تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 953 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 953 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 953 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۵۳ دیوان شمس مولانا

سپیده دم بدمید و سپیده می‌ساید
که ویس روز رخ خویش را بیاراید

غلام روز دلم کو به جای صد سالست
سپیده چهره دل را به کار می‌ناید

سپیدی رخ این دل سپیدها بخشد
که طاس چرخ حواشیش را نپیماید

سپیده را چو فروشست شب به آب سیاه
رخ عجوزه دنیا ببین چه را شاید

بده عجوزه زراق را هزار طلاق
دم عجوزه جوانیت را بفرساید

بران تو دیو ز خود پیش از آنک دیو شوی
وگر نه من خمشم عن قریب بنماید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۵۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۵۳ مولانا، دعوتی به بیداری از خواب غفلت و توجه به حقیقت درونی (دل) است. مولانا در این غزل، با بهره‌گیری از استعاره‌ی سپیده‌ی صبح، به نورانیت و پاکی دل اشاره می‌کند که فراتر از هر زمان و مکان است. او با تشبیه دنیا به “عجوزه‌ای زراق” (پیرزن فریبکار)، به لذت‌های فانی و گمراه‌کننده‌ی آن هشدار می‌دهد و سالک را به رهایی از بند دیو نفس فرا می‌خواند.

سپیده‌ی دل و نورانیت ابدی

مولانا غزل را با طلوع سپیده و بیداری آغاز می‌کند:

سپیده دم بدمید و سپیده می‌ساید که ویس روز رخ خویش را بیاراید

«سپیده دمید (وقت صبح شد) و سپیده (نور سحری) در حال ساییدن است (یعنی نورش را می‌گستراند)،» «تا (باعث شود که) چهره‌ی روز (نور حقیقت) خود را بیاراید (و کاملاً آشکار شود).» این بیت، تمثیلی از طلوع نور حقیقت در دل سالک؛ سپیده دم، نشانه‌ی آغاز بیداری معنوی است.

غلام روز دلم کو به جای صد سالست سپیده چهره دل را به کار می‌ناید

«دل من، غلام (و مطیع) روز (حقیقت ابدی) است، که (این روز حقیقی) به جای صد سال (زمان ظاهری) است (یعنی بی‌زمان و ابدی است)،» «(بنابراین) سپیده‌ی (ظاهری) چهره‌ی دل را به کار نمی‌آید (و نیازی به نور سپیده‌ی ظاهری ندارد، زیرا دل خود منبع نور است).» این بیت، تأکید بر ابدیت و نورانیت ذاتی دل؛ دل، خود منبع نور است و نیازی به نور بیرونی سپیده ندارد.

سپیدی رخ این دل سپیدها بخشد که طاس چرخ حواشیش را نپیماید

«سپیدی (نورانیت) روی این دل (پاک)، سپیدی‌ها (نورهای دیگر) را نیز می‌بخشد (و به آن‌ها روشنی می‌دهد)،» «(به حدی که) کاسه‌ی چرخ (آسمان) نمی‌تواند حواشی (کرانه‌های) آن (نور دل) را پیمانه کند (و آن را در خود جای دهد).» این بیت، بیانگر وسعت بی‌کران و فیاض بودن نور دل؛ نور دل چنان عظیم است که حتی آسمان نیز نمی‌تواند آن را در بر بگیرد.

دنیا، عجوزه‌ای فریبکار

مولانا به ماهیت فانی و فریبنده‌ی دنیا اشاره می‌کند:

سپیده را چو فروشست شب به آب سیاه رخ عجوزه دنیا ببین چه را شاید

«هنگامی که شب (ظلمت جهل و غفلت) سپیده (نور حقیقت) را با آب سیاه (آلودگی‌های دنیوی) شست (و آن را تیره کرد)،» «ببین که روی عجوزه‌ی دنیا (پیرزن دنیا که نماد دنیاپرستی است) به چه چیزها (فساد و ناپاکی) سزاوار می‌شود (و چه قدر زشت و پلید می‌گردد).» این بیت، توصیفی از تأثیر غفلت و مادی‌گرایی بر ارزش دنیا؛ دنیا در پرتو غفلت، زشت و فریبنده می‌شود.

بده عجوزه زراق را هزار طلاق دم عجوزه جوانیت را بفرساید

«(پس) به آن پیرزن حیله‌گر و فریبکار (زراق) هزار طلاق بده (کاملاً از آن جدا شو)،» «(زیرا) نفس (و حضور) این پیرزن (دنیا)، جوانی تو (طراوت و استعداد معنوی‌ات) را فرسوده می‌کند (و از بین می‌برد).» این بیت، دعوت به رهایی مطلق از دنیا و تعلقات آن؛ دنیا، جوانی و نشاط معنوی انسان را تباه می‌کند.

راندن دیو نفس

مولانا غزل را با هشدار درباره‌ی دیو نفس و لزوم راندن آن به پایان می‌رساند:

بران تو دیو ز خود پیش از آنک دیو شوی وگر نه من خمشم عن قریب بنماید

«دیو (نفس اماره و وسوسه‌ها) را از خود بران، پیش از آنکه (خودت نیز مانند) دیو شوی (و به خوی شیطانی گرفتار آیی)،» «وگرنه، من ساکت می‌شوم (خمشم)، (اما) به زودی (عن قریب) (حقیقت آن دیو) آشکار خواهد شد.» این بیت، هشدار نهایی درباره‌ی خطرات نفس اماره؛ انسان باید قبل از اینکه کاملاً تحت سلطه‌ی نفس قرار گیرد، آن را از خود دور کند، وگرنه عواقب آن آشکار خواهد شد.

نکات مهم

  • بیداری معنوی: سپیده دم نماد آغاز بیداری و طلوع نور حقیقت در دل است.
  • نورانیت ذاتی دل: دل انسان خود منبع نور و ابدیت است و نیازی به نورهای بیرونی ندارد؛ نور دل چنان وسیع است که حتی آسمان نیز نمی‌تواند آن را در بر بگیرد.
  • دنیا، عجوزه‌ای فریبکار: دنیا در پرتو غفلت و مادی‌گرایی، زشت و گمراه‌کننده می‌شود.
  • رهایی از دنیا: برای حفظ طراوت معنوی و جوانی روح، باید از تعلقات دنیوی کاملاً رها شد.
  • هشدار از دیو نفس: انسان باید قبل از اینکه کاملاً تحت سلطه‌ی نفس اماره قرار گیرد و خود نیز شیطانی شود، آن را از خود دور کند، چرا که عواقب آن دیر یا زود آشکار خواهد شد.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۵۳ مولانا، دعوتی پرشور به بیداری معنوی و گسستن از قید و بندهای دنیا و نفس است. مولانا با استفاده از استعاره‌ی سپیده دم و نور سحر، به نورانیت ذاتی و ابدی دل انسان اشاره می‌کند که خود منبع نور است و نیازی به روشنی‌های بیرونی ندارد. او با تشبیه دنیا به “عجوزه‌ی زراق” (پیرزن فریبکار) که جوانی و طراوت روح را فرسوده می‌کند، سالک را به طلاق هزار باره از آن فرا می‌خواند. در نهایت، مولانا با هشداری قاطع، به لزوم راندن “دیو نفس” از خود، پیش از تسلط کامل آن و آشکار شدن عواقب وخیمش، تأکید می‌ورزد. این غزل پیامی از خودشناسی، تهذیب نفس، و رهایی از مادیات برای رسیدن به نور حقیقت را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: