تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 999 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 999 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 999 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۹۹ دیوان شمس مولانا

از سوی دل لشکر جان آمدند
لشکر پیدا و نهان آمدند

جامه صبر من از آن چاک شد
کز ره جان جامه دران آمدند

چادر افکنده عروسان روح
در طلب شاه جهان آمدند

بر مثل سیل خوش از لامکان
رقص کنان سوی مکان آمدند

صورت دل صورت‌ها را شکست
پردگیان ملک ستان آمدند

هر چه عیان بود نهان آمدند
هر چه نهان بود عیان آمدند

هر چه نشان داشت نشانش نماند
هر چه نشان نیست نشان آمدند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۹۹ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۹۹ مولانا، بیانگر هجوم عشق الهی و انقلاب درونی و بیرونی ناشی از آن است. مولانا در این غزل، با تشبیه جان به لشکری که از سوی دل می‌آید، به فنای صبر و هویدا شدن حقایق پنهان اشاره می‌کند. او با توصیف رقص روح از لامکان به مکان، به شکسته‌شدن صورت‌های ظاهری و ظهور حقیقت می‌پردازد و در نهایت، به تغییر ماهیت پدیده‌ها در پرتو عشق اشاره می‌کند.

هجوم لشکر جان و فنای صبر

مولانا غزل را با توصیف هجوم لشکر جان آغاز می‌کند:

از سوی دل لشکر جان آمدند لشکر پیدا و نهان آمدند

«از جانب دل (مرکز عشق و الهام)، لشکر جان‌ها (ارواح مشتاق و بی‌قرار) آمدند،» «(این) لشکر، هم آشکار و هم پنهان (یعنی با جلوه‌های پیدا و باطنی) آمدند.» این بیت، بیانگر هجوم بی‌کران و همه‌جانبه‌ی عشق الهی که از دل سرچشمه می‌گیرد و هم به صورت آشکار و هم پنهان جلوه می‌کند.

جامه صبر من از آن چاک شد کز ره جان جامه دران آمدند

«جامه‌ی صبر من از آن رو پاره (چاک) شد،» «که (آن‌ها) از راه (جلوه‌گری) جان، جامه (ی صبر) را پاره‌کنان (بی‌قرار و شوریده) آمدند.» این بیت، تأکید بر شدت تأثیر عشق که موجب بی‌قراری و شوریدگی عاشق شده و صبر او را از بین می‌برد.

حرکت عروسان روح و سیل لامکان

مولانا به حرکت جان‌ها به سوی حقیقت و جلوه‌گری آن‌ها اشاره می‌کند:

چادر افکنده عروسان روح در طلب شاه جهان آمدند

«عروسان روح (جان‌های لطیف و زیبا) چادرهای خود را افکنده (از حجاب بیرون آمده و خود را آشکار کرده‌اند)،» «(و) در طلب (معشوق و) پادشاه جهان (حق تعالی) آمدند.» این بیت، بیانگر آشکار شدن زیبایی‌های باطنی و روحی در مسیر طلب حق.

بر مثل سیل خوش از لامکان رقص کنان سوی مکان آمدند

«همچون سیل (پرشور و قوی)، با خوشی (و وجد)، از عالم لامکان (عالم غیب و بی‌نشان) آمدند،» «(و) رقص‌کنان (با شور و نشاط) به سوی مکان (عالم ظاهر و محسوس) آمدند (تا تجلی کنند).» این بیت، تشبیه تجلیات غیبی عشق به سیلی پرشور که از عالم بی‌نشان به عالم محسوس می‌آید.

شکستن صورت‌ها و آشکار شدن حقیقت

مولانا به تأثیر عشق بر ظواهر و ظهور حقایق اشاره می‌کند:

صورت دل صورت‌ها را شکست پردگیان ملک ستان آمدند

«زیبایی و حقیقت دل (یعنی عشق الهی) صورت‌های ظاهری و فانی (صورت‌ها) را درهم شکست،» «(و) پنهان‌شدگان (پردگیان) عالم (غیب) که پادشاهی (ملک) را ستانده‌اند (بر جهان تسلط دارند)، آشکارا آمدند (و خود را نشان دادند).» این بیت، بیانگر غلبه‌ی باطن بر ظاهر و آشکار شدن قدرت‌های پنهان.

هر چه عیان بود نهان آمدند هر چه نهان بود عیان آمدند

«هر چه (در ظاهر) آشکار (عیان) بود، پنهان (نهان) شد،» «هر چه (در باطن) پنهان (نهان) بود، آشکار (عیان) شد (و حقیقت امور دگرگون گشت).» این بیت، بیانگر انقلاب و دگرگونی در ادراک پس از تجلی عشق؛ ظاهر بی‌ارزش می‌شود و باطن هویدا.

هر چه نشان داشت نشانش نماند هر چه نشان نیست نشان آمدند

«هر چه (در عالم محسوس) نشانه (و علامت و تعین) داشت، نشانه‌اش از بین رفت (و بی‌اعتبار شد)،» «هر چه (در عالم غیب) نشان و علامتی (مادی) نداشت، خود به (صورت) نشانه (و حقیقت) آمدند (و آشکار شدند).» این بیت، تأکید بر فنای تعینات ظاهری و ظهور حقایق بی‌نشان و مطلق در پرتو عشق.

نکات مهم

  • هجوم عشق الهی: از سوی دل، لشکری از جان‌ها (عشق الهی) آشکارا و پنهانی هجوم می‌آورد.
  • فنای صبر در عشق: شدت عشق موجب بی‌قراری و از بین رفتن صبر عاشق می‌شود.
  • آشکار شدن حقایق باطنی: جان‌ها و ارواح زیبا حجاب‌ها را کنار زده و در طلب حق ظاهر می‌شوند.
  • تجلی از عالم غیب به عالم شهود: عشق الهی همچون سیلی پرشور از لامکان به مکان می‌آید.
  • غلبه باطن بر ظاهر: حقیقت دل، صورت‌های ظاهری را می‌شکند و حقایق پنهان آشکار می‌شوند.
  • دگرگونی در ادراک: در پرتو عشق، هرچه عیان بود پنهان و هرچه پنهان بود عیان می‌شود.
  • فنای تعینات ظاهری: نشانه‌های مادی بی‌اعتبار می‌شوند و حقایق بی‌نشان آشکار می‌گردند.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۹۹ مولانا، تصویری ریشه‌ای از دگرگونی‌های وجودی است که با هجوم “لشکر جان” از “سوی دل” آغاز می‌شود. مولانا با بیان اینکه “جامه صبر من از آن چاک شد / کز ره جان جامه دران آمدند”، به قدرت عشق در از میان بردن تمامی قیدها و ایجاد شوریدگی اشاره می‌کند. او “عروسان روح” را توصیف می‌کند که “چادر افکنده” و “در طلب شاه جهان” می‌آیند، که نشان‌دهنده آشکار شدن زیبایی‌های باطنی و شوق رسیدن به حق است.

مولانا با تمثیل “سیل خوش از لامکان” که “رقص کنان سوی مکان” می‌آید، به جریان پرشور تجلیات غیبی عشق اشاره می‌کند که از عالم معنا به عالم صورت می‌آید. او نقطه اوج این تحول را در “صورت دل” می‌بیند که “صورت‌ها را شکست”، به این معنا که باطن و حقیقت، بر ظواهر غلبه می‌کند و “پردگیان ملک ستان” (اهل حق که حاکم بر هستی‌اند) آشکار می‌شوند. تضادهای پایانی غزل، اوج انقلاب ادراکی را نشان می‌دهند: “هر چه عیان بود نهان آمدند / هر چه نهان بود عیان آمدند” و “هر چه نشان داشت نشانش نماند / هر چه نشان نیست نشان آمدند”. این ابیات به صراحت بیان می‌کنند که در پرتو عشق، حقیقت امور دگرگون می‌شود؛ ظواهر بی‌ارزش و پنهان می‌شوند و حقایق بی‌نشان و نامرئی، آشکار و سرچشمه‌ی هستی می‌گردند. این غزل پیامی از قدرت تحول‌بخش عشق الهی در دگرگونی فهم، آشکار شدن باطن، و فنای ظواهر در برابر حقیقت مطلق را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: