مطالب پیشنهادی![]()
مده به دست فراقت دل مرا که نشاید
مکش تو کشته خود را مکن بتا که نشاید
مرا به لطف گزیدی چرا ز من برمیدی
ایا نموده وفاها مکن جفا که نشاید
بداد خازن لطفت مرا قبای سعادت
برون مکن ز تن من چنین قبا که نشاید
مثال دل همه رویی قفا نباشد دل را
ز ما تو روی مگردان مده قفا که نشاید
حدیث وصل تو گفتم بگفت لطف تو کری
ز بعد گفتن آری مگو چرا که نشاید
تو کان قند و نباتی نبات تلخ نگوید
مگوی تلخ سخنها به روی ما که نشاید
بیار آن سخنانی که هر یکیست چو جانی
نهان مکن تو در این شب چراغ را که نشاید
غمت که کاهش تن شد نه در تنست نه بیرون
غم آتشیست نه در جا مگو کجا که نشاید
دلم ز عالم بیچون خیالت از دل از آن سو
میان این دو مسافر مکن جدا که نشاید
مبند آن در خانه به صوفیان نظری کن
مخور به رنج به تنها بگو صلا که نشاید
دلا بخسب ز فکرت که فکر دام دل آمد
مرو به جز که مجرد بر خدا که نشاید
غزل ۹۰۷ مولانا، درخواستی عاشقانه و ملتمسانه از معشوق (الهی) است. مولانا در این غزل، با تکرار عبارت “که نشاید” (شایسته نیست)، به نوعی از حقطلبی عاشقانه و تذکار اصول عشق میپردازد. او وفاداری و لطف پیشین معشوق را یادآور میشود و از او میخواهد که از جفا بپرهیزد و دریچهی وصل و فیض را باز نگه دارد. این غزل بر وحدت دل و خیال معشوق و اهمیت رهایی از قید فکر برای رسیدن به او تأکید دارد.
مولانا غزل را با خواهش از معشوق برای دوری از فراق آغاز میکند:
مده به دست فراقت دل مرا که نشاید مکش تو کشته خود را مکن بتا که نشاید
«(ای معشوق) دل مرا به دست فراق و جدایی خود مسپار، چرا که شایسته نیست (ظلم است).» «(ای بت من/معشوق زیبا) تو کشتهی خود را (که با عشق تو از خود بیخود شده) نکش، چرا که شایسته نیست (عدل تو این نیست).» این بیت، التماس عاشق از معشوق که او را به دست فراق نسپارد و کشته خود را نکشد، زیرا این کار از شأن او به دور است.
مرا به لطف گزیدی چرا ز من برمیدی ایا نموده وفاها مکن جفا که نشاید
«تو مرا با لطف و مهربانی خود برگزیدی، چرا اکنون از من میرمانی (دوری میکنی)؟» «ای کسی که (پیش از این) وفاها (و مهربانیها) نشان دادهای، جفا (و بیوفایی) مکن، چرا که شایسته نیست.» این بیت، یادآوری لطف و وفای پیشین معشوق و درخواست از او برای پرهیز از جفا.
بداد خازن لطفت مرا قبای سعادت برون مکن ز تن من چنین قبا که نشاید
«خزانهدار (خازن) لطف تو، به من قبای سعادت (و نیکبختی) بخشید،» «(پس) چنین قبایی (گرانبها و مبارک) را از تن من بیرون مکن، چرا که شایسته نیست (و ناسپاسی است).» این بیت، اشاره به عنایت معشوق که قبای سعادت را بر تن عاشق پوشانده و درخواست برای حفظ این لطف.
مولانا به ماهیت دل و روی معشوق و پرهیز از سخنان تلخ اشاره میکند:
مثال دل همه رویی قفا نباشد دل را ز ما تو روی مگردان مده قفا که نشاید
«دل (عاشق/دل خود معشوق) مانند تمام صورت (و حقیقت وجود) است و پشت (قفا) ندارد (یعنی هرگز به سوی پشت نمیرود)،» «(پس ای معشوق) تو از ما روی مگردان و به ما پشت (قفا) مکن، چرا که شایسته نیست.» این بیت، بیانگر این نکته که دل و معشوق همیشه رو به حقیقت دارند و هرگز پشت نمیکنند، پس معشوق نیز نباید به عاشق پشت کند.
حدیث وصل تو گفتم بگفت لطف تو کری ز بعد گفتن آری مگو چرا که نشاید
«(وقتی) حدیث (سخن) وصل تو را گفتم، (لطف تو) گفت: “کری (بخشنده و بزرگوار هستی)”،» «(پس) بعد از گفتن “آری” (قبول کردن وصل)، “چرا؟” مگو (و پندی که خلاف وعده است، مده)، چرا که شایسته نیست.» این بیت، نشاندهنده وعدهی وصل معشوق؛ پس از وعده دادن به وصال، شایسته نیست که معشوق بهانهتراشی کند یا از وعدهاش بازگردد.
تو کان قند و نباتی نبات تلخ نگوید مگوی تلخ سخنها به روی ما که نشاید
«تو معدن (کان) قند و نبات (شیرینی و لطف) هستی، (پس) نبات تلخ سخن نمیگوید،» «(بنابراین) سخنان تلخ (و آزاردهنده) بر روی ما مگو، چرا که شایسته نیست (و با ماهیت شیرین تو منافات دارد).» این بیت، تأکید بر ماهیت شیرین و لطیف معشوق و درخواست از او برای پرهیز از سخنان تلخ که با ذاتش سازگار نیست.
مولانا به بیان سخنان روحبخش و ماهیت فرا مکانی غم عشق اشاره میکند:
بیار آن سخنانی که هر یکیست چو جانی نهان مکن تو در این شب چراغ را که نشاید
«آن سخنان (معارف) را بیاور که هر یک (آنقدر باارزش است که) مانند جانی (روحبخش) است،» «(ای معشوق) تو در این شب (تاریک فراق) چراغ (نور معرفت و هدایت) را پنهان مکن، چرا که شایسته نیست.» این بیت، درخواست از معشوق برای بیان معارف روحبخش و عدم پنهان کردن نور هدایت در تاریکی فراق.
غمت که کاهش تن شد نه در تنست نه بیرون غم آتشیست نه در جا مگو کجا که نشاید
«غم تو (ای معشوق) که باعث ضعف و لاغری (کاهش) تن شد، نه در (درون) تن است و نه در بیرون (از آن)،» «(بلکه این) غم آتشی است که در مکان (جا) نیست، (پس) نگو “کجا؟” (چون در مکان نمیگنجد)، چرا که شایسته نیست.» این بیت، بیانگر ماهیت فرا مکانی و بیجای غم عشق؛ غمی که از جنس آتش است و در هیچ قالب مادی و مکانی نمیگنجد.
دلم ز عالم بیچون خیالت از دل از آن سو میان این دو مسافر مکن جدا که نشاید
«دل من از عالم بیکیفیت و بیمانند (بیچون) است، (و) خیال (تصور) تو از دل (هم) فراتر است،» «(پس) میان این دو مسافر (دل و خیال که هر دو از عالم غیباند)، جدایی مکن، چرا که شایسته نیست.» این بیت، تأکید بر وحدت دل و خیال معشوق که هر دو از عالم غیب (بیچون) هستند و نباید از هم جدا شوند.
مولانا به باز کردن در فیض و رهایی از قید فکر اشاره میکند:
مبند آن در خانه به صوفیان نظری کن مخور به رنج به تنها بگو صلا که نشاید
«آن در خانه (ی فیض) را (به روی ما) نبند، به صوفیان (و طالبان حق) نظری کن،» «(ای معشوق) به تنهایی (و با رنج) (غم) مخور، (بلکه) ما را (با گفتن) “صلا” (دعوت به ضیافت) بخوان، چرا که شایسته نیست (که تنها باشی و ما را محروم کنی).» این بیت، درخواست از معشوق برای باز کردن در لطف و فیض و دعوت عاشقان به بزم وصال.
دلا بخسب ز فکرت که فکر دام دل آمد مرو به جز که مجرد بر خدا که نشاید
«ای دل! از (قید) فکر (و اندیشههای جزئی) رها شو (بخسب)، زیرا فکر، دام (و بند) دل است،» «(و) جز با تجرد (رهایی از هر قید و تعلق) به سوی خدا مرو، چرا که شایسته نیست (و راهی به مقصد نداری).» این بیت، دعوت به رهایی از قید فکر که دام دل است و تأکید بر لزوم تجرد (رها شدن از تعلقات) برای رسیدن به خدا.
غزل ۹۰۷ مولانا، سرشار از عواطف عاشقانه و عرفانی، و دربرگیرندهی التماسها و تذکرات یک عاشق به معشوق الهی است. مولانا با تکرار “که نشاید”، به نوعی از “باید و نبایدهای” عشق اشاره میکند که بر اساس شأن و لطف معشوق بنا شدهاند. او با یادآوری وفای پیشین معشوق، از او میخواهد که از جفا بپرهیزد و دریچهی فیض و وصل را بر عاشقان نبندد. این غزل به ماهیت فرا مکانی غم عشق، وحدت دل و خیال، و لزوم رهایی از قید فکر و تجرد برای رسیدن به خدا اشاره دارد. در نهایت، مولانا با دعوت معشوق به بذل فیض و صوفیان به بیداری، پیام میدهد که راه وصل، تنها با لطف او و رهایی از تعلقات مادی و فکری میسر است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر