تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1052

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1052

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1052

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1052

نوریست میان شعر احمر

از دیده و وهم و روح برتر

خواهی خود را بدو بدوزی

برخیز و حجاب نفس بردر

آن روح لطیف صورتی شد

با ابرو و چشم و رنگ اسمر

بنمود خدای بی چگونه

بر صورت مصطفی پیمبر

آن صورت او فنای صورت

وان نرگس او چو روز محشر

هر گه که به خلق بنگریدی

گشتی ز خدا گشاده صد در

چون صورت مصطفی فنا شد

عالم بگرفت الله اکبر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1052 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا به شکلی عمیق و پر رمز و راز به حقیقت نور الهی و تجلی آن در وجود پیامبر اکرم (ص) می‌پردازد. مولانا بر فراتر بودن این نور از ادراکات حسی و عقلی تأکید کرده و راه رسیدن به آن را فنای نفس می‌داند.

بیت اول:

  • “نوریست میان شعر احمر”: “شعر احمر” به معنای تارهای ظریف و قرمز رنگ، می‌تواند اشاره به رگ‌های خونی در جسم انسان یا به طور کلی وجود مادی و انسانی باشد. مولانا می‌گوید که در همین وجود مادی و جسمانی ما، نوری الهی پنهان است. این نور، همان حقیقت روح و ارتباط ما با الوهیت است که در بطن وجود خاکی نهفته است.
  • “از دیده و وهم و روح برتر”: این نور الهی فراتر از هرگونه ادراک حسی (“دیده”)، وهمی (خیال‌پردازی‌های ذهنی) و حتی روح عادی (که خود جزئی از عالم خلق است) قرار دارد. این بیان نشان‌دهنده عظمت و الوهیت این نور است که با ابزارهای محدود انسانی قابل فهم کامل نیست.

بیت دوم:

  • “خواهی خود را بدو بدوزی”: “بدو دوختن خود” به معنای وصل شدن، متحد شدن و یگانه گشتن با آن نور الهی است. این همان هدف نهایی سلوک عرفانی است که انسان به مقام فنای فی الله می‌رسد.
  • “برخیز و حجاب نفس بردر”: راه رسیدن به این وصل، “برخاستن” (از سستی و غفلت) و “بردریدن حجاب نفس” است. حجاب نفس همان خودخواهی‌ها، تعلقات مادی، غرور و منیّت است که مانع دیدن آن نور الهی می‌شود. این مصرع به لزوم تهذیب نفس و پاکسازی درون برای رسیدن به حقیقت اشاره دارد.

بیت سوم:

  • “آن روح لطیف صورتی شد”: این مصرع به تجلی آن “روح لطیف” (همان نور الهی) در قالب و کالبدی اشاره دارد. این روح که از عالم غیب و لطافت مطلق است، برای اینکه در این دنیا قابل ادراک و رؤیت باشد، صورت و هیئتی به خود می‌گیرد.
  • “با ابرو و چشم و رنگ اسمر”: این قسمت از بیت به توصیف آن صورت می‌پردازد و اشاره‌ای واضح به شخصیت پیامبر اکرم (ص) است. این ابیات بیانگر اعتقاد عرفانی است که پیامبر (ص) تجلی و مظهر کامل آن نور و روح الهی بر روی زمین است.

بیت چهارم:

  • “بنمود خدای بی چگونه”: این مصرع اوج تجلی الهی را بیان می‌کند. خداوند که “بی‌چگونه” (یعنی بدون کیفیت و بدون شکل و صورت است و از هرگونه تشبیه و تمثیل مادی مبراست)، خود را آشکار ساخت.
  • “بر صورت مصطفی پیمبر”: این آشکار شدن و تجلی، کامل‌ترین و زیباترین شکل خود را در “صورت مصطفی پیمبر” یافت. این بیان به مقام جامعیت و مظهریت حضرت محمد (ص) اشاره دارد که آینه‌ی تمام‌نمای صفات و اسماء الهی است و تجلی خداوند بر روی زمین به شمار می‌رود.

بیت پنجم:

  • “آن صورت او فنای صورت”: “صورت” پیامبر (ص) با وجود آنکه ظاهری انسانی دارد، اما در حقیقت “فنای صورت” است. یعنی ظاهر او چنان در حقیقت الهی محو شده که خود به خود به سوی بی‌صورتی و حقیقت مطلق رهنمون می‌شود. این به معنای آن است که ظاهر پیامبر (ص) حجابی برای حقیقت نبود، بلکه خود راهی به سوی آن حقیقت بود.
  • “وان نرگس او چو روز محشر”: “نرگس او” (چشمان مبارک پیامبر) در اینجا نمادی از نگاه نافذ و بصیرت بی‌نظیر ایشان است. این نگاه به قدری عمیق و حق‌بین بود که “چو روز محشر” عمل می‌کرد، یعنی توانایی آشکار کردن حقایق پنهان و بیدار کردن جان‌ها را داشت و هر کس را به خود حسابرسی و تأمل وا می‌داشت.

بیت ششم:

  • “هر گه که به خلق بنگریدی”: این مصرع به نگاه پر لطف و هدایت‌گر پیامبر (ص) به مردم اشاره دارد. هرگاه که ایشان با بصیرت الهی خود به خلق نظر می‌کردند.
  • “گشتی ز خدا گشاده صد در”: هر نگاه ایشان، سبب می‌شد که “صد در” از رحمت، هدایت و معرفت از جانب خداوند گشوده شود. نگاه پیامبر (ص) نه تنها ظاهری، بلکه باطنی و ربانی بود و در اثر آن نگاه، فیض الهی بر جان‌ها جاری می‌گشت و راه‌های جدیدی برای وصال و درک حقیقت گشوده می‌شد.

بیت هفتم:

  • “چون صورت مصطفی فنا شد”: این مصرع به رحلت پیامبر اکرم (ص) و بازگشت ایشان به عالم حقیقت اشاره دارد. “فنای صورت” در اینجا به معنای فنای جسم ظاهری است. اما این فنا، پایان کار نیست، بلکه آغاز یک تجلی جدید است.
  • “عالم بگرفت الله اکبر”: پس از فنای صورت جسمانی پیامبر، تمام عالم پر از ندای “الله اکبر” شد. این به معنای آن است که حقیقت الهی که در وجود ایشان متجلی بود، پس از رحلتشان، گسترده‌تر و فراگیرتر در تمام عالم هویدا گشت. این فریاد “الله اکبر” هم ندای عظمت و بزرگی خداست و هم ندای غلبه حقیقت او بر تمام هستی، که پس از پایان رسالت ظاهری پیامبر، به نوعی آشکارتر شد.

این غزل یکی از عمیق‌ترین غزلیات مولانا در ستایش مقام شامخ پیامبر اکرم (ص) و تجلی حقیقت الهی در وجود ایشان است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: