” (از یکدیگر جدا نمی‌شوند). با رها کردن یکی، از دیگری نیز رها می‌شوی.

 

بیت چهارم

 

  • “در پی روزست شب و اندر پی شادیست غم”: “شب در پی روز است” (همیشه بعد از روز، شب می‌آید) و “غم در پی شادی است”.
  • “چون بدیدی روز، دان کز شب نتان کردن حذر”: “وقتی روز را دیدی” (وقتی شادکامی را تجربه کردی)، “بدان که از شب” (از غم و اندوه) “نمی‌توان حذر کرد” (نمی‌توان فرار کرد). این بیت نیز بر ماهیت دورانی و تلازم شادی و غم در دنیا تأکید دارد.

 

بیت پنجم

 

  • “تا پی غم می‌دوی شادی پی تو می‌دود”: (پارادوکس عرفانی) “تا زمانی که تو به دنبال غم می‌دوی” (از غم فرار می‌کنی یا درگیر آن هستی)، “شادی به دنبال تو می‌دود”.
  • “چون پی شادی روی تو، غم بوَد بر رهگذر”: اما “چون تو به دنبال شادی روی” (فقط در پی لذت‌های دنیوی باشی)، “غم بر رهگذر (مسیر زندگی‌ات) خواهد بود”. این بیت به درک عمیق عارف از ماهیت هستی اشاره دارد که سعادت و رضایت حقیقی در پذیرش هر دو وجه زندگی نهفته است، نه فرار از یکی و تعقیب دیگری.

 

بیت ششم

 

  • “یاد می‌کن آن نهنگی را که ما را درکشد”: “یاد کن آن نهنگ” (وال یا ماهی بزرگ، نماد فناکننده‌ی مطلق یا مرگ، یا عشق الهی که همه چیز را در خود می‌بلعد) را “که ما را درکشد” (که ما را به کام خود فرو می‌برد).
  • “تا نماند فهم و وهم و خوب و زشت و خشک و تر”: این بلعیده شدن و فنا در نهنگ، به منظور آن است که “فهم و وهم” (درک و خیال)، و “خوب و زشت” (دوگانگی‌ها و قضاوت‌ها)، و “خشک و تر” (تمامی اضداد و کثرات) “نماند”. این بیت به مقام فنای در حق و رهایی از تمام دوگانگی‌های وجودی اشاره دارد.

 

بیت هفتم

 

  • “همچو شمع نخل بندان کآتشش در خود کشد”: “همچون شمع نخل‌بندان” (شمعی که نخل‌بندان – کسانی که شکل نخل از شمع می‌سازند – استفاده می‌کنند) که “آتشش را در خود می‌کشد” (فتیله‌اش را می‌سوزاند و خود را فدا می‌کند). این تمثیل به خودفنایی در راه عشق اشاره دارد.
  • “کاغذ پرنقش و صورت درفتد در آب در”: مانند “کاغذی که پر از نقش و صورت” (نماد کثرت و ظواهر دنیوی) است، “درفتد در آب” (در آب فرو می‌رود و حل می‌شود) و “در” (مفقود می‌شود). این بیت نیز به محو شدن کثرت و ظواهر در دریای وحدت اشاره دارد.

غزل ۱۰۷۸ مولانا، غزلی عمیق و فلسفی درباره‌ی ماهیت شادی و غم و راه رسیدن به آرامش حقیقی است. مولانا تأکید می‌کند که شادی پایدار از درون سرچشمه می‌گیرد و برای رهایی از چرخه‌ی غم و شادی دنیوی، باید به فنای در حق رسید و از دوگانگی‌ها رها شد. او با تمثیل “نهنگ”، مقام فنای مطلق را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: