مطالب پیشنهادی![]()
گر تو را بخت یار خواهد بود
عشق را با تو کار خواهد بود
عمر بیعاشقی مدان به حساب
کان برون از شمار خواهد بود
هر زمانی که میرود بیعشق
پیش حق شرمسار خواهد بود
هر چه اندر وطن تو را سبکست
ساعت کوچ بار خواهد بود
بر تو این دم که در غم عشقی
چون پدر بردبار خواهد بود
فقر کز وی تو ننگ میداری
آن جهان افتخار خواهد بود
تلخی صبر اگر گلوگیر است
عاقبت خوشگوار خواهد بود
چون رهد شیر روح از این صندوق
اندر آن مرغزار خواهد بود
چون از این لاشه خر فرود آید
شاه دل شهسوار خواهد بود
دامن جهد و جد را بگشا
کز فلک زر نثار خواهد بود
تو نهان بودی و شدی پیدا
هر نهان آشکار خواهد بود
هر کی خود را نکرد خوار امروز
همچو فرعون خوار خواهد بود
هر که چون گل ز آتش آب نشد
اندر آتش چو خار خواهد بود
چون شکار خدا نشد نمرود
پشهای را شکار خواهد بود
هر که از نقد وقت بست نظر
سخرهای انتظار خواهد بود
هر که را اختیار کردش عشق
مست و بیاختیار خواهد بود
هر که او پست و مست عشق نشد
تا ابد در خمار خواهد بود
هر که را مهر و مهر این دم نیست
اشتری بیمهار خواهد بود
در سر هر که چشم عبرت نیست
خوار و بیاعتبار خواهد بود
بس کن ار چه سخن نشاند غبار
آخر از وی غبار خواهد بود
شمس تبریز چون قرار گرفت
دل از او بیقرار خواهد بود
غزل ۹۷۴ مولانا، دعوتی شورانگیز به روی آوردن به عشق و شناخت ارزش آن در زندگی است. مولانا در این غزل، با تأکید بر اینکه عمر بیعشق هیچ ارزشی ندارد، به مقام والای فقر و صبر در مسیر عشق، رهایی روح از قفس جسم، و اهمیت تلاش و مجاهدت میپردازد. او با مقایسهی سرنوشت عاشقان و کسانی که از عشق روی برمیتابند، به نقش عشق در بیداری و بصیرت اشاره میکند و در نهایت، به بیقراری دل از شمس تبریزی ختم میشود.
مولانا غزل را با شرطی برای عشق آغاز میکند:
گر تو را بخت یار خواهد بود عشق را با تو کار خواهد بود
«اگر بخت و اقبال (معنوی) با تو یار و همراه باشد،» «(آنگاه) عشق با تو سروکار پیدا خواهد کرد (و تو را به خود مشغول خواهد ساخت).» این بیت، بیانگر موهبتی بودن عشق و نیاز به اقبال الهی برای ورود به آن.
عمر بیعاشقی مدان به حساب کان برون از شمار خواهد بود
«عمر و زندگیای که بدون عاشقی (و عشق ورزی) سپری شود را به حساب (معتبر) میاور،» «زیرا آن (عمر بیعشق) از شمار (ارزش و اهمیت) بیرون خواهد بود (و بیارزش است).» این بیت، تأکید بر بیارزش بودن زندگی بدون عشق و مهمترین معیار سنجش عمر را عشق میداند.
هر زمانی که میرود بیعشق پیش حق شرمسار خواهد بود
«هر لحظهای از عمر که بدون عشق سپری شود،» «در پیشگاه حق تعالی (در قیامت) موجب شرمساری و سرافکندگی خواهد شد.» این بیت، بیانگر اهمیت عشق در زندگی از دیدگاه الهی و پیامدهای غفلت از آن.
مولانا به سفر روح و مقام فقر اشاره میکند:
هر چه اندر وطن تو را سبکست ساعت کوچ بار خواهد بود
«هر چیزی که در وطن (دنیا و زندگی مادی) برای تو سبک و بیاهمیت (یا آسان) است (و به آن دل نبستهای)،» «در ساعت کوچ (از دنیا) و سفر (به آخرت)، (همان) بار (اصلی و ارزشمند) تو خواهد بود.» این بیت، تأکید بر رهایی از تعلقات دنیوی و ارزش امور معنوی در سفر آخرت.
بر تو این دم که در غم عشقی چون پدر بردبار خواهد بود
«این لحظه (غم و رنج) که تو در غم عشق هستی (و سختی میکشی)،» «مانند پدری (مهربان) بر تو بردبار (شکیبا) خواهد بود (و تو را به مقصد خواهد رساند).» این بیت، تأکید بر نقش سازنده غم عشق و تحمل آن که همچون راهبری دلسوز است.
فقر کز وی تو ننگ میداری آن جهان افتخار خواهد بود
«فقر و بیچیزی (از مال دنیا و تعلقات) که تو از آن ننگ میداری (و آن را عیب میشماری)،» «در آن جهان (عالم آخرت و در نزد حق) موجب افتخار و سرافرازی تو خواهد بود.» این بیت، بیانگر جایگاه والای فقر معنوی و رهایی از مادیات.
مولانا به رهایی روح و لزوم تلاش اشاره میکند:
تلخی صبر اگر گلوگیر است عاقبت خوشگوار خواهد بود
«اگر تلخی صبر و شکیبایی (در راه عشق و سختیها) دشوار و گلوگیر (سخت) است،» «در نهایت (عاقبت)، شیرین و خوشگوار (لذتبخش) خواهد بود.» این بیت، تأکید بر پاداش صبر و شکیبایی در مسیر عشق.
چون رهد شیر روح از این صندوق اندر آن مرغزار خواهد بود
«هنگامی که شیر روح (روح قدرتمند و باشکوه) از این صندوق (قفس تن و جسم) رها شود،» «در آن مرغزار (بهشت و عالم بالا) خواهد بود (و آزادانه به سیر و سلوک میپردازد).» این بیت، بیانگر رهایی روح از بند جسم و رسیدن به عالم ابدی.
چون از این لاشه خر فرود آید شاه دل شهسوار خواهد بود
«هنگامی که (انسان) از این لاشهی خر (جسم مادی و بیارزش) فرود آید (و از آن رها شود)،» «شاه دل (روح حقیقی) به مقام شهسوار (سوارکار دلیر و با قدرت) خواهد رسید.» این بیت، تأکید بر برتری روح بر جسم و آزادی روح پس از رهایی از تن.
دامن جهد و جد را بگشا کز فلک زر نثار خواهد بود
«دامن تلاش و کوشش (جهد و جد) را بگشا (و در راه خدا تلاش کن)،» «زیرا از آسمان (فلک) زر و طلا (برکات و الطاف الهی) بر تو نثار خواهد شد.» این بیت، دعوت به تلاش و مجاهدت معنوی و نوید بخششهای الهی در نتیجهی آن.
مولانا به آشکار شدن حقایق و سرنوشت کسانی که از عشق روی میگردانند، اشاره میکند:
تو نهان بودی و شدی پیدا هر نهان آشکار خواهد بود
«تو (حقیقت وجودیات) نهان بودی و (با خلقت) آشکار شدی،» «(پس بدان که) هر امر پنهانی (در نهایت) آشکار خواهد شد (و هیچ چیز پوشیده نمیماند).» این بیت، تأکید بر آشکار شدن حقایق و عدم پنهان ماندن هیچ چیز از دید الهی.
هر کی خود را نکرد خوار امروز همچو فرعون خوار خواهد بود
«هر کسی که امروز (در دنیا) خود را (در راه خدا) خوار و کوچک نکرد (تواضع نکرد و تکبر ورزید)،» «مانند فرعون (که متکبر بود) در آینده خوار و حقیر خواهد شد.» این بیت، هشدار در مورد تکبر و لزوم تواضع در راه خدا.
هر که چون گل ز آتش آب نشد اندر آتش چو خار خواهد بود
«هر کس که مانند گل (که لطیف است) از آتش (بلا و امتحان) آب (یعنی ذوب و متأثر) نشد،» «در (همان) آتش (عذاب) مانند خار (سخت و خشک) باقی خواهد ماند (و نابود خواهد شد).» این بیت، تأکید بر لزوم نرمش و پذیرش بلا در راه عشق برای جلوگیری از نابودی.
چون شکار خدا نشد نمرود پشهای را شکار خواهد بود
«چون نمرود (که ادعای خدایی داشت) شکار خدا نشد (و تسلیم حق نشد)،» «(سرانجام) شکار پشهای (موجود حقیر) شد (و نابود گشت).» این بیت، مثالی از داستان نمرود و بیان اینکه هر کس تسلیم حق نشود، گرفتار ضعفترین موجودات خواهد شد.
هر که از نقد وقت بست نظر سخرهای انتظار خواهد بود
«هر کسی که از نقد وقت (لحظه حال و فرصتها) غافل شد (و از آن بهره نبرد)،» «همواره مورد سخره و استهزای انتظار (بیحاصلی) خواهد بود (و عمرش به انتظار بیحاصل میگذرد).» این بیت، تأکید بر استفاده از فرصتها (نقد وقت) و پیامد غفلت از آنها.
مولانا به تأثیر عشق و پیامدهای بیعشقی اشاره میکند:
هر که را اختیار کردش عشق مست و بیاختیار خواهد بود
«هر کسی که عشق او را انتخاب کرد (و وارد دلش شد)،» «(همواره) مست و بیاختیار (تحت فرمان عشق) خواهد بود.» این بیت، بیانگر قدرت و نصرت عشق که انسان را از اختیار خود خارج میکند.
هر که او پست و مست عشق نشد تا ابد در خمار خواهد بود
«هر کسی که (در راه عشق) خود را پست (متواضع) و مست (بیخود) نکرد،» «تا ابد در خمار (سردرگمی و بیحالی ناشی از عدم مستی حقیقی) خواهد بود.» این بیت، هشدار در مورد عدم تسلیم در برابر عشق و عواقب آن.
هر که را مهر و مهر این دم نیست اشتری بیمهار خواهد بود
«هر کسی که مهر (محبت) و مهر (وفاداری یا کنترل) این لحظه (و این عشق) را ندارد،» «(مانند) اشتری بیمهار (سرکش و بدون کنترل) خواهد بود (و گمراه میشود).» این بیت، تأکید بر لزوم محبت و کنترل (مهار) درونی در مسیر عشق.
در سر هر که چشم عبرت نیست خوار و بیاعتبار خواهد بود
«در سر (فکر و اندیشه) هر کسی که چشم عبرت (چشم بصیرت و پندآموزی) نیست،» «(او) خوار و بیاعتبار (بیقدر و ارزش) خواهد بود.» این بیت، تأکید بر لزوم عبرتپذیری و بصیرت معنوی.
مولانا غزل را با دعوت به سکوت و اشاره به شمس تبریزی به پایان میبرد:
بس کن ار چه سخن نشاند غبار آخر از وی غبار خواهد بود
«کافی است (سخن گفتن را) بس کن، گرچه سخن (در ابتدا) غبار (ابهام) را مینشاند (و توضیح میدهد)،» «(اما) در نهایت (خود) از آن (سخن گفتن) غبار (جدید و سردرگمی) خواهد بود (و مانع درک حقیقت میشود).» این بیت، دعوت به سکوت و پرهیز از کثرت کلام برای رسیدن به حقیقت.
شمس تبریز چون قرار گرفت دل از او بیقرار خواهد بود
«هنگامی که شمس تبریزی (در دل و جان کسی) قرار گرفت (و جایگیر شد)،» «دل (آن شخص) از (حضور) او (به دلیل شدت عشق) بیقرار خواهد بود (و آرامش ظاهری نخواهد داشت).» این بیت، پایان غزل با تأکید بر تأثیر شمس تبریزی که دل عاشق را بیقرار میکند و این بیقراری عین آرامش است.
غزل ۹۷۴ مولانا، مانیفستی برای زندگی عاشقانه و نفی عمر بیعشق است. مولانا با قاطعیت بیان میکند که زندگی بدون عشق، بیارزش و مایه شرمساری در پیشگاه حق است و تنها با اقبال بلند میتوان به عشق دست یافت. او با تأکید بر جایگاه والای فقر و صبر در مسیر عشق، به سالک این نوید را میدهد که این سختیها همچون پدری مهربان او را به مقصد میرسانند و فقر دنیوی، افتخار اخروی خواهد بود.
مولانا در ادامه، با تصاویر زیبا از رهایی “شیر روح” از “صندوق” تن به “مرغزار” ابدی و “شاه دل” که “شهسوار” میشود، بر عظمت روح پس از رهایی از جسم تأکید میورزد. او خواننده را به “دامن جهد و جد” گشودن دعوت میکند تا “زر” برکات الهی از “فلک” بر او نثار شود. مولانا با هشدارهایی قاطع درباره پیامدهای تکبر (چون فرعون)، عدم پذیرش بلا (چون خار در آتش)، و عدم تسلیم (چون نمرود که شکار پشه شد)، به اهمیت تواضع، انعطافپذیری و تسلیم در برابر اراده الهی اشاره میکند. او غفلت از “نقد وقت” را موجب “سخرهای انتظار” و بیبصیرتی را عامل “خواری و بیاعتباری” میداند.
در نهایت، مولانا قدرت عشق را در بیاختیار کردن انسان و شیرین کردن وجود او بیان میدارد و هشدار میدهد که هر که به این “مستی” نرسد، “تا ابد در خمار” خواهد بود. او غزل را با دعوت به “بس کردن” سخن (زیرا کلام خود غباری جدید میآفریند) و اشاره به “شمس تبریز” به پایان میرساند؛ حضوری که دل عاشق را “بیقرار” میکند و این بیقراری، عین آرامش حقیقی است. این غزل پیامی عمیق از اهمیت عشق در زندگی، لزوم مجاهدت معنوی، و تسلیم در برابر حقیقت برای رسیدن به کمال و بصیرت را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر