تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 933 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 933 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 933 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۳۳ دیوان شمس مولانا

میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد
که بو کنید دهان مرا چه بو دارد

به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل
که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد

چو سال سال نشاطست و روز روز طرب
خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد

چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل
کسی که ساقی باقی ماه رو دارد

به باغ جمله شراب خدای می‌نوشند
در آن میانه کسی نیست کو گلو دارد

عجایبند درختانش بکر و آبستن
چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد

هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست
چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد

وجود ما و وجود چمن بدو زنده‌ست
زهی وجود لطیف و ظریف کو دارد

چراست خار سلحدار و ابر روی ترش
ز رشک آن که گل سرخ صد عدو دارد

چو آینه‌ست و ترازو خموش و گویا یار
ز من رمیده که او خوی گفت و گو دارد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۳۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۳۳ مولانا، سرشار از تصاویر دل‌انگیز از باغ و طبیعت، اما با رویکردی عمیقاً عرفانی است. مولانا در این غزل، با استفاده از نمادهای گل، شراب، و درختان، به بیان مستی از عشق الهی، جاودانگی این عشق، و تجلیات آن در هستی می‌پردازد. او عشق را نیرویی دگرگون‌ساز و حیات‌بخش می‌داند که فراتر از زمان و مکان عمل می‌کند و حتی عناصر طبیعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

مستی گل سرخ از عشق

مولانا غزل را با تصویری از مستی گل سرخ از عشق آغاز می‌کند:

میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد که بو کنید دهان مرا چه بو دارد

«در میان باغ (هستی)، گل سرخ (که نمادی از تجلی عشق الهی یا انسان کامل است) شور و غوغا (های و هو) به پا کرده است،» «(و گویا به همه می‌گوید:) دهان مرا بو کنید تا ببینید چه بویی (از معنویت و عشق) دارد.» این بیت، بیانگر شور و هیجان ناشی از تجلی عشق الهی و دعوت به درک باطنی آن است.

به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد

«در این باغ (هستی)، همه (موجودات) مست هستند (از جلوه‌ی الهی)، اما نه مانند گل (سرخ)،» «چرا که هر یک (از موجودات) به اندازه‌ی یک قدح (جام کوچک) از این باده نوشیده‌اند، در حالی که گل (گل سرخ) سبویی (ظرفی بزرگ) از آن را دارد.» این بیت، نشان‌دهنده‌ی تفاوت در درجات مستی و دریافت فیض الهی؛ گل سرخ به دلیل ظرفیت بیشتر، سرشارتر از عشق الهی است.

عیش و شادی جاودانه

مولانا به شادی و عیش جاودانه‌ی ناشی از عشق اشاره می‌کند:

چو سال سال نشاطست و روز روز طرب خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد

«چون (در عالم عشق)، سال، سال نشاط و روز، روز طرب و شادمانی است (جاودانه است)،» «خوشا به حال من و هر کس که چنین عیش و خوشی را عادت خود ساخته است (خو دارد).» این بیت، بیانگر پایداری و جاودانگی شادی در عالم عشق؛ عاشقان همیشه در نشاط و طرب هستند.

چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل کسی که ساقی باقی ماه رو دارد

«چرا کسی که ساقی جاویدان و ماه‌روی (زیبا) را دارد،» «مانند ما در مجلس گل (در جمع عاشقان و در عالم تجلی) مقیم و حاضر نباشد؟ (یعنی باید باشد و از این فیض بهره برد).» این بیت، دعوتی به حضور در جمع عاشقان و بهره‌مندی از فیض الهی که ساقی آن ابدی است.

شراب الهی و اسرار آن

مولانا به نوشیدن شراب الهی و نفی ابزار مادی اشاره می‌کند:

به باغ جمله شراب خدای می‌نوشند در آن میانه کسی نیست کو گلو دارد

«در باغ (هستی)، همه (موجودات) شراب خداوند (معرفت و عشق الهی) را می‌نوشند،» «(اما) در آن میان، کسی نیست که (برای نوشیدن این شراب) گلوی (اندام مادی) داشته باشد (زیرا این نوشیدن روحانی است).» این بیت، بیانگر ماهیت روحانی شراب الهی که نیازی به ابزار مادی برای نوشیدن ندارد و همه به نوعی از آن بهره‌مندند.

عجایبند درختانش بکر و آبستن چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد

«درختان این باغ (یعنی موجودات عالم هستی) شگفت‌انگیز هستند، بکر و (در عین حال) آبستن (حاصلخیز و زایا)،» «مانند مریمی (حضرت مریم) که نه معشوقی (مردی) و نه شوهری دارد (اما از او مسیح متولد می‌شود).» این بیت، اشاره به آفرینش‌های بی‌سابقه و خارق‌العاده‌ی الهی در هستی؛ موجودات بدون واسطه ظاهری، نتایج معنوی و وجودی حاصل می‌کنند.

عشق الهی و تأثیر آن بر هستی

مولانا به عشق الهی و نقش آن در حیات هستی اشاره می‌کند:

هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد

«(این عشق یا معشوق) هزار بار چمن (عالم هستی) را سوزاند و دوباره آراست (و دگرگون کرد و دوباره آباد نمود)،» «چه عشق عمیقی با ما دارد و چه جستجو و طلب (از ما) دارد!» این بیت، بیانگر قدرت دگرگون‌ساز عشق الهی؛ عشق هم می‌تواند بسوزاند و هم دوباره آباد کند و همواره در پی کمال انسان است.

وجود ما و وجود چمن بدو زنده‌ست زهی وجود لطیف و ظریف کو دارد

«وجود ما (انسان‌ها) و وجود چمن (تمام هستی)، به واسطه‌ی او (معشوق/عشق) زنده است،» «چه وجود لطیف و ظریفی است که او دارد (که این‌گونه حیات‌بخش است)!» این بیت، تأکید بر نقش عشق یا معشوق به عنوان منبع حیات و لطف و ظرافت وجود او.

حسادت خار و ابر و حکمت آن

مولانا به حسادت برخی عناصر طبیعت به گل سرخ و حکمت آن می‌پردازد:

چراست خار سلحدار و ابر روی ترش ز رشک آن که گل سرخ صد عدو دارد

«چرا خار، سلاح‌دار (محافظ) گل سرخ است و ابر، چهره‌ای ترش (و بارانی) دارد؟» «از حسادت (رشک) بر این که گل سرخ (نشانه‌ی عشق الهی) صدها دشمن (مخالف) دارد (و نیاز به محافظت دارد).» این بیت، بیانگر وجود موانع و دشمنان در مسیر عشق؛ خار و ابر نماد این موانع هستند که به دلیل حسادت به جایگاه گل سرخ (عشق) چنین رفتاری دارند و در عین حال نقش محافظ را ایفا می‌کنند.

یار، آینه و ترازو، و سکوت عارف

مولانا غزل را با توصیف یار و توصیه‌ای به سکوت به پایان می‌رساند:

چو آینه‌ست و ترازو خموش و گویا یار ز من رمیده که او خوی گفت و گو دارد

«یار (معشوق) هم مانند آینه (که حقایق را بازتاب می‌دهد) است و هم مانند ترازو (که عدالت و میزان حقایق را نشان می‌دهد)، هم خاموش است و هم گویا،» «(اما) از من (ظاهر و کلام ظاهری) رمیده است، چرا که او عادت به گفت‌وگو (با حقایق پنهان و باطن) دارد.» این بیت، نشان‌دهنده‌ی جامعیت یار (معشوق) که هم منعکس‌کننده حقیقت است و هم میزان آن. همچنین بیانگر فاصله گرفتن یار از بیان کلامی و ارتباط عمیق‌تر او با باطن.

نکات مهم

  • مستی گل سرخ از عشق: گل سرخ (نماد انسان کامل یا تجلی عشق) سرشار از عشق الهی است و شور و غوغا به پا می‌کند.
  • تفاوت درجات مستی: موجودات دیگر نیز مست عشق‌اند، اما گل سرخ ظرفیت بیشتری دارد و سرشارتر است.
  • جاودانگی شادی عشق: در عالم عشق، شادی و نشاط ابدی است.
  • روحانی بودن شراب الهی: شراب معرفت الهی بدون نیاز به ابزار مادی نوشیده می‌شود و همه از آن بهره‌مندند.
  • آفرینش‌های خارق‌العاده: هستی سرشار از پدیده‌هایی است که بدون واسطه ظاهری، نتایج معنوی و وجودی خلق می‌کنند (مانند مریم).
  • قدرت دگرگون‌ساز عشق: عشق هم می‌تواند بسوزاند و هم دوباره بیافریند و همواره در پی کمال انسان است.
  • منبع حیات بودن عشق/معشوق: وجود ما و تمام هستی از او زنده است.
  • حسادت و محافظت از عشق: برخی عناصر (خار و ابر) از سر حسادت به جایگاه عشق، به نوعی نقش محافظت‌کننده را ایفا می‌کنند.
  • جامعیت یار و سکوت عارف: یار هم آینه‌ی حقیقت است و هم ترازوی آن. در نهایت، مولانا به سکوت و شنیدن اسرار باطنی توصیه می‌کند.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۳۳ مولانا، تصویری زنده و پر شور از تجلی عشق الهی در باغ هستی است. مولانا گل سرخ را نمادی از انسان کامل یا جلوه‌ای از عشق می‌داند که از فرط مستی و سرشاری از باده‌ی الهی، های و هو می‌کند و دیگران در مقایسه با او، قطره‌ای از آن دریای بی‌کران را نوشیده‌اند. او عالم عشق را محیطی از نشاط و طرب جاودانه می‌داند و به روحانی بودن شراب معرفت اشاره می‌کند که همگان از آن سیراب می‌شوند، بی‌آنکه نیاز به ابزار مادی باشد. مولانا با تمثیل درختان بکر و آبستن، به آفرینش‌های خارق‌العاده و بی‌واسطه الهی اشاره دارد و عشق را نیرویی دگرگون‌ساز و حیات‌بخش معرفی می‌کند که هزاران بار هستی را سوزانده و از نو آراسته است. در نهایت، مولانا با اشاره به حسادت خار و ابر نسبت به گل سرخ، به وجود موانع در راه عشق اشاره دارد و با توصیف یار به عنوان آینه و ترازو، به جامعیت او و لزوم سکوت برای درک حقایق ناگفتنی تأکید می‌کند. این غزل پیامی از غرق شدن در مستی عشق، شادی بی‌کران، و درک لطافت‌های پنهان هستی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: