تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 970 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 970 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 970 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۷۰ دیوان شمس مولانا

دیده‌ها شب فراز باید کرد
روز شد دیده باز باید کرد

ترک ما هر طرف که مرکب راند
آن طرف ترکتاز باید کرد

مطبخ جان به سوی بی‌سویی‌ست
پوز آن سو دراز باید کرد

چون چنین کان زر پدید آمد
خویش را جمله گاز باید کرد

جامهٔ عمر را ز آب حیات
چون خضِر خوش‌طراز باید کرد

چون غیور‌ست آن نبات حیات
زین شکر احتراز باید کرد

چون چنین نازنین به خانهٔ ماست
وقت نازست‌، ناز باید کرد

با گل و خار ساختن مردی‌ست
مرد را ساز ساز باید کرد

قبلهٔ روی او چو پیدا شد
کعبه‌ها را نماز باید کرد

سجده‌هایی که آن سری باشد
پیش آن سر فراز باید کرد

پیش آن عشق عاقبت محمود
خویشتن را ایاز باید کرد

چون حقیقت نهفته در خمشی‌ست
ترک گفت مجاز باید کرد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۷۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۷۰ مولانا، دعوتی شورانگیز به بیداری معنوی، حرکت در مسیر عشق، و تسلیم مطلق در برابر معشوق الهی است. مولانا در این غزل، با تأکید بر گشودن چشم دل در “روز” حقیقت، به لزوم همراهی با اراده‌ی معشوق و رهایی از تعلقات مادی می‌پردازد. او با تمثیلات زیبا، به جایگاه والای عشق و نقش آن در کمال انسان اشاره می‌کند و در نهایت، خواننده را به خاموشی و درک حقیقت نهفته در آن فرامی‌خواند.

بیداری معنوی و همراهی با معشوق

مولانا غزل را با دعوت به بیداری آغاز می‌کند:

دیده‌ها شب فراز باید کرد روز شد دیده باز باید کرد

«چشم‌ها (چشمان جسمانی که در تاریکی شب مادیات غرق بودند) را باید (از خواب غفلت) بست (یا شب را پشت سر گذاشت)،» «(زیرا) روز (حقیقت و نور معنوی) فرا رسید، پس باید چشم دل را باز کرد (و به بیداری معنوی دست یافت).» این بیت، دعوت به بیداری معنوی و رهایی از غفلت دنیوی.

ترک ما هر طرف که مرکب راند آن طرف ترکتاز باید کرد

«ترک ما (معشوق/شمس تبریزی که نماد دلاوری و سرعت است) هر طرف که مرکب (مرکب اراده‌اش) را براند،» «ما نیز باید به همان سو ترکتاز (تاخت و تاز و حرکت سریع) کنیم (و مطیع و همراه او باشیم).» این بیت، تأکید بر لزوم تسلیم و همراهی بی‌چون و چرا با اراده‌ی معشوق.

مطبخ جان به سوی بی‌سویی‌ست پوز آن سو دراز باید کرد

«آشپزخانه‌ی جان (جایی که روح تغذیه می‌شود و کمال می‌یابد) به سوی بی‌سویی (عالم لامکان و بی‌جهت) است،» «(پس) دهان (یا روی) خود را باید به سوی آن جهت (بی‌جهت) دراز کرد (و طالب آن غذا شد).» این بیت، بیانگر غیرمادی بودن غذای روح و لزوم توجه به عالم معنا.

چون چنین کان زر پدید آمد خویش را جمله گاز باید کرد

«چون چنین معدن طلای (ارزش و حقیقت) آشکار شده است،» «باید تمامی وجود خود را (مانند زرگران برای سنجش طلا) گاز زد (و خالص و عیار کرد تا لیاقت دریافت آن حقیقت را بیابیم).» این بیت، دعوت به تزکیه نفس و پالایش درونی برای بهره‌مندی از معدن حقیقت.

عمر جاودان و احتراز از شکر غیور

مولانا به عمر جاودان و لزوم احتراز از شکر معشوق اشاره می‌کند:

جامهٔ عمر را ز آب حیات چون خضِر خوش‌طراز باید کرد

«جامه‌ی عمر (زندگی) را باید از آب حیات (آب زندگانی جاوید)،» «همچون خضر (که عمر جاوید یافت) به نیکویی و زیبایی طرح کرد (و زندگی را با معنویت آمیخت).» این بیت، تأکید بر کسب عمر جاودان و زندگی معنوی از طریق آب حیات (عشق الهی).

چون غیور‌ست آن نبات حیات زین شکر احتراز باید کرد

«چون آن گیاه حیات (آب حیات یا همان عشق الهی) بسیار غیور (حساس و غیرتمند) است،» «(پس) از شکرگزاری (ظاهری یا ناسپاسی) آن باید پرهیز کرد (و در برابرش تواضع و مراقبه داشت).» این بیت، هشدار درباره‌ی غیرت عشق الهی و لزوم احتراز از هرگونه ناسپاسی یا غرور.

وقت ناز و ساختن با سختی‌ها

مولانا به وقت ناز معشوق و لزوم مردانگی در برابر سختی‌ها اشاره می‌کند:

چون چنین نازنین به خانهٔ ماست وقت نازست‌، ناز باید کرد

«چون چنین معشوق نازنینی در خانه‌ی ما (دل ما) حضور دارد،» «وقت ناز کردن (عشوه و دلبری) است (از سوی معشوق)، و باید این ناز را پذیرفت و ناز کشید.» این بیت، بیانگر حضور معشوق در دل عاشق و لزوم پذیرش ناز او.

با گل و خار ساختن مردی‌ست مرد را ساز ساز باید کرد

«ساختن و کنار آمدن با گل (زیبایی‌ها) و خار (سختی‌ها) (در مسیر زندگی و عشق) مردانگی است،» «(پس) مرد (سالک حقیقی) باید آماده‌ی (ساز ساز) این هماهنگی باشد (و خود را برای پذیرش هر دو آماده کند).» این بیت، تأکید بر لزوم صبر و تحمل در برابر سختی‌ها و آسانی‌ها در مسیر زندگی و عشق.

قبله‌ی روی معشوق و سجده‌ی حقیقی

مولانا به قبله‌ی روی معشوق و لزوم سجده‌ی حقیقی اشاره می‌کند:

قبلهٔ روی او چو پیدا شد کعبه‌ها را نماز باید کرد

«چون قبله‌ی روی او (معشوق) آشکار شد،» «(پس) به کعبه‌ها (مکان‌های مقدس ظاهری) نیز باید نماز برد (زیرا همه جلوه‌ی اویند).» این بیت، تأکید بر این که با شناخت قبله‌ی حقیقی (روی معشوق)، نماز به هر جهت دیگری نیز به او می‌رسد.

سجده‌هایی که آن سری باشد پیش آن سر فراز باید کرد

«سجده‌هایی که آن (سجده) پنهان و معنوی (سری) باشد،» «باید پیش آن سر بلند (فراز) (معشوق) انجام داد (یعنی سجده‌ی حقیقی، سجده‌ی دل است).» این بیت، بیانگر اهمیت سجده‌ی قلبی و معنوی در برابر معشوق حقیقی.

پیش آن عشق عاقبت محمود خویشتن را ایاز باید کرد

«پیش آن عشق که عاقبتش (پایانش) ستوده و نیکوست (عشق الهی)،» «باید خود را (مانند ایاز در برابر سلطان محمود) تسلیم و بنده ساخت (و از خودی دست کشید).» این بیت، دعوت به تسلیم مطلق در برابر عشق الهی و فنا در آن.

حقیقت در خاموشی

مولانا غزل را با بیان حقیقت در خاموشی به پایان می‌برد:

چون حقیقت نهفته در خمشی‌ست ترک گفت مجاز باید کرد

«چون حقیقت (واقعی) در خاموشی و سکوت (فلسفه صمت) نهفته است،» «باید گفتارها و تعابیر مجازی (غیرحقیقی) را ترک کرد.» این بیت، دعوت به سکوت و ترک کلام ظاهری برای درک حقیقت باطنی و شهود.

نکات مهم

  • بیداری معنوی: باید چشم دل را در روز حقیقت گشود و از خواب غفلت رها شد.
  • تسلیم مطلق: باید کاملاً تابع و همراه اراده‌ی معشوق بود.
  • غذای جان از بی‌سویی: تغذیه‌ی روح از عالم معناست و باید به آن توجه کرد.
  • تزکیه نفس: برای درک حقیقت، باید وجود خود را پالایش و خالص کرد.
  • عمر جاودان معنوی: باید زندگی را با آب حیات (عشق الهی) جاودانه ساخت.
  • غیرت عشق الهی: عشق الهی بسیار حساس است و باید در برابر آن تواضع داشت.
  • پذیرش ناز معشوق: با حضور معشوق در دل، باید ناز او را پذیرفت و ناز کشید.
  • صبر در برابر سختی‌ها: انسان واقعی کسی است که با گل و خار (آسانی و سختی) بسازد.
  • قبله‌ی حقیقی: روی معشوق قبله‌ی حقیقی است و نماز به او می‌رسد.
  • سجده‌ی قلبی: سجده‌ی واقعی، سجده‌ی پنهانی و معنوی دل است.
  • تسلیم در برابر عشق: باید خود را در برابر عشق الهی کاملاً تسلیم کرد و از خودی دست کشید.
  • حقیقت در خاموشی: حقیقت در سکوت نهفته است و باید گفتار مجازی را رها کرد.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۷۰ مولانا، دعوتی جامع و کامل به سوی سلوک و بیداری عرفانی است. مولانا با آغازین بیتی که از “شب” غفلت به “روز” حقیقت می‌خواند، بر لزوم گشودن “دیده‌”ی دل تأکید می‌کند. او با تأکید بر همراهی بی‌چون و چرا با “ترک” عشق (معشوق/شمس تبریزی)، به غذای جان که از “بی‌سویی” (لامکان) می‌آید اشاره دارد و خواننده را به پالایش وجود (گاز زدن خود) برای رسیدن به “کان زر” حقیقت دعوت می‌کند.

مولانا در ادامه، با تمثیل “خضر” و “آب حیات”، به کسب عمر جاودان معنوی می‌پردازد و “غیرت” عشق الهی را گوشزد می‌کند. او با بیان حضور “نازنین” (معشوق) در “خانه”ی دل، به وقت “ناز” و لزوم “ناز کشیدن” اشاره می‌کند و “مردی” را در ساختن با “گل و خار” (سختی‌ها و آسانی‌ها) می‌داند.

نقطه‌ی اوج غزل در بیان “قبله‌ی” حقیقی (روی معشوق) است که نماز به کعبه‌ها را نیز متوجه خود می‌سازد و “سجده‌هایی که آن سری باشد” را پیش “آن سر فراز” می‌خواهد. او با دعوت به “ایاز” شدن در برابر “عشق عاقبت محمود”، به تسلیم کامل در برابر حق می‌پردازد. در نهایت، مولانا با تأکید بر اینکه “حقیقت نهفته در خمشی‌ست”، خواننده را به “ترک گفت مجاز” و ورود به عالم سکوت برای درک شهودی حقایق دعوت می‌کند. این غزل پیامی از بیداری معنوی، تسلیم عاشقانه، تزکیه نفس، و جستجوی حقیقت در ورای کلام و ظواهر را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: