تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 876 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 876 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 876 دیوان شمس مولانا

تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید

در ده شراب و واخرام از بیم و از امید

پیش آر جام آتش اندیشه سوز را

کاندیشه‌هاست در سرم از بیم و از امید

کشتی نوح را که ز طوفان امان ماست

بنما که زیر لنگرم از بیم و از امید

آن زرِّ سرخ و نقدِ طرب را بده که من

رخسار زرد چون زرم از بیم و از امید

در حلقه ز آنچ دادی در حلق من بریز

کآخر چو حلقه بر درم از بیم و از امید

بار دگر به آب ده این رنگ و بوی را

کاین دم به رنگ دیگرم از بیم و از امید

ز آبی که آب کوثر اندر هوای اوست

کاندر هوای کوثرم از بیم و از امید

در عین آتشم چو خلیلم فرست آب

کآذر مثال، بتگرم از بیم و از امید

کوری چشم بد تو ز چشمم نهان مشو

کز چشم‌ها نهانترم از بیم و از امید

در آفتاب روی خودم دار زانک من

مانند این غزل ترم از بیم و از امید

توضیح . معنی . تفسیر

غزل شماره ۸۷۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۷۶ مولانا، غزلی عارفانه و پرشور است که به رهایی از دوگانگی‌های بیم و امید و رسیدن به وحدت و فنا در عشق الهی می‌پردازد. مولانا در این غزل، شراب عشق را راهگشای این رهایی می‌داند و با تمثیل‌های زیبا، به تعالی روح و رسیدن به مقام قرب الهی اشاره می‌کند.

رهایی از بیم و امید با شراب عشق

مولانا غزل را با درخواست رهایی از دوگانگی آغاز می‌کند:

تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید در ده شراب و واخرام از بیم و از امید

«تا کی (باید) خرقه (لباس ظاهری یا حجاب‌های نفسانی) را از بیم (عذاب) و از امید (ثواب) پاره کنم؟» «(ای معشوق)، شراب (عشق) را به من بده تا از (قید) بیم و از امید رها شوم (و در مسیر تو گام بردارم).» این بیت، بیانگر خستگی از دوگانگی‌های دنیوی و اخروی و درخواست رهایی از آن‌ها با شراب عشق؛ عاشق می‌خواهد از قید ترس و طمع آزاد شود.

پیش آر جام آتش اندیشه سوز را کاندیشه‌هاست در سرم از بیم و از امید

«جام (شراب) آتشین (و سوزاننده‌ی) اندیشه را پیش بیاور،» «زیرا اندیشه‌های زیادی از بیم (نافرمانی) و از امید (پاداش) در سرم (وجودم) است (که مانع رسیدن به وحدت هستند).» این بیت، تأکید بر نقش شراب عشق در از بین بردن اندیشه‌های دوگانه؛ عشق، فکر و خیال‌های ناشی از بیم و امید را می‌سوزاند.

طلب وصل و عنایت الهی

مولانا به طلب وصل و درخواست عنایت الهی اشاره می‌کند:

کشتی نوح را که ز طوفان امان ماست بنما که زیر لنگرم از بیم و از امید

«کشتی نوح (نماد عشق الهی یا پیر کامل) را که از طوفان (حوادث و فریب‌های دنیا) امان و نجات‌بخش ماست،» «(به من) نشان بده که (اکنون) زیر لنگر (در پناه و آرامش) آن هستم، (و از این پس) از بیم و از امید رها شوم (و به توکل کامل برسم).» این بیت، درخواست پناه بردن به کشتی نجات عشق الهی برای رهایی از اضطراب‌های بیم و امید.

آن زرِّ سرخ و نقدِ طرب را بده که من رخسار زرد چون زرم از بیم و از امید

«آن زر سرخ (عشق ناب و خالص) و نقد شادی (طرب) را به من بده،» «که من (از شدت اضطراب و نگرانی) چهره‌ای زرد مانند طلا (زرم) از بیم (عذاب) و از امید (ثواب) دارم.» این بیت، بیانگر تأثیر اضطراب بر ظاهر عاشق و درخواست عشق خالص برای رفع این حالت.

در حلقه ز آنچ دادی در حلق من بریز کآخر چو حلقه بر درم از بیم و از امید

«آنچه را که (به دیگران) دادی، در حلق (وجود) من نیز بریز،» «که من نیز مانند حلقه (در) بر در (خانه‌ی تو) هستم و (با هر بار کوبیدن) از بیم و از امید (به وصال) می‌کوبم.» این بیت، درخواست بهره‌مندی از فیض الهی و بیان این که عاشق نیز مانند حلقه‌ی در، با هر حرکت (تلاش) از بیم و امید به وصل، خود را به درگاه معشوق می‌کوبد.

تحول و فنا در عشق

مولانا به تحول و فنا در عشق اشاره می‌کند:

بار دگر به آب ده این رنگ و بوی را کاین دم به رنگ دیگرم از بیم و از امید

«بار دیگر این رنگ و بو (هستی ظاهری و تعلقات) را به آب (فنا در عشق) بسپار،» «که این لحظه (با تأثیر عشق)، من به رنگی دیگر (حالی دیگر) هستم، (و می‌خواهم) از بیم و از امید (ظاهری) رها شوم.» این بیت، درخواست فنای کامل در عشق برای رسیدن به حالتی فراتر از بیم و امید.

ز آبی که آب کوثر اندر هوای اوست کاندر هوای کوثرم از بیم و از امید

«(به من) از آبی بده که آب کوثر (بهشت) نیز در آرزوی آن است،» «زیرا من (اکنون) در آرزوی (آب) کوثر (معنوی) هستم (و می‌خواهم) از بیم (نرسیدن) و از امید (رسیدن) به آن رها شوم (و به خود آن برسم).» این بیت، بیانگر طلب آبی فراتر از کوثر بهشتی؛ عاشق نه بهشت را می‌خواهد و نه از جهنم می‌ترسد، بلکه خود حقیقت را می‌طلبد.

در عین آتشم چو خلیلم فرست آب کآذر مثال، بتگرم از بیم و از امید

«(اکنون) در میان آتش (عشق و امتحان الهی) هستم، مانند ابراهیم خلیل (که در آتش نمرود بود)، (پس) آب (رحمت) بفرست،» «که (در این آتش) مانند آذر (پدر ابراهیم که بت‌تراش بود) بت‌تراش (آذر مثال، بتگرم) هستم (و می‌خواهم) از بیم (عذاب) و از امید (نجات) رها شوم.» این بیت، تمثیلی از امتحان الهی در آتش عشق؛ عاشق در این آتش، بت‌های درونی (خودخواهی‌ها) را می‌شکند تا از بیم و امید رها شود.

پنهان شدن از چشم‌ها و پایداری در عشق

مولانا به پنهان شدن از چشم‌ها و پایداری در عشق اشاره می‌کند:

کوری چشم بد تو ز چشمم نهان مشو کز چشم‌ها نهانترم از بیم و از امید

«(ای معشوق)، برای کور شدن چشم بد (حسودان و بدخواهان)، از چشم من پنهان مشو،» «زیرا من (خودم) از چشم‌ها (مردم) پنهان‌ترم (و در خلوت خود با تو هستم)، (و می‌خواهم) از بیم (رسوایی) و از امید (شناخته شدن) رها شوم.» این بیت، درخواست حضور دائمی معشوق و بیان این که عاشق خود در خلوت با معشوق است و از قید دیدگاه مردم رهاست.

در آفتاب روی خودم دار زانک من مانند این غزل ترم از بیم و از امید

«(ای معشوق)، مرا در آفتاب روی (جمال) خودت نگاه دار، زیرا من (اکنون) مانند این غزل (که سرشار از شور و حال است) تر و تازه هستم،» «(و می‌خواهم) از بیم (خشک شدن و پژمردن) و از امید (همیشه تازه ماندن) رها شوم (و در خود حقیقت باشم).» این بیت، درخواست بقا در نور جمال معشوق و بیان این که عاشق در این حالت، از قید بیم و امید به فنا و بقا نیز رها می‌شود.

نکات مهم

  • رهایی از دوگانگی: هدف اصلی عاشق، رهایی از قید بیم (ترس از عذاب) و امید (طمع به ثواب) است.
  • نقش شراب عشق: شراب عشق، اندیشه‌ها و تعلقات ناشی از بیم و امید را می‌سوزاند و انسان را به وحدت می‌رساند.
  • کشتی نوح عشق: عشق الهی یا پیر کامل، کشتی نجاتی است که از طوفان‌های دنیوی و اضطراب‌های درونی رهایی می‌بخشد.
  • فنا در عشق: عاشق می‌خواهد هستی ظاهری و تعلقات خود را در آب فنای عشق بسپارد تا به حالتی فراتر از دوگانگی‌ها برسد.
  • طلب حقیقت محض: عاشق نه بهشت را می‌خواهد و نه از جهنم می‌ترسد؛ او به دنبال آب حیاتی است که حتی کوثر نیز در آرزوی آن است، یعنی خود حقیقت.
  • امتحان الهی: عاشق در آتش عشق، بت‌های درونی خود را می‌شکند و از بیم و امید نجات می‌یابد.
  • خلوت با معشوق: عاشق در خلوت خود با معشوق است و از قید دیدگاه مردم رهاست.
  • بقا در نور جمال: عاشق می‌خواهد در نور جمال معشوق باقی بماند و از بیم فنا و امید بقا نیز رها شود.

نتیجه‌گیری

غزل ۸۷۶ مولانا، بیانگر آرزوی عمیق عارف برای رهایی از تمامی قیدها و دوگانگی‌های دنیوی و اخروی است. مولانا شراب عشق را تنها راه رسیدن به این رهایی می‌داند که می‌تواند اندیشه‌های ناشی از بیم و امید را بسوزاند و انسان را به وحدت و فنای حقیقی برساند. او با تمثیل‌های قدرتمند، از کشتی نوح عشق تا آتش خلیل، نشان می‌دهد که چگونه عاشق باید خود را کاملاً تسلیم معشوق کند تا به مقام بی‌بیمی و بی‌امیدی دست یابد و در نور جمال او به بقای جاودان برسد. این غزل پیامی از توکل مطلق، فنای خودی، و طلب حقیقت محض را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: