تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1057

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1057

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1057

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1057

دارد درویش نوش دیگر

و اندر سر و چشم هوش دیگر

در وقت سماع صوفیان را

از عرش رسد خروش دیگر

تو صورت این سماع بشنو

کایشان دارند گوش دیگر

صد دیگ به جوش هست این جا

دارد درویش جوش دیگر

همزانوی آنک تش نبینی

سرمست ز می فروش دیگر

درویش ز دوش باز مست است

غیر شب و روز دوش دیگر

ماییم چو جان خموش و گویا

حیران شده در خموش دیگر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1057 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا به عالم درونی و حالات خاص معنوی درویشان و صوفیان می‌پردازد و بر ادراکات ماورایی و تجربه‌های عمیق آن‌ها در سماع تأکید می‌کند. مولانا در این غزل، تفاوت دیدگاه و درک عارفان را با مردم عادی به تصویر می‌کشد.

بیت اول:

  • “دارد درویش نوش دیگر / و اندر سر و چشم هوش دیگر”: این بیت به تمایز درویش و عارف از مردم عادی اشاره دارد. “نوش” به معنای لذت، شادابی یا نوعی باده‌ی خاص است. درویش لذت‌ها و شادابی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند که با لذت‌های دنیوی دیگران فرق دارد. همچنین، “اندر سر و چشم هوش دیگر” یعنی او در فکر، بینش و ادراکات خود، نوعی هوش و بینایی متفاوتی دارد؛ بینشی که فراتر از عقل جزئی و ظاهربینی است.

بیت دوم:

  • “در وقت سماع صوفیان را / از عرش رسد خروش دیگر”: در “وقت سماع” (رقص و وجد عارفانه)، صوفیان حالاتی را تجربه می‌کنند که برای آن‌ها “خروشی دیگر” (بانگی یا الهامی متفاوت) از عالم بالا، یعنی “از عرش” (عالم الهی و لاهوتی) می‌رسد. این خروش نه از جنس صداهای مادی، بلکه از نوعی الهام و ندای روحانی است که تنها اهل سماع آن را درک می‌کنند.

بیت سوم:

  • “تو صورت این سماع بشنو / کایشان دارند گوش دیگر”: مولانا خطاب به مخاطب عادی می‌گوید که “صورت این سماع” (ظاهر و حرکات سماع) را می‌شنوی، اما برای درک حقیقت آن، باید بدانی که “ایشان (صوفیان) گوش دیگر” دارند. این گوش دیگر، همان گوش باطن و ادراک شهودی است که توانایی شنیدن ندای حق و درک اسرار سماع را دارد، برخلاف گوش ظاهری که تنها قادر به شنیدن اصوات است.

بیت چهارم:

  • “صد دیگ به جوش هست این جا / دارد درویش جوش دیگر”: “صد دیگ به جوش بودن” نمادی از مشغولیت‌ها، تکاپوها، و درگیری‌های فکری و دنیوی مردم عادی است. اما در کنار این همه مشغولیت، “درویش جوش دیگر” دارد. “جوش” در اینجا به معنای هیجان، شور، یا جوشش درونی و معنوی است که درویش را به سوی حق می‌کشاند و متفاوت از جوشش‌های مادی دیگران است.

بیت پنجم:

  • “همزانوی آنک تش نبینی / سرمست ز می فروش دیگر”: این بیت به حالتی از حضور در کنار معشوق یا پیر معنوی اشاره دارد که ظاهراً دیده نمی‌شود (“تش نبینی”). درویش در کنار همین حضور نامرئی، “سرمست ز می فروش دیگر” است. “می فروش دیگر” می‌تواند اشاره به ساقی غیبی (خداوند) یا پیر کامل باشد که باده‌ای از جنس معرفت و عشق می‌نوشاند که مادی نیست و ظاهر ندارد.

بیت ششم:

  • “درویش ز دوش باز مست است / غیر شب و روز دوش دیگر”: این بیت بر استمرار و جاودانگی مستی درویش تأکید دارد. درویش “از دوش” (یعنی از گذشته و همیشه) “باز مست” است. این مستی محدود به زمان‌های خاص نیست، بلکه او دارای “دوش دیگر” (حالتی از گذشته که فراتر از شب و روز و زمان مادی است) می‌باشد. این حالت، یک مستی دائمی و بی‌زمان از عشق الهی است.

بیت هفتم:

  • “ماییم چو جان خموش و گویا / حیران شده در خموش دیگر”: شاعر در اینجا خود و هم‌مسلکانش را (که غرق در حقیقت‌اند) توصیف می‌کند. “چو جان خموش و گویا” یعنی در عین سکوت ظاهری، از درون سرشار از سخن و حقیقت‌اند (مانند جان که دیده نمی‌شود اما فعال و گویاست). آن‌ها “حیران شده در خموش دیگر” هستند. این “خموش دیگر” می‌تواند اشاره به سکوت مطلق حقیقت الهی باشد که فراتر از هر کلام است، و عارفان در این سکوت حیران و غرق در آن می‌شوند.

غزل ۱۰۵۷ مولانا به بعد باطنی وجود درویش و صوفی می‌پردازد. او نشان می‌دهد که عارفان دارای ادراکات، لذت‌ها و مستی‌هایی هستند که فراتر از حس و عواس مردم عادی است. سماع، نه یک رقص صرف، بلکه دریچه‌ای به سوی عالم غیب است که از طریق آن، الهامات الهی به دل صوفی می‌رسد. این غزل تأکید دارد که برای درک حال عارفان، باید به جای ظواهر، به باطن و ادراکات درونی آن‌ها نگریست.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: