مطالب پیشنهادی![]()
بیا که ساقی عشق شرابباره رسید
خبر ببر بر بیچارگان که چاره رسید
امیر عشق رسید و شرابخانه گشاد
شراب همچو عقیقش به سنگ خاره رسید
هزار چشمه شیر و شکر روان شد از او
شکاف کرد و به طفلان گاهواره رسید
هزار مسجد پر شد چو عشق گشت امام
صلوه خیر من النوم از آن مناره رسید
بریز دیگ حلیماب را که کاسه رسید
گشاده هِل سَرِ خُم را که دُردخواره رسید
چو آفتاب جمالش به خاکیان درتافت
زحل ز پرده هفتم پی نظاره رسید
شدیم جمله فریدون چو تاج او دیدیم
شدیم جمله منجم چو آن ستاره رسید
شدیم جمله برهنه چو عشق او زد راه
شدیم جمله پیاده چو او سواره رسید
چو پاره پاره درآمد به لطف آن دلبر
بدان طمع دل پرخون پاره پاره رسید
بده زبان و همه گوش شو در این حضرت
شتاب کن که پی گوش گوشواره رسید
غزل ۹۱۵ مولانا، سرشار از شور و هیجان و بیانی رسا از فرارسیدن عشق الهی (یا انسان کامل تجلیگر عشق) است. مولانا در این غزل، با تصاویر قوی و تمثیلات شورانگیز، تأثیر حضور عشق را بر هستی و جان انسان به تصویر میکشد. این غزل دعوتی است به رهایی از یأس، استقبال از لطف الهی، و تسلیم کامل در برابر جلوهی عشق که همه چیز را دگرگون میسازد و حیاتی نو میبخشد.
مولانا غزل را با مژدهی فرارسیدن ساقی عشق آغاز میکند:
بیا که ساقی عشق شرابباره رسید خبر ببر بر بیچارگان که چاره رسید
«بیایید که ساقی عشق (شمس یا معشوق ازلی) که با خود شراب (معرفت و جذبه) میآورد، رسید (ظاهر شد)،» «(پس) به بیچارگان (نیازمندان و نومیدان) خبر برسانید که چاره و راهحل (نجات) آمد.» این بیت، مژدهی فرارسیدن لطف و راهگشایی الهی که در قالب ساقی عشق تجلی مییابد.
امیر عشق رسید و شرابخانه گشاد شراب همچو عقیقش به سنگ خاره رسید
«امیر عشق (پادشاه عشق) رسید و خانهی شراب (محل فیض و مستی) را گشود،» «(و) شرابش که همچون عقیق (گرانبها و درخشان) بود، حتی به سنگ سخت (خاره) نیز رسید (و بر آن اثر گذاشت).» این بیت، بیانگر قدرت و نفوذ بینهایت عشق؛ لطف عشق چنان فراگیر است که حتی بر دلهای سخت (سنگ خاره) نیز اثر میکند.
هزار چشمه شیر و شکر روان شد از او شکاف کرد و به طفلان گاهواره رسید
«هزاران چشمهی شیر و شکر (رزق و برکت روحانی و مادی) از او (عشق) جاری شد،» «(عشق) شکاف (در موانع) ایجاد کرد و حتی به طفلان گاهواره (نیازمندترین و کمتوانترینها) نیز رسید.» این بیت، نشاندهنده فراوانی برکات عشق و فیض عمومی آن که حتی به ناتوانترین موجودات نیز میرسد.
هزار مسجد پر شد چو عشق گشت امام صلوه خیر من النوم از آن مناره رسید
«هزاران مسجد (و محل عبادت) پر شد، هنگامی که عشق امام (پیشوا و راهبر) شد،» «(و) بانگ “الصلاة خیر من النوم” (نماز از خواب بهتر است) از آن مناره (عشق) به گوش رسید (و مردم را به بیداری فراخواند).» این بیت، بیانگر نقش عشق به عنوان امام و راهبر اصلی؛ با امامت عشق، همه چیز (حتی عبادات) معنای واقعی پیدا میکنند و مردم به سوی بیداری روحانی دعوت میشوند.
مولانا به رها کردن تعلقات کهنه و استقبال از عشق جدید اشاره میکند:
بریز دیگ حلیماب را که کاسه رسید گشاده هِل سَرِ خُم را که دُردخواره رسید
«دیگ حلیماب (غذای کهنه و بیارزش، یا نماد تعلقات دنیوی) را بریز، زیرا کاسه (غذای تازه و گوارا) رسید،» «سر خُم (شراب) را باز بگذار (گشاده هل)، زیرا دُردخواره (عاشق کهنه و دردمند، کسی که به دنبال ته مانده و اصل شراب است) رسید (و تشنه است).» این بیت، دعوت به ترک کهنگیها و تعلقات گذشته و استقبال از فیض جدید عشق؛ عاشق حقیقی تشنهی اصل شراب است.
مولانا به تأثیر عشق بر موجودات و انسان اشاره میکند:
چو آفتاب جمالش به خاکیان درتافت زحل ز پرده هفتم پی نظاره رسید
«هنگامی که آفتاب جمال او (معشوق) بر ساکنان خاک (انسانها) تابید،» «حتی سیارهی زحل (که در باور قدما دورترین و سنگینترین سیاره بود) از پردهی هفتم (آسمان هفتم) برای نظاره (تماشا) آمد.» این بیت، بیانگر عظمت جلوهی معشوق؛ جلوهی او چنان عظیم است که حتی دورترین و سنگینترین اجرام نیز برای تماشای آن به حرکت درمیآیند.
شدیم جمله فریدون چو تاج او دیدیم شدیم جمله منجم چو آن ستاره رسید
«همگی (از شدت عظمت) فریدون (پادشاهی قدرتمند) شدیم، هنگامی که تاج او (تاج پادشاهی عشق) را دیدیم،» «همگی منجم (ستارهشناس) شدیم، هنگامی که آن ستاره (معشوق/شمس) رسید (و جلوه کرد).» این بیت، نشاندهنده دگرگونی انسان با دیدن جلوهی عشق؛ عشق انسان را به پادشاهی و بینش آسمانی میرساند.
شدیم جمله برهنه چو عشق او زد راه شدیم جمله پیاده چو او سواره رسید
«همگی برهنه (از تعلقات و خودی) شدیم، هنگامی که عشق او (در جان ما) راه زد (و آغاز شد)،» «همگی پیاده (فروتن و بیچیز) شدیم، هنگامی که او (عشق/معشوق) سواره (با عظمت و شکوه) رسید.» این بیت، بیانگر فنای خودی و تعلقات در برابر عشق؛ عاشق در برابر معشوق برهنه و فروتن میشود.
چو پاره پاره درآمد به لطف آن دلبر بدان طمع دل پرخون پاره پاره رسید
«هنگامی که آن دلبر (معشوق) با لطف (و کرم خود) پاره پاره (به تدریج و در تجلیات مختلف) وارد شد،» «با آن طمع (اشتیاق)، دل خونین (دردمند) نیز پاره پاره (شکافته) شد (و آمادهی دریافت فیض گشت).» این بیت، تصویری از تجلی تدریجی و لطف معشوق و آمادگی دل عاشق برای دریافت آن.
مولانا غزل را با توصیهای به سکوت و شنیدن با گوش دل به پایان میرساند:
بده زبان و همه گوش شو در این حضرت شتاب کن که پی گوش گوشواره رسید
«زبان (گفتار) را رها کن و در این محضر (حضرت عشق) سراپا گوش (شنونده) شو،» «شتاب کن، زیرا برای گوش (شنیدن حقایق)، گوشواره (یعنی سخنان گرانبها و حکمتآمیز عشق) رسید.» این بیت، دعوت به سکوت و شنیدن با تمام وجود؛ در محضر عشق باید شنونده بود تا حقایق گرانبها دریافت شوند.
غزل ۹۱۵ مولانا، سرودی شادمانه و پرشور در ستایش فرارسیدن و نفوذ بیکران عشق الهی است. مولانا با تصاویر زنده و پرمعنای ساقی عشق، شرابخانه، چشمههای شیر و شکر، و آفتاب جمال، نشان میدهد که چگونه حضور عشق، همه چیز را دگرگون و احیا میکند. این غزل دعوتی است به رهایی از یأس و تعلقات کهنه، تسلیم در برابر جلوهی معشوق، و پذیرش نقش او به عنوان امام و راهبر اصلی زندگی. مولانا تأکید میکند که عشق نه تنها دلهای سخت را نرم میکند، بلکه بر تمام کائنات نیز تأثیر میگذارد و انسان را به مقاماتی والا میرساند. در پایان، با دعوت به سکوت و شنیدن با گوش دل، راه دریافت حقایق گرانبها را در محضر عشق نشان میدهد. این غزل پیامی از امید، تحول، و عظمت بیحد و حصر عشق الهی را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر