تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1043

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1043

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1043

مرا اقبال خندانید آخر

عنان این سو بگردانید آخر

زمانی مرغ دل بربسته پر بود

بدادش پر و پرانید آخر

زهی باغی که خندانید از فضل

بدان ابری که گریانید آخر

زهی نصرت که مر اسلام را داد

زهی ملکی که استانید آخر

به چوگان وفا یک گوی زرین

در این میدان بغلطانید آخر

کمر بگشاد مریخ و بینداخت

سلح‌ها را بدرانید آخر

بخندد آسمان زیرا زمین را

خدا از خوف برهانید آخر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۰۴۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۱۰۴۳ مولانا، غزلی سرشار از شادی، امید، و پیروزی است. مولانا در این غزل، از بیداری اقبال و روی آوردن بخت به سمت او سخن می‌گوید. او آزادی مرغ دل، شکفتن باغ از فضل الهی، و یاری رسیدن به اسلام را جشن می‌گیرد. غزل به پیروزی عشق و وفا بر سختی‌ها، رهایی از قید و بندهای زمینی، و خنده آسمان بر رهایی زمین از خوف اشاره دارد و در نهایت، پیامی از غلبه نور بر تاریکی و لطف الهی بر مشکلات را منتقل می‌کند.


بخش اول: بیداری اقبال و آزادی دل

خندیدن اقبال و چرخش عنان

مولانا غزل را با ابراز شادمانی از روی آوردن بخت آغاز می‌کند:

مرا اقبال خندانید آخر عنان این سو بگردانید آخر

«بالاخره اقبال (بخت و سعادت) مرا خندانید،» «(و) بالاخره عنان (زمام امور) را به این سو (به سمت من) گردانید.» این بیت، نشان‌دهنده‌ی پایان دوران سختی و روی آوردن سعادت و خوشبختی به سمت عاشق است.

آزادی مرغ دل

مولانا به رهایی و پرواز دل اشاره می‌کند:

زمانی مرغ دل بربسته پر بود بدادش پر و پرانید آخر

«زمانی مرغ دل (روح و جان عاشق) بال و پرش بسته بود،» «(اما) بالاخره (معشوق) به او بال داد و او را پرواز داد (پرانید).» این بیت، بیانگر رهایی روح و جان عاشق از قید و بندها و پرواز آن در فضای عشق الهی است.

باغ خندان از فضل و ابر گریان

مولانا به تأثیر فضل الهی بر هستی اشاره می‌کند:

زهی باغی که خندانید از فضل بدان ابری که گریانید آخر

«آفرین بر آن باغی (هستی/دل) که از فضل الهی خندان شد (شکوفا گشت)،» «(و این شکوفایی) به سبب آن ابری (رحمت الهی) بود که بالاخره گریست (باران رحمت بارید).» این بیت، نشان‌دهنده‌ی تأثیر فضل و رحمت الهی است. لطف الهی (تشبیه به ابر گریان که باران می‌بارد) باعث شکوفایی و شادابی باغ هستی (یا دل عاشق) می‌شود.


بخش دوم: نصرت الهی و پیروزی عشق

نصرت اسلام و گرفتن ملک

مولانا به یاری خداوند در امور معنوی و ظاهری اشاره می‌کند:

زهی نصرت که مر اسلام را داد زهی ملکی که استانید آخر

«آفرین بر آن یاری (نصرت) که به اسلام (دین حق/مسیر حق) داد،» «آفرین بر آن سلطنتی (ملکی) که بالاخره گرفت (استانید).» این بیت، بیانگر پیروزی و گشایش در مسیر حق و سلطنت الهی است. این می‌تواند به معنای پیروزی درونی (غلبه بر نفس) و یا پیروزی‌های معنوی باشد.

چوگان وفا و گوی زرین

مولانا به بازی عشق و وفا اشاره می‌کند:

به چوگان وفا یک گوی زرین در این میدان بغلطانید آخر

«(معشوق) با چوگان وفاداری، یک گوی زرین (دل عاشق/حقیقت باارزش) را،» «بالاخره در این میدان (عرصه‌ی وجود/عشق) به گردش درآورد (غلطانید).» این بیت، استعاره‌ای از بازی عشق است که در آن، دل عاشق همچون گویی زرین در میدان عشق به حرکت درمی‌آید و معشوق با چوگان وفاداری آن را هدایت می‌کند.

گشودن کمر مریخ و دریدن سلاح

مولانا به رهایی از جنگ و ستیز اشاره می‌کند:

کمر بگشاد مریخ و بینداخت سلح‌ها را بدرانید آخر

«مریخ (نماد جنگ و سشماره) کمربندش را گشود و سلاح‌ها را از خود دور انداخت،» «(و) بالاخره سلاح‌ها را درید (و از جنگ دست کشید).» این بیت، بیانگر پایان دوران سختی، جنگ و ستیز (درونی یا بیرونی) و استقرار صلح و آرامش است.


بخش سوم: خنده‌ی آسمان و رهایی از خوف

خنده‌ی آسمان و رهایی زمین از خوف

مولانا به شادمانی عالم از لطف الهی اشاره می‌کند:

بخندد آسمان زیرا زمین را خدا از خوف برهانید آخر

«آسمان می‌خندد، زیرا (مسرور است که) بالاخره خداوند زمین را از ترس (خوف) رها کرد.» این بیت، نشان‌دهنده‌ی شادمانی کل هستی از لطف الهی است. رهایی زمین از ترس، می‌تواند به معنای آرامش انسان‌ها و آسودگی از عذاب و مشکلات باشد.


نکات مهم

  • پایان دوران سختی: روی آوردن اقبال و سعادت به عاشق.
  • آزادی روح: رهایی مرغ دل از بندها و پرواز در عشق.
  • تأثیر فضل و رحمت الهی: شکوفایی هستی و دل انسان.
  • پیروزی در مسیر حق: غلبه بر مشکلات درونی و بیرونی.
  • بازی عشق و وفا: دل عاشق هدایت‌شده‌ی معشوق است.
  • پایان جنگ و ستیز: استقرار صلح و آرامش.
  • شادمانی عالم هستی: رهایی از ترس و خوف به واسطه‌ی لطف الهی.

نتیجه‌گیری نهایی

غزل ۱۰۴۳ مولانا، سرود پیروزی و شادمانی از لطف بی‌کران الهی است. مولانا با “مرا اقبال خندانید آخر / عنان این سو بگردانید آخر”، از همان ابتدا خبر از روی آوردن بخت و سعادت و چرخش زمام امور به نفع خود می‌دهد. او به “آزادی مرغ دل” اشاره می‌کند که “پر و پرانید آخر”، که استعاره‌ای از رهایی روح و جان از قید و بندها و پرواز در فضای عشق است.

مولانا “باغ” (هستی/دل) را “خندان از فضل” می‌بیند و این لطف را از “ابری” می‌داند “که گریانید آخر”، که بیانگر بارش رحمت الهی است. او “نصرت” و “ملکی” را که “اسلام” (دین حق/مسیر حق) را داد و گرفت، ستایش می‌کند و “گوی زرین” دل را “به چوگان وفا” در “میدان” عشق به حرکت درمی‌آورد.

مولانا به “پایان جنگ و ستیز” اشاره می‌کند: “مریخ کمر بگشاد و سلح‌ها را بدرانید”. در نهایت، او “خنده‌ی آسمان” را به دلیل “رهایی زمین از خوف” به واسطه‌ی لطف الهی بیان می‌کند. این غزل پیامی از امید، تحول، پیروزی عشق بر مشکلات، و شادمانی کل هستی از فیض بی‌کران الهی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: