مطالب پیشنهادی![]()
سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
زعفران لاله را حکایت کرد
چون جدا گشت عاشق از معشوق
نیمهای خنده بود و نیمی درد
سست پایی بمانده بر جایی
پاک میکرد از رخ مه گرد
دست میکوفت نیز میلافید
کاین چنین صنعتی کسی ناورد
صعوه پرشکستهای دیدی
بیضه چرخ زیر پر پرورد
باز شد خنده خانه این جا
رو بجو یار خندهای ای مرد
ناز تا کی کنند این زشتان
بازگونه همیرود این نرد
جفت و طاق از چه روی میبازند
چون ندانند جفت را از فرد
بهل این تا به یار خویش رویم
آنک رویش هزار لاله و ورد
غزل ۹۶۹ مولانا، بیانگر تأثیر جدایی بر عاشق و معشوق، و نقدی بر بازیهای ظاهری دنیا است. مولانا در این غزل، با تمثیل “سیب نیم سرخ و نیم زرد”، به حالات متضاد شادی و غم در فراق اشاره میکند. او با نکوهش بازیهای فریبندهی دنیا و بیخبران از حقیقت، به عظمت معشوق حقیقی میپردازد و در نهایت، خواننده را به سوی یار اصلی که منشأ زیبایی و شادابی است، دعوت میکند.
مولانا غزل را با تمثیلی از سیب آغاز میکند:
سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد زعفران لاله را حکایت کرد
«سیبی که نیمی از آن سرخ (نشانهی شادابی و سلامت) و نیمی دیگر زرد (نشانهی غم یا بیماری) است،» «از (حالت) زعفران (زردی و رنگپریدگی) و لاله (سرخی و شادابی) حکایت کرد (و تفاوت بین حالات را نشان داد).» این بیت، مقدمهای برای بیان حالات متضاد عاشق و معشوق پس از جدایی.
چون جدا گشت عاشق از معشوق نیمهای خنده بود و نیمی درد
«هنگامی که عاشق از معشوق جدا شد،» «(معشوق) نیمی خنده (بینیازی و شادابی) بود و (عاشق) نیمی درد (رنج و غم فراق).» این بیت، بیانگر واکنش متفاوت عاشق و معشوق به جدایی؛ معشوق ناز میکند و عاشق درد میکشد، اما هر دو از یک فراق ناشی شدهاند.
مولانا به حال کسانی که در مسیر عشق سستپا هستند، اشاره میکند:
سست پایی بمانده بر جایی پاک میکرد از رخ مه گرد
«کسی که سستپا (بیاراده و بیتصمیم) بر جایی (در بند دنیا یا تعلقات) مانده است،» «(به خیال خود) از رخ ماه (چهرهی معشوق یا حقیقت) گرد و غبار (عیب و نقص) پاک میکرد (در حالی که این کار او بیهوده است و ماه از گرد و غبار مبراست).» این بیت، نکوهش سستی در راه عشق و جهل کسانی که میخواهند از حقیقت کامل، عیب بزدایند.
دست میکوفت نیز میلافید کاین چنین صنعتی کسی ناورد
«(همین سستپا) دست میکوفت (در حسرت) و لاف میزد (ادعا میکرد)،» «که “چنین صنعتی (کار بزرگ و هنری) را کسی نیاورده است” (و خود را بزرگ میدانست در حالی که غافل بود).» این بیت، بیانگر تکبر و لافزنی جاهلان و مدعیان که از حقیقت دورند.
صعوه پرشکستهای دیدی بیضه چرخ زیر پر پرورد
«آیا صعوه (پرندهی کوچکی) را دیدهای که پرهایش شکسته باشد،» «(اما ادعا کند که) تخم آسمان (بیضهی چرخ) را زیر پر خود پرورانده است؟ (این ادعایی بیهوده و محال است).» این بیت، تشبیهی برای ادعاهای واهی و گزاف از سوی افراد ناتوان.
مولانا به بازیهای ظاهری دنیا و عدم شناخت حقیقت اشاره میکند:
باز شد خنده خانه این جا رو بجو یار خندهای ای مرد
«باز هم این (دنیا) خانهی خنده (محل لهو و لعب و خندههای بیمعنا) شد،» «(ای مرد!) برو و یاری را بجو که خندهای (شادمانی و سرور) حقیقی (و پایدار) دارد.» این بیت، نکوهش بیارزشی شادیهای دنیوی و دعوت به سوی معشوق حقیقی که شادی پایدار میبخشد.
ناز تا کی کنند این زشتان بازگونه همیرود این نرد
«این زشتان (مدعیان و دنیاپرستان) تا کی میخواهند ناز کنند (و خودنمایی کنند)؟» «این نرد (بازی زندگی) برعکس میرود (و بر خلاف انتظار آنها به سوی حقیقت پیش میرود).» این بیت، نکوهش ناز و خودنمایی ظاهربینان و تأکید بر اینکه بازی دنیا بر اساس قواعد حقیقی پیش میرود.
جفت و طاق از چه روی میبازند چون ندانند جفت را از فرد
«(این نادانان) از چه روی جفت (زوجیت) و طاق (فردیت) را (در بازی دنیا) میبازند (و فریب میخورند)،» «چون (در حقیقت) جفت (کثرت) را از فرد (وحدت) نمیشناسند؟ (و به وحدت حقیقی پی نبردهاند).» این بیت، انتقاد از نادانی و عدم شناخت وحدت وجود و پرداختن به کثرات بیمعنا.
بهل این تا به یار خویش رویم آنک رویش هزار لاله و ورد
«این (حرفها و بازیهای دنیا) را رها کن تا به سوی یار حقیقی خود برویم،» «آن یار که چهرهاش هزاران لاله و گل (ورد) است (و منشأ تمامی زیباییهاست).» این بیت، دعوت نهایی به رها کردن تعلقات دنیوی و روی آوردن به معشوق حقیقی که منبع زیبایی و طراوت است.
غزل ۹۶۹ مولانا، با بیانی شیرین و تمثیلی، به تفاوت حالات عاشق و معشوق در فراق میپردازد و نقدی بر فریبندگیهای دنیوی و غفلت انسان ارائه میکند. مولانا با تصویر “سیب نیم سرخ و نیم زرد” و حالتهای “خنده” و “درد” در جدایی، به این حقیقت اشاره میکند که حتی تضادها نیز در بستر عشق جلوهای از آن هستند.
در ادامه، مولانا با نکوهش “سستپا”یان و مدعیان پوچ، که به خیال خود از رخ ماه گرد میزدایند و لافهای گزاف میزنند (مانند صعوهای که ادعای پرورش بیضهی چرخ را دارد)، به بیخبری آنها از حقیقت اشاره میکند. او با نامیدن دنیا به “خانهی خنده” و بازی “نرد” که برعکس میرود، به بیمعنایی بازیهای ظاهری و عدم شناخت “جفت” از “فرد” (وحدت از کثرت) توسط نادانان میپردازد. در نهایت، مولانا با ندایی دلنشین، خواننده را به رها کردن این امور و رفتن به سوی “یار” حقیقی دعوت میکند؛ یاری که “رویش هزار لاله و ورد” است و منشأ تمامی زیباییها و شادابیهای پایدار است. این غزل پیامی از شناخت حقیقت عشق، رهایی از ظواهر فریبنده، و روی آوردن به منبع اصلی زیبایی و شادمانی را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر