مطالب پیشنهادی![]()
نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
بالله که چنین منگر بالله که چنان منگر
هر چند که زهر از تو کانیست شکرها را
زان رو که چنین نوری زان رنگ چنان انور
نوری که نیارم گفت در پای تو میافتد
معنیش که درویشا در ما بنگر خوشتر
در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شو
ای نور ز سر تا پا از پای مگو وز سر
چون در بصر خلقی گویی تو پر از زرقی
ای آنک تو هم غرقی در خون دل من تر
ار زانک گهر داری دریای دو چشمم بین
ور سنگ محک داری اندر رخ من بین زر
آن شیر خدایی را شمس الحق تبریزی
صیدی که نه روبه شد او را به سگی مشمر
غزل ۱۰۳۰ مولانا، دعوتی است از معشوق به نگاهی عمیقتر به عاشق و تأکیدی بر یگانگی عاشق و معشوق. مولانا در این غزل، به ظاهر متناقض و باطناً یگانهی معشوق اشاره میکند و خود را آینهای برای تجلی نور معشوق میداند. او عاشق را به خودبینی در معشوق و رهایی از قید دوگانگی فرامیخواند. غزل به عظمت نور معشوق و در نهایت به معرفی “شمسالحق تبریزی” به عنوان “شیر خدایی” میپردازد و بر اهمیت درک حقیقی او تأکید میکند.
مولانا غزل را با بیانی متناقضنما آغاز میکند:
نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر بالله که چنین منگر بالله که چنان منگر
«(ای معشوق)! نیمی از تو (در ظاهر) از زهر (تلخی/قهر) است و نیمی دیگر از شکر (شیرینی/لطف)،» «(اما) به خدا سوگند که اینگونه (دوگانه) منگر، به خدا سوگند که آنگونه (جدای از هم) منگر.» این بیت، اشاره به دو رویهی قهر و لطف معشوق (یا حق) است، اما در عین حال، مولانا تأکید میکند که این دوگانگی نباید ظاهری تلقی شود، بلکه باید با نگاهی وحدتبین به معشوق نگریست.
مولانا به حقیقت درونی معشوق اشاره میکند:
هر چند که زهر از تو کانیست شکرها را زان رو که چنین نوری زان رنگ چنان انور
«هرچند که (آن) زهر (قهر/تلخی) از تو، معدن (کان) شکرهاست (و در نهایت به شیرینی میانجامد)،» «از آن رو که تو چنین نوری (نور مطلق و بینظیر) هستی، از آن رنگ و رخ چنان پرنورتر (انور) هستی.» این بیت، بیانگر این است که حتی قهر معشوق نیز در باطن، سرچشمهی لطف و شیرینی است. همچنین، او نور مطلقی است که فراتر از هر رنگ و جلوهای است.
مولانا به عظمت نور معشوق و راه درک آن اشاره میکند:
نوری که نیارم گفت در پای تو میافتد معنیش که درویشا در ما بنگر خوشتر
«نوری (نور حق) که من یارای گفتن (و وصف کردن) آن را ندارم، در پای تو (معشوق/مخاطب) میافتد (تسلیم میشود)،» «معنایش این است (که آن نور به من میگوید): “ای درویش! در ما (در وجود ما، که انعکاس آن نور است) بنگر، بهتر است.”» این بیت، نشاندهندهی عظمت نور الهی است که قابل وصف نیست، و این نور، خود به عاشق (درویش) رهنمود میدهد که برای درک آن، باید در وجود خود (که آینهی آن نور است) بنگرد.
مولانا عاشق را به وحدت با معشوق دعوت میکند:
در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شو ای نور ز سر تا پا از پای مگو وز سر
«در من که “تو” هستم (در من که تجلیگاه تو هستم)، بنگر و خودبین شو (خودت را در من ببین) و اینگونه شو (و به وحدت برس)،» «ای نور (معشوق)! تو از سر تا پا یکپارچه نور هستی؛ پس از “پا” مگو و از “سر” مگو (و به جزء و کل توجه نکن که همه تویی).» این بیت، اوج بیان وحدت وجودی عاشق و معشوق است. معشوق از عاشق میخواهد که خود را در او ببیند و از قید دوگانگی و اجزا رها شود، چرا که معشوق سراسر نور و وحدت است.
مولانا به نقد کسانی که حقیقت عشق را درک نمیکنند، میپردازد:
چون در بصر خلقی گویی تو پر از زرقی ای آنک تو هم غرقی در خون دل من تر
«هنگامی که (از دیدگاه) چشم ظاهربین مردم (بصر خلقی)، تو (معشوق) پر از ریا و فریب (زرق) به نظر میرسی،» «(ای مخاطب، بدان که) تو نیز در خون دل تر (آبدار و تازه) من (که از عشق تو میجوشد) غرق هستی (و از آن بهرهمندی).» این بیت، نشاندهندهی سوءبرداشت عامه از عشق و معشوق است، و مولانا خطاب به آن ظاهرپرستان میگوید که خودشان نیز در باطن از فیض خون دل عاشق بهرهمندند، حتی اگر در ظاهر آن را ریا بدانند.
مولانا به اثبات حقانیت خود میپردازد:
ار زانک گهر داری دریای دو چشمم بین ور سنگ محک داری اندر رخ من بین زر
«اگر گوهر (حقیقت) داری، دریای دو چشم من (که سرشار از اشک عشق است) را ببین (و ارزش آن را درک کن)،» «و اگر سنگ محک (برای سنجش ارزش) داری، در چهره من (که از عشق، چون زر ناب شده است) طلا را ببین.» این بیت، عاشق خود را دریایی از گوهر و چهرهاش را چون زر ناب میداند که تنها با دیدهی بصیرت و سنگ محک عرفان قابل تشخیص است.
مولانا به معرفی شمس تبریزی و ویژگیهای او میپردازد:
آن شیر خدایی را شمس الحق تبریزی صیدی که نه روبه شد او را به سگی مشمر
«آن شیر خدایی (شیرمرد الهی)، شمسالحق تبریزی را،» «(هر) صیدی را که (در راه او) روباه (حیلتگر و نادان) نشد (و تسلیم کامل بود)، او را سگ (پست و ناچیز) مشمار (و او را با دیگران برابر ندان).» این بیت، شمس تبریزی را به “شیر خدا” (لقب امام علی و نماد شجاعت و قدرت الهی) تشبیه میکند. مولانا میگوید که کسانی که در برابر شمس تسلیم و خالص نیستند (روباهصفتاند)، شایسته نیستند که در زمرهی مریدان حقیقی او (صید او) قرار بگیرند و نباید آنان را با سگ (موجود ناچیز) مقایسه کرد. (اینجا منظور این است که صیدی که مثل روبه از دست شیر فرار نکرد و خودش را تسلیم شیر خدا کرد، نباید ناچیز شمرد.) این بیت، تأکید بر جایگاه والای شمس تبریزی و لزوم تسلیم و خلوص در برابر اوست.
غزل ۱۰۳۰ مولانا، بیانگر عمق وحدت وجودی و دعوت به نگاهی فراتر از ظاهر است. مولانا با “نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر / بالله که چنین منگر بالله که چنان منگر”، از همان ابتدا به دوگانگی ظاهری قهر و لطف معشوق اشاره میکند، اما بلافاصله بر لزوم نگاه وحدتبین تأکید میکند. او “زهر” معشوق را “کان شکرها” میداند و معشوق را “نوری” میشمارد که “از رنگ چنان انور” است، یعنی فراتر از هر جلوهی ظاهری است.
مولانا به “نوری که نیارم گفت” اشاره میکند و این نور، خود به “درویش” رهنمود میدهد که “در ما بنگر خوشتر”، که اشاره به تأمل در خویشتن برای درک حقیقت الهی است. اوج این وحدتطلبی در بیت “در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شو / ای نور ز سر تا پا از پای مگو وز سر” نمود مییابد، که دعوتی است به فنای در خود و رسیدن به یگانگی کامل با معشوق که سراسر نور و بیاجزاست.
مولانا به نقد “بصر خلقی” میپردازد که معشوق را “پر از زرقی” میداند و به آنها یادآوری میکند که خودشان نیز “در خون دل من تر” (در فیض عاشق) “غرقی”. او برای اثبات حقانیت خود، به ظاهرپرستان میگوید: “ار زانک گهر داری دریای دو چشمم بین / ور سنگ محک داری اندر رخ من بین زر”. در پایان غزل، مولانا با صراحت به “شمس الحق تبریزی” به عنوان “آن شیر خدایی” اشاره میکند و میگوید که “صیدی که نه روبه شد او را به سگی مشمر”. این بیت بیانگر جایگاه والای شمس و لزوم تسلیم و خلوص در برابر اوست؛ کسی که در این راه روباهصفت نباشد و با تمام وجود تسلیم شود، نباید ناچیز شمرده شود. این غزل پیامی از وحدت وجودی، نقد ظاهربینی، و عظمت مقام شمس تبریزی به عنوان مظهر تجلی الهی را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر