مطالب پیشنهادی![]()
اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد
تو هم به صلح گرایی اگر خدا خواهد
هزار عاشق داری تو را به جان جویان
که تا سعادت و دولت ز ما که را خواهد
ز عشق عاشق درویش خلق در عجبند
که آنچ رشک شهانست او چرا خواهد
عجب نباشد اگر مردهای بجوید جان
و یا گیاه بپژمردهای صبا خواهد
و یا دو دیده کور از خدا بصر جوید
و یا گرسنه ده سالهای نوا خواهد
همه دعا شدهام من ز بس دعا کردن
که هر که بیند رویم ز من دعا خواهد
ولی به چشم تو من رنگ کافران دارم
که چشم خیره کشت بیندم غزا خواهد
اگر مرا نکشد هجر تو ز من بحلست
اسیر کشته ز غازی چه خونبها خواهد
سلام و خدمت کردم بگفتیم چونی
چنان بود مس مسکین که کیمیا خواهد
چنان برآید صورت که بست صورتگر
چنان بود تن خسته کیش دوا خواهد
ز آفتاب مزن گفت و گوی چون سایه
ز سایه ذره گریزد همه ضیا خواهد
زهی سخاوت و ایثار شمس تبریزی
که شمس گنبد خضرا از او عطا خواهد
غزل ۹۴۲ مولانا، بیانگر عشق یکسویه و بیقید و شرط عاشق به معشوق الهی است. مولانا در این غزل، با تأکید بر پایداری و استقامت دل عاشق حتی در صورت بیمیلی معشوق، به طبیعی بودن طلب حقایق متعالی از جانب انسان اشاره میکند. او به تفاوت دیدگاه معشوق نسبت به عاشق و نفی هر گونه توقع از او میپردازد و در نهایت با ستایش از سخاوت بیکران شمس تبریزی، نورافشانی او را بر عالم تأکید میکند.
مولانا غزل را با بیان سرسپردگی عاشق آغاز میکند:
اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد تو هم به صلح گرایی اگر خدا خواهد
«اگر تو (ای معشوق!) مرا نخواهی، (باز هم) دل من تو را خواهد،» «(امیدوارم) تو نیز به صلح و آشتی تمایل پیدا کنی، اگر خداوند (خودت) بخواهد (و تقدیر الهی این باشد).» این بیت، بیانگر عشق یکسویه و بیقید و شرط عاشق و آرزوی وصال و آشتی از سوی معشوق.
هزار عاشق داری تو را به جان جویان که تا سعادت و دولت ز ما که را خواهد
«تو هزاران عاشق داری که با جان خود تو را میجویند،» «(و ما منتظریم) تا (معلوم شود) سعادت و دولت (وصال) از میان ما به کدامیک خواهد رسید (و نصیب چه کسی خواهد شد).» این بیت، بیانگر رقابت عاشقان برای وصال معشوق و انتظار برای کرامت و لطف او.
مولانا به طبیعی بودن طلب معنویات و کمالات از سوی انسان اشاره میکند:
ز عشق عاشق درویش خلق در عجبند که آنچ رشک شهانست او چرا خواهد
«مردم از عشق عاشق درویش (فقیر و بیچیز از دنیا) در شگفتاند،» «که او (آن عاشق درویش) چرا چیزی (وصل معشوق یا حقایق متعالی) را میخواهد که مورد حسادت پادشاهان (شهان) است (و بزرگترین آرزوی آنهاست)؟» این بیت، نشاندهندهی ارزش والای طلب معشوق که حتی پادشاهان نیز به آن حسادت میکنند و در عین حال، بیان تعجب مردم از بیاعتنایی درویش به مادیات.
عجب نباشد اگر مردهای بجوید جان و یا گیاه بپژمردهای صبا خواهد
«عجیب نیست اگر مردهای (مردهدل یا جسم مرده) به دنبال جان (حیات) بگردد،» «و یا گیاهی که پژمرده شده است، نسیم صبحگاهی (صبا) را بخواهد (تا دوباره زنده شود).» این بیت، تمثیلی برای طبیعی بودن طلب حیات معنوی؛ هر موجودی به دنبال منبع حیات خود است.
و یا دو دیده کور از خدا بصر جوید و یا گرسنه ده سالهای نوا خواهد
«و یا دو چشم نابینا از خداوند بینایی (بصر) بخواهد،» «و یا کودکی ده ساله که گرسنه است، نان (نوا) بخواهد.» این بیت، ادامهی تمثیلات برای طبیعی بودن طلب حقایق از منبع اصلی؛ همانطور که نیازهای مادی از منبع خود طلب میشود، نیازهای روحی نیز از خداوند طلب میشود.
مولانا به نگاه متفاوت معشوق به عاشق و پذیرش سرنوشت اشاره میکند:
همه دعا شدهام من ز بس دعا کردن که هر که بیند رویم ز من دعا خواهد
«من (از بس) دعا کردهام، خودم به دعایی تبدیل شدهام (کنایه از کثرت دعا و استجابت آن)،» «(تا جایی که) هر کس روی مرا ببیند، از من درخواست دعا خواهد کرد (زیرا میداند دعاهایم مستجاب میشود).» این بیت، بیانگر استجابت دعای عاشق و رسیدن او به مقامی که خود منبع فیض میشود.
ولی به چشم تو من رنگ کافران دارم که چشم خیره کشت بیندم غزا خواهد
«اما (با این وجود) به چشم تو (ای معشوق!)، من رنگ کافران (بیگانگان از عشق) را دارم،» «چرا که چشم (تیزبین و) خیرهی تو مرا (همچون) کشتنی (دشمن) میبیند و (به همین دلیل) قصد جنگ و جهاد (غزا) با من دارد.» این بیت، نشاندهندهی نوعی قهر یا بیمهری از سوی معشوق؛ عاشق با وجود تلاش و خلوص، خود را در چشم معشوق ناپسند میبیند.
اگر مرا نکشد هجر تو ز من بحلست اسیر کشته ز غازی چه خونبها خواهد
«اگر هجران تو مرا نکشد، (این هجران) از من حلال است (ایرادی ندارد و من آن را میپذیرم)،» «(زیرا) اسیری که کشته شده است، از (کسی که او را) کشته (غازی) چه خونبهایی میخواهد؟ (هیچ).» این بیت، بیانگر تسلیم مطلق عاشق در برابر معشوق؛ او حتی اگر در فراق جان دهد، هیچ اعتراضی ندارد.
مولانا به نیاز هر چیز به منشأ خود اشاره میکند:
سلام و خدمت کردم بگفتیم چونی چنان بود مس مسکین که کیمیا خواهد
«من سلام و خدمت کردم (و با فروتنی پرسیدم) “حالت چطور است؟”» «(حالم) چنان بود (مانند) مس بیچارهای که (همواره) به دنبال کیمیا (اکسیر) است (تا به طلا تبدیل شود).» این بیت، بیانگر حالت نیاز و طلب عاشق که همواره به دنبال کیمیای وصل و دگرگونی است.
چنان برآید صورت که بست صورتگر چنان بود تن خسته کیش دوا خواهد
«صورت (ظاهری) به همان گونهای ظاهر میشود که صورتگر (نقاش) آن را نقاشی کرده است،» «(مانند) بدن خستهای که (همواره) به دنبال دارو (دوا) میگردد.» این بیت، تأکید بر لزوم مطابقت ظاهر با باطن (صورت با صورتگر) و نیاز هر ناقصی به کمال خود.
مولانا به نفی وجودهای مستقل و طلب نور حقیقت اشاره میکند:
ز آفتاب مزن گفت و گوی چون سایه ز سایه ذره گریزد همه ضیا خواهد
«مانند سایه (که وجود مستقل ندارد)، از آفتاب (معشوق/حقیقت) سخن مگو (که سخن گفتن تو از او، خود سایهای از اوست)،» «(زیرا) ذره (کوچکترین موجود) از سایه میگریزد و (تنها) نور (ضیا) را میخواهد.» این بیت، تأکید بر برتری مطلق نور (حقیقت) بر سایه (ظاهر) و نفی وجود مستقل از حقیقت.
مولانا غزل را با ستایش از سخاوت بیکران شمس تبریزی به پایان میرساند:
زهی سخاوت و ایثار شمس تبریزی که شمس گنبد خضرا از او عطا خواهد
«چه سخاوت و ایثار (از خودگذشتگی) بزرگی (زهی) از شمس تبریزی!» «که حتی خورشید (شمس) گنبد کبود (گنبد خضرا، نماد آسمان و کمالات) نیز از او بخشش (عطا) میخواهد (و از او نور میگیرد).» این بیت، بیانگر مقام والای شمس تبریزی به عنوان منبع فیض و نور؛ حتی خورشید عالم ظاهر نیز از او بهرهمند است.
غزل ۹۴۲ مولانا، تصویری از عشق بیقید و شرط و سرسپردگی کامل عاشق به معشوق الهی است. مولانا با بیان اینکه دل عاشق حتی در صورت بیمیلی معشوق، او را خواهد خواست، پایداری و استقامت عشق حقیقی را نشان میدهد. او با تمثیلات گوناگون از طبیعت و نیازهای انسانی، به طبیعی بودن طلب معنویات و کمالات از جانب انسان اشاره میکند. غزل با اشاره به مقام استجابت دعای عاشق، به قهر ظاهری معشوق نیز میپردازد و نشان میدهد که عاشق در برابر این قهر نیز تسلیم محض است و هیچ اعتراضی ندارد. مولانا با تأکید بر لزوم مطابقت ظاهر با باطن و نفی هر گونه وجود مستقل از حق، این حقیقت را بیان میکند که همه چیز به منشأ اصلی خود نیاز دارد. در نهایت، مولانا با ستایش بیکران از سخاوت و ایثار شمس تبریزی، او را منبع نوری معرفی میکند که حتی خورشید عالم نیز از او فیض میگیرد. این غزل پیامی از عشق بیحد، طلب بیتوقع، و درک منبع یگانهی فیض در هستی را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر