تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1010

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1010

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1010

غزل شماره ۱۰۱۰ دیوان شمس مولانا

من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد
بیننا و بینه قبل التجلی الف واد

جاء من یحیی الموات و الرمیم و الرفات
ایها الاموات قوموا و ابصروا یوم التناد

طارت الکتب الکرام من کرام کاتبین
ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

جاءنا میزاننا کی تختبر اوزاننا
ربنا اصلح شأننا أَو جُد بعفوٍ یا جواد

اضحکوا بعد البکا یا نعم هذ المشتکا
قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد

پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد
ماه تو تابنده باد و دولتت پاینده باد

هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد
آب نابش تیره باد و آتشش بادا رماد

خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست
چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۰۱۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

این غزل مولانا، با مطلعی عربی آغاز می‌شود و در ادامه به فارسی روان و شورانگیز درمی‌آید. سروده، ندایی قوی برای بیداری معنوی، رهایی از غفلت، و ستایش از قدرت تحول‌آفرین عشق الهی یا انسان کامل است. مولانا در این ابیات، به حضور نور الهی در دل و موانع پیش از تجلی اشاره دارد، سپس به آمدن احیاکننده‌ای اشاره می‌کند که مردگان را زنده می‌کند. او بر لزوم بیداری و جدیت در راه حق تأکید می‌ورزد و از حضور میزان الهی برای سنجش اعمال سخن می‌گوید. در ادامه، مولانا به شادی پس از رهایی از حجاب‌ها دعوت می‌کند و سپس در بخش فارسی، معشوق را می‌ستاید و بر کسانی که از جمال او متأثر نمی‌شوند، نفرین می‌فرستد.

نور پنهان در دل و موانع تجلی

مولانا غزل را با بیانی عمیق و عربی آغاز می‌کند:

من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد بیننا و بینه قبل التجلی الف واد

«کیست که گوهری را دیده باشد که نورش در میان دل (فؤاد) درخشان باشد؟» «(اما باید دانست که) میان ما و آن (گوهر/نور الهی)، پیش از تجلی (آشکار شدن کامل)، هزاران وادی (بیابان و مانع) فاصله بود (که باید طی می‌شد).» این بیت به حضور نور الهی یا حقیقت معشوق در عمق قلب انسان اشاره دارد. این نور همیشه آنجاست، اما برای درک کامل و تجلی‌اش، سالک باید از مراحل و موانع بسیاری عبور کند.

احیاگر جان‌ها و روز بیداری

مولانا سپس به نیروی حیات‌بخش معنوی اشاره می‌کند:

جاء من یحیی الموات و الرمیم و الرفات ایها الاموات قوموا و ابصروا یوم التناد

«کسی آمد که مردگان (موات)، پوسیدگان (رمیم) و استخوان‌های پراکنده (رفات) را زنده می‌کند،» «ای مردگان (غافلان)! برخیزید (قوموا) و روز فریاد و بیداری بزرگ (یوم التناد: روز قیامت یا بیداری معنوی) را ببینید (ابصروا)!» این بیت به ظهور منجی یا انسان کامل (همچون حضرت مسیح) اشاره دارد که قادر به زنده‌کردن جان‌های مرده و غافل است. این دعوتی است صریح به بیداری از خواب غفلت و آماده شدن برای یک تحول بزرگ معنوی.

رسالت کتب و لزوم جدیت

مولانا بر مسئولیت‌پذیری انسان در قبال تعالیم الهی تأکید می‌کند:

طارت الکتب الکرام من کرام کاتبین ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

«کتاب‌های گرامی (الهی) از (دست) نویسندگان بزرگوار (کرام کاتبین: فرشتگان یا حاملان وحی) پرواز کردند (و به دست شما رسیدند)،» «(پس) از غفلت بیدار شوید (ایقظوا) و سپس برای کوشش و جدیت (للاجتهاد) پخش شوید (و در عمل بکوشید)!» این بیت مخاطبان را به بیداری و عمل بر اساس آموزه‌های آسمانی فرامی‌خواند. “پرواز کردن کتب” می‌تواند نمادی از رسالت الهی یا لزوم فراتر رفتن از ظاهر کلمات و درک باطن آن‌ها باشد.

میزان الهی و طلب عفو

مولانا به سنجش اعمال و رحمت الهی اشاره دارد:

جاءنا میزاننا کی تختبر اوزاننا ربنا اصلح شأننا أَو جُد بعفوٍ یا جواد

«میزان (ترازوی سنجش اعمال) ما به سویمان آمد (جاءنا)، تا وزن‌هایمان (اوزاننا) را بسنجیم (تختبر)،» «پروردگارا! حال (شأن) ما را اصلاح کن (اصلح)، و در آن (میزان/امتحان) عفو و بخشش (عفو) قرار ده ای بخشنده (یا جواد)!» این بیت بر حضور همیشگی میزان الهی برای سنجش اعمال انسان تأکید می‌کند. همزمان، درخواستی خالصانه برای عفو و مغفرت از خداوندِ بخشنده (جواد) است.

رهایی از حجاب و شادی معنوی

مولانا به نتیجه‌ی بیداری و رهایی اشاره می‌کند:

اضحکوا بعد البکا یا نعم هذ المشتکا قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد

«پس از گریه (و تضرع)، بخندید (اضحکوا)؛ آری این (حقیقت) گله‌مند است (المشتکا: آنچه شکایت دارد)،» «(زیرا) شما از حجاب (غفلت و محدودیت‌ها) بیرون آمده‌اید (خرجتم) و از خواب (رقاد) بیدار شده‌اید (انتبهتم).» این بیت دعوت به شادی و نشاط معنوی است که پس از بیداری از خواب غفلت و رهایی از حجاب‌های درونی حاصل می‌شود.

ستایش معشوق به فارسی و نفرین بر غافلان

مولانا در ابیات پایانی به زبان فارسی روی می‌آورد و به ستایش معشوق می‌پردازد:

پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد ماه تو تابنده باد و دولتت پاینده باد

«(اکنون) به پارسی سخن می‌گوییم، ای پادشاه (معشوق یا شمس)! تو خود از قلب (فؤاد) آگاهی (و نیاز به بیان عربی نیست)،» «ماه وجود تو (که نوربخش است) همیشه تابنده باد و دولت (سعادت و بصیرت) تو همیشه پایدار (پاینده) باد!» این بیت ستایشی صمیمانه از معشوق (که می‌تواند شمس تبریزی یا حقیقت الهی باشد) است، با آرزوی دوام و پایداری برای او.

هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد آب نابش تیره باد و آتشش بادا رماد

«هر انسان خسته و افسرده‌ای (ملول) که تو (معشوق) را دید و شاد (خوش) و سرزنده (تازه) نشد،» «آب پاکیزه‌اش (نابش) تیره (بی‌برکت) باد و آتش (زندگیش) خاکستر (رماد) بادا!» این بیت نفرینی شدید و قاطع بر کسانی است که از زیبایی و حضور معشوق متأثر نمی‌شوند. این نشان‌دهنده‌ی تأثیر فراگیر و حیات‌بخش معشوق است که بی‌تفاوتی به آن، موجب بی‌برکتی در زندگی می‌شود.

خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد

«آن انسان خواب‌آلودی (خوابناک) که زیبایی (صباحت) تو را دید و از جای خود (بر اثر شور) نجنبید و برنخاست،» «چشم اقبال و سعادتش (چشم بختش) تا روز قیامت (الی یوم المعاد) خفته بادا (و بیدار نشود)!» این بیت نیز نفرینی دیگر بر کسانی است که با دیدن جمال معشوق بیدار نمی‌شوند و به حرکت درنمی‌آیند. این تأکید بر اهمیت این بیداری و تأثیر آن بر سرنوشت ابدی انسان است.


نتیجه‌گیری نهایی

غزل ۱۰۱۰ مولانا، ندایی عمیق و چندوجهی برای بیداری، جدیت در مسیر معنوی، و ستایش از جمال و قدرت تحول‌آفرین عشق الهی یا انسان کامل است. مولانا با بیان “نور” الهی در دل و موانع “هزاران وادی” پیش از تجلی، به حضور پنهان حقیقت در درون انسان و نیاز به سلوک برای درک آن اشاره می‌کند. او سپس با ندای “جاء من یحیی الموات”، به ظهور احیاکننده‌ای اشاره دارد که جان‌های مرده را زنده می‌کند و همه را به “یوم التناد” (روز بیداری بزرگ) دعوت می‌کند.

ابیات درباره‌ی “کتب کرّام” و “میزان” الهی، بر لزوم بیداری، جدیت در عمل به تعالیم الهی، و طلب عفو و رحمت الهی تأکید دارند. مولانا با دعوت به “اضحکوا بعد البکا”، شادی معنوی حاصل از رهایی از حجاب‌ها و بیداری از خواب غفلت را نوید می‌دهد. در ادامه، مولانا به زبان فارسی روی می‌آورد تا از “فؤاد” (قلب) خود با “شاها” (معشوق/شمس) سخن بگوید و برای “ماه” و “دولت” او پایداری آرزو کند. اوج احساسات مولانا در نفرین‌های شدید پایانی است، که بر کسانی که از دیدار معشوق متأثر نمی‌شوند، می‌بارد. این نفرین‌ها نمادی از اهمیت بی‌بدیل و تأثیر اجتناب‌ناپذیر جمال و حضور معشوق بر زندگی و سرنوشت انسان‌هاست. در مجموع، این غزل پیامی جامع از سیر و سلوک معنوی، بیداری درونی، و جایگاه بی‌نظیر معشوق در هستی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: