تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1056

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1056

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1056

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1056

انجیرفروش را چه بهتر

انجیرفروشی ای برادر

ماییم معاشران دولت

هین بر کف ما نهید ساغر

ای ساقی ماه روی زیبا

ای جمله مراد تو میسر

از روی تو تاب یافت خورشید

وز بال تو برپرید جعفر

ماییم بلای دی چشیده

چون باغ ز زخم دی مزعفر

بشنو ز بهار نو سقاهم

در جام کن آن شراب احمر

لوح دل را ز غم فروشوی

ای شاه مطهر مطهر

ای تو همه را ولی نعمت

بر ما ز همه کسان فزونتر

در سایه‌ات ای درخت طوبی

ما راست سعادت مکرر

بر عشق و جمال دوست وقفیم

وز جمله کارها محرر

بر هر که گزید خدمت تو

شد منصب سلطنت مقرر

آن کس که بود مرید خورشید

چون نبود همچو مه منور

مخمور شدند قوم و تشنه

درده می و زین حدیث بگذر

جان را بده از مزوره خویش

تا نبود صحتش مزور

یک قوم همی‌رسند مهمان

امروز مقدم و مأخر

ما گاو و شتر کنیم قربان

از بهر قدوم هر برادر

چه گاو که می‌سزد به قربان

از بهر مبشر آن مبشر

تو نیز شتردلی رها کن

اشترواری فرست شکر

شکر گفتم قدح نگفتم

در نقل بود نبیذ مضمر

ور این نکنی خموش گردم

دانی چه کنم خموشی اندر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1056 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا با لحنی پرشور و دعوت‌گر، مخاطب را به ورود به جمع معاشران دولت عشق الهی فرا می‌خواند. مولانا در این غزل، بر محوریت ساقی (خداوند یا پیر طریق)، بخشندگی بی‌انتهای او، و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید دارد.

بیت اول:

  • “انجیرفروش را چه بهتر / انجیرفروشی ای برادر”: این بیت، همانند غزل پیشین، با مثالی عامیانه آغاز می‌شود. معنای ضمنی آن این است که هر کس باید به کار اصلی خود بپردازد و در آن ماهر باشد. در اینجا، “انجیرفروشی” می‌تواند نمادی از پرداختن به امور دنیوی یا هر کاری باشد که انسان در آن مشغول است، اما هدف اصلی و والاتر چیز دیگری است. این بیت تلویحاً دعوت می‌کند که از مشغولیت‌های سطحی بگذریم و به اصل مطلب بپردازیم.

بیت دوم:

  • “ماییم معاشران دولت / هین بر کف ما نهید ساغر”: شاعر خود و هم‌مسلکانش را “معاشران دولت” معرفی می‌کند، یعنی هم‌نشینان بخت نیک و سعادت الهی. سپس مخاطب را دعوت می‌کند که “ساغر” (جام شراب عشق و معرفت) را در دست آن‌ها بگذارد. این مصرع به معنای ورود به محفل اهل عشق و طلب باده‌ی الهی است.

بیت سوم:

  • “ای ساقی ماه روی زیبا / ای جمله مراد تو میسر”: خطاب به “ساقی” (که در اینجا نماد خداوند یا پیر کامل است)، او را با “ماه روی زیبا” توصیف می‌کند که نشان‌دهنده جمال بی‌نظیر اوست. “جمله مراد تو میسر” به این معناست که هر آنچه اراده کنی، به آسانی محقق می‌شود. این بیت بر قدرت مطلق و زیبایی بی‌بدیل معشوق تأکید دارد.

بیت چهارم:

  • “از روی تو تاب یافت خورشید / وز بال تو برپرید جعفر”: “روی ساقی” (تجلی الهی) چنان درخشان است که حتی “خورشید” از آن نور و تابندگی می‌یابد. “بال تو برپرید جعفر” اشاره‌ای به جعفر طیار دارد که در جنگ موته، پس از قطع شدن دستانش، با بال‌های فرشتگان به پرواز درآمد. این تشبیه نشان می‌دهد که هر کمال و قدرتی، از جلوه‌ی ساقی (خداوند) سرچشمه می‌گیرد.

بیت پنجم:

  • “ماییم بلای دی چشیده / چون باغ ز زخم دی مزعفر”: شاعر حال خود و یارانش را این‌گونه بیان می‌کند که “بلای دی” (سختی‌ها و زمستان سرد غفلت و دوری از معشوق) را چشیده‌اند. آن‌ها مانند “باغی” هستند که از “زخم دی” (سرمای زمستان) “مزعفر” (زرد و پژمرده) شده‌اند. این بیت بیانگر رنج‌های سالک پیش از رسیدن به وصال است.

بیت ششم:

  • “بشنو ز بهار نو سقاهم / در جام کن آن شراب احمر”: “بهار نو” اشاره به فصل نو شدن و حیات تازه است. “سقاهم” یعنی به ما آب بده. شاعر از ساقی می‌خواهد که با آمدن بهار معنوی، “شراب احمر” (شراب ناب عشق و معرفت، که نمادی از خون شهیدان راه عشق و شوریدگی است) را در جام بریزد. این شراب است که جان را دوباره زنده می‌کند.

بیت هفتم:

  • “لوح دل را ز غم فروشوی / ای شاه مطهر مطهر”: از ساقی می‌خواهد که “لوح دل” (صفحه دل) را از “غم” بشوید و پاک کند. این خطاب به “شاه مطهر مطهر” (خداوند یا پیر مقدس و پاک) است. این بیت بر نقش عشق در پاکسازی دل از کدورت‌ها و غم‌های دنیوی تأکید دارد.

بیت هشتم:

  • “ای تو همه را ولی نعمت / بر ما ز همه کسان فزونتر”: شاعر خطاب به معشوق می‌گوید که او “ولی نعمت” (صاحب نعمت و بخشنده) همه موجودات است. اما “بر ما (عاشقان) از همه کسان فزونتر” نعمت بخشیده است، زیرا نعمت عشق و معرفت، از تمامی نعمت‌های دیگر والاتر است.

بیت نهم:

  • “در سایه‌ات ای درخت طوبی / ما راست سعادت مکرر”: معشوق به “درخت طوبی” (درختی بهشتی و پربرکت که سایه آن بر همه عالم گسترده است) تشبیه شده است. عاشقان در سایه‌ی این درخت، “سعادت مکرر” (سعادت و خوشبختی پایدار و بی‌وقفه) دارند. این بیت به امنیت و آرامش ابدی در پناه معشوق اشاره دارد.

بیت دهم:

  • “بر عشق و جمال دوست وقفیم / وز جمله کارها محرر”: عاشقان خود را “وقف” عشق و جمال دوست (معشوق) کرده‌اند و “از جمله کارها محرر” (آزاد و رها از تمام مشغولیت‌ها و تعلقات دنیوی) گشته‌اند. این بیت نهایت تسلیم و تمرکز بر عشق الهی را نشان می‌دهد.

بیت یازدهم:

  • “بر هر که گزید خدمت تو / شد منصب سلطنت مقرر”: این بیت بیانگر پاداش خدمت به معشوق است. هر کسی که “خدمت تو” (خدمت به حق و در راه عشق) را برگزیند، “منصب سلطنت” (مقام پادشاهی و قدرت معنوی) برای او مقرر می‌شود. این سلطنت، نه سلطنت دنیوی، بلکه حکومت بر نفس و دست یافتن به مقام قرب الهی است.

بیت دوازدهم:

  • “آن کس که بود مرید خورشید / چون نبود همچو مه منور”: کسی که “مرید خورشید” (یعنی مرید و پیرو معشوق الهی که همچون خورشید تابان است) باشد، چگونه می‌تواند “همچو مه منور” (مانند ماه روشن و نورانی) نباشد؟ این تشبیه نشان می‌دهد که مرید خورشید حقیقت، خود نیز از نور او بهره‌مند شده و روشن و درخشان می‌شود.

بیت سیزدهم:

  • “مخمور شدند قوم و تشنه / درده می و زین حدیث بگذر”: شاعر می‌گوید که یاران و همراهان (قوم) “مخمور” (سرمست از باده عشق) و “تشنه” (عطشان به بکر) شده‌اند. از ساقی می‌خواهد که “می” (شراب عشق) را بدهد و از این “حدیث” (گفتگو و کلام) بگذرد، یعنی به جای حرف، عمل (دادن باده) انجام شود.

بیت چهاردهم:

  • “جان را بده از مزوره خویش / تا نبود صحتش مزور”: “مزوره” به معنای ریا و فریب است. این مصرع به معنای آن است که جان را باید به گونه‌ای (از روی صدق و نه از روی ریا و فریب) به معشوق سپرد، تا “صحبت” (هم‌نشینی و ارتباط) با معشوق نیز “مزور” (تقلبی و دروغین) نباشد. یعنی صداقت در جان‌نثاری، شرط رسیدن به وصال حقیقی است.

بیت پانزدهم:

  • “یک قوم همی‌رسند مهمان / امروز مقدم و مأخر”: اشاره به گروهی از مهمانان (سالکان یا ارواح) است که امروز می‌رسند، چه آنانی که زودتر رسیده‌اند و چه آنانی که دیرتر. این بیت می‌تواند به ورود پیوسته عاشقان به محفل الهی اشاره کند.
  • “ما گاو و شتر کنیم قربان / از بهر قدوم هر برادر”: شاعر بیان می‌کند که برای استقبال از این مهمانان (برادران ایمانی و سالکان)، “گاو و شتر” (نمادی از اموال و دارایی‌های ارزشمند) را قربانی می‌کنیم. این بیان اوج کرم و سخاوت و فداکاری در راه عشق و برادران ایمانی است.

بیت شانزدهم:

  • “چه گاو که می‌سزد به قربان / از بهر مبشر آن مبشر”: این مصرع اشاره به قربانی بزرگ‌تری دارد. “مبشر آن مبشر” می‌تواند اشاره به پیامبر اکرم (ص) یا ولیّ الهی باشد که بشارت‌دهنده است. این قربانی فراتر از قربانی‌های مادی است و در راه بزرگواری پیامبر/ولی است.

بیت هفدهم:

  • “تو نیز شتردلی رها کن / اشترواری فرست شکر”: “شتردلی” به معنای لجاجت و سرسختی است. شاعر به مخاطب (یا حتی به خود) می‌گوید که “سرسختی را رها کن” و به جای آن، “اشتروار” (مانند شتر که بار می‌برد) “شکر” (سپاسگزاری) بفرست. این بیت به لزوم تسلیم و شکرگزاری در برابر حق اشاره دارد.

بیت هجدهم:

  • “شکر گفتم قدح نگفتم / در نقل بود نبیذ مضمر”: شاعر می‌گوید که “شکر” (سپاس) را بیان کردم، اما “قدح” (جام شراب) را به زبان نیاوردم. چرا که “در نقل” (در کلام و حکایت از آن) خود “نبیذ” (شراب عشق) “مضمر” (پنهان) است. این بیت به این اشاره دارد که بیان شکر و معرفت، خود دارای سرور و نشاطی است که کمتر از نوشیدن باده نیست، و حقایق عرفانی اغلب در کنایه‌ها و اشارات نهفته‌اند.

بیت نوزدهم:

  • “ور این نکنی خموش گردم / دانی چه کنم خموشی اندر”: شاعر در پایان می‌گوید که اگر (معشوق یا مخاطب) به خواسته‌های او (باده دادن و ادامه گفتگو) پاسخ ندهد، “خموش” (ساکت) خواهد شد. و سپس اضافه می‌کند: “دانی چه کنم خموشی اندر”؛ این جمله با یک طعنه یا کنایه همراه است و نشان می‌دهد که خاموشی مولانا خالی از پیام و معنا نخواهد بود و در آن اسرار و حقایقی نهفته است که با زبان بیان نمی‌شوند.

غزل ۱۰۵۶ مولانا، غزلی پر از شور و دعوت به عشق الهی و فنای در آن است. مولانا در این غزل، ساقی و معشوق را محور هستی می‌داند و بر بخشندگی، زیبایی و قدرت او تأکید می‌کند. او به سالکان و عاشقان راه توصیه می‌کند که از تعلقات دنیوی رها شده، به این بزم الهی بپیوندند و با تسلیم و شکرگزاری، به سعادت ابدی دست یابند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: