ای یار شگرف در همه کار
عیاره و عاشق تو عیار
تو روز قیامتی که از تو
زیر و زبرست شهر و بازار
من زاری عاشقان چه گویم
ای معشوقان ز عشق تو زار
در روز اجل چو من بمیرم
در گور مکن مرا نگهدار
ور میخواهی که زنده گردیم
ما را به نسیم وصل بسپار
آخر تو کجا و ما کجاییم
ای بیتو حیات و عیش بیکار
از من رگ جان بریده بادا
گر بیتو رگیم هست هشیار
اندر ره تو دو صد کمین بود
نزدیک نمود راه و هموار
از گلشن روی تو شدم مست
بنهادم مست پای بر خار
رفتم سوی دانه تو چون مرغ
پرخون دیدم جناح و منقار
این طرفه که خوشترست زخمت
از هر دانه که دارد انبار
ای بیتو حرام زندگانی
ای بیتو نگشته بخت بیدار
خود بخت توی و زندگی تو
باقی نامی و لاف و آزار
ای کرده ز دل مرا فراموش
آخر چه شود مرا به یاد آر
یک بار چو رفت آب در جوی
کی گردد چرخ طمع یک بار
خامش که ستیزه میفزاید
آن خواجه عشق را ز گفتار
این غزل مولانا با شور و هیجان خاصی، به عظمت معشوق الهی و تأثیرات ویرانگر اما سازندهی عشق او میپردازد. مولانا در این غزل، معشوق را محور هستی و زندگی میداند و به جنون و فنای عاشق در راه او اشاره میکند.
بیت اول:
بیت دوم:
بیت سوم:
بیت چهارم:
بیت پنجم:
بیت ششم:
بیت هفتم:
بیت هشتم:
بیت نهم:
بیت دهم:
بیت یازدهم:
بیت دوازدهم:
بیت سیزدهم:
بیت چهاردهم:
بیت پانزدهم:
بیت شانزدهم:
این غزل با تکیه بر عظمت و مرکزیت معشوق الهی، جنون عاشقی، شیرینی رنج عشق، و بیارزشی تمام هستی بدون حضور حق را بیان میکند. مولانا در این غزل، نهایت تسلیم و فنای عاشق در برابر اراده معشوق را به تصویر میکشد و راه رسیدن به حیات و سعادت حقیقی را تنها در وصل و توجه معشوق میداند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا